احساسات

سلام

امیدوارم سالم و سر حال باشید

این دفعه می خوام در مورد احساسات صحبت کنم

احساساتی که برای ابراز اونا یا باید حرف زد یا باید کاری انجام داد....

وقتی بعضی از آدما ( مخصوصا دخترا ) حرف های دلشونو می زنن و از اونجایی که در بعضی مواقع و بهتره بگم بیشتر وقت ها ! هم صحبتشون قادر به درکشون نیست ، با انتقاد ها و حرفهای تند و زننده باعث ناراحتیشون میشن.

خوب هر آدمی احساس خاص خودشو داره بعضی وقت ها ناراحته و نیاز به یه هم صحبت داره و بعضی وقت ها هم که خوشحاله می خواد همه شاد باشن ، این طبیعیه

اما ظاهرا هم صحبتی که انتخاب می کنیم از این که ما سعی داریم با حرفهامون به خودمون ارامش بدیم  خبری نداره و حتی یه زره آرامشی هم که اونم اگه داشته باشیم میگیره ازمون!

هر حسی که داریم و هر کای در قبال اون حس انجام می دیم راهی برای آرامشه ، وقتی اینو بدونیم بالطبع از خودمون در مقابل احساسات دیگران رفتار منطقی و خوبی بروز میدیم.

هر  فردی با حرفاش شخصیت خودشو نشون میده و اگه حرفای کسی بد باشه طبیعتا اون فرد از نظر شخصیتی مشکلی داره پس بازم گوش دادن به حرفاش و کمک به اون یه امره طبیعی و خوب می تونه باشه ( البته در حد توان )

وقت دردو دل که میرسه آدم کم حرف پر حرف میشه و آدم پر حرف کم صحبت می کنه !

بهتره سفره ی دلمونو باید برای کسانی باز کنیم که هر چی به حرفامون گوش میده سیر نمیشه و فقط با علاقست که چنین حسی به وجود میاد.

یکی مهربونه و حرفاش دلنشین و یکی عبوسه و حرفاش خیلی خشنه ! اما هر دوتاشون حرفه دله ، بهتره به این نکته بیشتر توجه کنیم .

چه خوبه اگه بتونیم دیگران رو درک کنیم و وقتی حرفای دل کسی رو می شنوییم القابی مثل ( لوس احمق کم عقل و ...) رو به اونا نسبت ندیم . ( البته به صورت شوخی فکر نمی کنم  مشکلی داشته باشه !)

*بعضی کارهایی که برای ابراز احساسات بیشتر دیده میشه :

به کار بردن دکوراسیون خاص برای محل زندگی شون به طور مثال استفاده از شمع ، گل یا قاب عکس های شاعرانه و زیبا که باعث میشه محیط رومانتیک و آرامش بخش باشه.

حرفای عاشقونه ی یه ذوج که وقتی شروع میشه هیچ کدوم سیر نمیشن و اونقدر آرامش میده به اونا که قابل وصف نیست

رویا ها و افکار زیبا هم یکی از راه های ارامش بخشه و آدمو به طرف یه زنگی خوب راهنمایی میکنه.

رازو نیاز با خدا که دیگه جای خودشو داره ............... ( دوست و همراه همیشگی و مهربون )

 

*چند راهنمایی از طرف داداشه کوچیک شما :

بهتره در مقابل افکار یا حرفایی که باب میلتون نیست سکوت کنید و این کارو بذارید به حساب درک نکردن طرف!

عالیه اگه با افکار بزرگ طرز فکرتون رو هم بالا ببرید. آینده رو افکار هر ادم میسازه به چیزای خوب فکر کردن بهتره .

داداشای خوبم برای درد و دل حتما نیاز به همسر  یا چیزی شبیه به این نیست چرا که خدا و والدین همیشه آماده و مشتاق شنیدن حرفاتون هستن

خواهرای خوبم ؛ بهتره در مقابل ابراز علاقه های ناگهانی کسی  عجول نباشید و در گام اول اونو با چکیده ی افکارتون مورد آزمایش قرار بدید و از اونا  دلیل علاقشونو سوال کنید. دردو دل با کسی که علاقش بی خود و ظاهری باشه  پیامدهای بدی داره و مشکل سازه ....

از اینکه به این وبلاگ اومدید و این متنو خوندید ممنونم

از دوستام :

  و خواهرای خوبم ( مینا کیانا- آرزو فرناز شهرزاد )A.S & MR.AMIR      

داداشام  امین و مسعود

Hesam _ saeed _ eli

 حسنا خانوم

و همه شما عزیزان تشکر میکنم و براتون آرزو می کنم لحظه لحظه ی زندگیتون به بهشت فکر کنید .!

شاد و موفق باشید

دست حق پشت و پناهتون

نسخه ی دست نویس ( صفحه ی 1) :

http://i37.tinypic.com/2ex97ab.jpg

نسخه ی دست نویس (صفحه ی 2) :

http://i35.tinypic.com/35hmko2.jpg

 

 

دلخواه

می خواهمت چنانکه شب خسته خواب را
می جوی
مت چنانکه لب تشنه آب را
محو تو ان چنانکه ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده دمان آفتاب را
بی تابم آنچنانکه درختان برای باد
یا کودکان خفته به گهواره تاب را
بایسته ای چنانکه تپیدن برای دل
یا آنچنانکه بال ِ پریدن عقاب را
حتی اگر نباشی ، می آفرینمت
چونانکه التهاب بیابان سراب را
ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی
با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را

 

 

مرام

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه .

یه چیزی این روز ها کمتر پیش میاد باهاش برخورد کنیم و به نظر من انگار جیره بندی شده مرامه !

مرام از نظر من معانی زیادی داره . و یه معنی سادش می تونه وفاداری و پایبندی به دوستی  باشه ولی مرام بازم از این تعبیر بزرگگتر به نظر میاد !

منظورم اینه که کسی که  مرام داشته باشه حتی وقتی دوستی هم وسط نباشه یا به عبارتی هنوز شروع نشده باشه ، وفاداری و پایبندیشو در رفاقت  به اثبات می رسونه .

بعضی افراد هستن ، همیشه به یاد دوستشون هستن و سعی می کنن همیشه به اون طرف کمک کنن و اگه نتونن این کمکو خودشون انجام بدن باز هم در راه حل مشکل رفیقشون تمام سعیشون رو می کنن .

لازم به ذکره اون ادمایی که الارقم اینکه به یاد دوستاشون هستن ولی فرصت ابراز علاقشون رو پیدا نمی کنن مسلما جز با مرامان به حساب میاد . چرا که گام اصلی رو در راه معرفت برداشته و اون یاد دوستانه . و چنین آدمایی هر از چندگاهی با برقراری ارتباط با دوستان خودشونو نشون می دن (حتی دیر به دیر و با تاخیر ) و ...

بازم از نظر من : ( کسی که مرام داشته باشه ، یعنی به پیوندی که خودشون با دوستشون بستن یعنی رفاقت پایبند باشه ، در کنار رفاقت یه جور علاقه هم نسبت به دوستش ابراز می کنه و تو این راه از هیج تلاشی دریق نمی کنه )

اگه کسی این علاقه رو به زبون میاره دلیل بر این نیست که مرام داره ؛ هر  کسی می تونه حرفشو با عملش ثابت کنه ( کاری که  مردها خیلی دوست دارن) .

یه نظریه من در مورد مرام که شاید زیاده روی هم باشه اینه که : ( مرام مختص آدمای خوب و پاکه و یه آدمه بد نمی تونه مرام داشته باشه ، چون یه آدم نه چندان درست  تو دوستیش ملاک های  مادی رو در اولویت قرار میده و همین یه دلیل برا بی مرامیه ! )

 

یه با مرام نه تنها سعی می کنه حسن نیتشو اثبات کنه ، همیشه به دنبال اینه که طرفشو هم به راهی که درسته هدایت کنه ، اگه  متوجه شه کسی از دستش دلخوره حتم داشته باشید اونقدر معذرت خواهی می کنه که طرف ( کسی که ناراحت شده ) خودش شروع به عذر خواهی  کنه یا حداقل میزنه زیره تمام چیزایی که پیش اومده .

ازکارایی که یه با مرام انجام میده میشه به نکات زیر اشاره کرد :

* در بدترین شرایط سعی می کنه  دوستشو قبل از خودش از مخمصه  یا مشکل خارج کنه !

* وقتی ناراحته ابراز نمی کنه چون می ترسه دوستش هم ناراحت شه ، ولی بیشتر مواقع دوستان متوجه میشن ( ناراحتی یه جور موج منفی یا  غم از خودش منتشر می کنه که همون باعث  اگاهی افراد  میشه ، البته  چهره و کار های فرد ناراحت هم داد می زنه که یه مشکلی براش به وجود اومده  ! )  

* تو سلام کردن دوست داره پیشی بگیره و  اهل مزاح و خنده هم هست در حد معمول .

* با ناراحتی دوست نارااحت و با شادیه اون خوشحال میشه

*به قول و قرار  شدیدا پایبنده چرا که یاد دوستان اجازه نمیده از این  حسن دور بشه

* تو کمک کردن حاضره بدترین سختی ها رو تحمل کنه و در قبال کمکی که کرده هیچ توقعی جز خوشحالی طرف نداره

*  در حدی که باشه ارزش و شان رفیقشو همیشه بالاتر از خودش میدونه و تو صحبتاش از من تعریف نمی کنه و از تو  ایراد نمی گیره !  

* انتقاد با ایراد فرق داره پس  تو انتقاداش لحنشو دوستانه تر و منطقی تر می کنه و وقتی متوجه شه طرف خوشش نیومد بحثو عوض می کنه

* مرام یعنی یاد دوستان در بدترین شرایط و انجام کارهای غیر منتظره و ناگهانی در جهت  خوشحالیه دوست.

مرام معنی بخشش رو هم میده چرا که ادم با مرام باید بخشنده باشه و اگه رفتاری از یه دوست سر زد  که باعث ناراحتیش شد ، سعی می کنه با دلیلهای متفاوت دوستشو تبرعه کنه و همه چیزو فراموش کنه ، حتی پیش اومده از این موقعیت برای مستحکم تر کردن پایه های دوستی استفاده می کنه .

*مرام و معرفت حتی موقع خداحافظیم خودشونو نشون میدن .! خداحافظی یکی از اعمال اجتناب ناپذیره و یه آدم می تونه با رفتارش هنگام خداحافظی دوستشو ناراحت یا خوشحال کنه ، مثلا اگه میون حرفهای یه دوست یا وقتی دوستمون نیاز به ما داره ازش خداحافظی کنیم باعث ناراحتیش میشیم و اگه قبل از خداحافظی با یه سری ارزوهای قشنگ علاقمون رو به دوستمون نشون بدیم باعث خوشحالیه دوستمون میشه .

* بامرام جواب بدی رو با بدی نمیده و حتی شاید خوبی هم کنه در قبالش . و جواب خوبیو با یه کاری که از دستش بر میاد تا دوستشو شاد کنه میده.

در کل مرام و معرفت میتونه به معنی رفتاری باشه که  باعث مستحکم تر شدن دوستی ؛ و جلو گیری از رفتارای شیطانی که باعث بر هم خوردن دوستی و زیر سوال رفتن شخصیت دوست ؛  میشه .

با تشکر از شما دوستان و  از اینکه سرتون رو درد آوردم ببخشید

ممنون از

 و خواهرای خوبم : مینا – کیانا – فرناز و شهرزادA.S & MR.AMIR

داداشام امین و مسعود

Hesam _Eli – milad – saeed

آرزو

 

از همه ی بازدید کننده های وبلاگم هم تشکر میکنم

امیدوارم در لحظه لحظه ی عمرتون به بهشت نزدیک و نزدیکتر بشید !

موفق باشید و شاد

حق پشتو پناهتون

                                                                                                                                                              

آدما همه ماهن اما دچار ماه گرفتگین!!!!!!!

سلام

امیدوارم حال همه ی دوستان خوب باشه

ممنون از توجهتون به این وبلاگ

حال باید یه بحثی رو شروع کنم که مدت هاست تو ذهنمه و دارم بهش فکر می کنم و با تلنگری که خواهرم کیانا به من زد ( که ازش ممنونم)!!! من تصمیم گرفتم سفره ی دلمو وا کنم

(خوب بودن یعنی چی)

 

مقدمه:

خوب ( عالی) یعنی چی؟

این کلمه که بعضی مواقع با لغات دیگه ایی مثل عالی یا محشر و... هم مطرح میشه به معنی :( رتبه ایی که علاوه بر اینکه نقطه ی مقابل بده ، از حالت عادی هم بالاتره !) به عبارت دیگه فراتر از معمولی

*معمولی یا عادی هم یعنی از رتبه ی بد بالا تر و از رتبه ی خوب پایین تر

این وازه (خوب) که خیلی دوست داشتنیه ممکنه بعضی مواقع در به کار بردنش تفریط بشه و باعث به وجود اومدن بدی بشه!

تو زندگیه روز مره مون به خیلی از چیزا این صفت رو نسبت می دیم

اما تا حالا به این فکر کردید که واقعا چرا؟

من وقتی در مورد خودم تحقیق کردم فهمیدم چون اون چیزبدردم می خوره من بهش میگم خوبه ، البته طبیعی هم هست . چون همیشه بدرد بخور ها خوبن

اما طرف حرفام (موضوع حرفم ) آدمان ، آدمایی که خوبن ، یا تظاهر به خوبی می کنن

 

فلسفه ی خوب :

راستش چون تو این دنیا دوری از بدی ها کمی سخت به نظر میاد نقطه ی مقابلش رو با واژه ی خوب مشخص کردن که با توجه به ماهیتش دارای جایگاه خوبی تو ذهن ماست .

برای ارزش یابی هم از این کلمه استفاده می کنن ارزش یابیه کارهای نه چندان سخت!

خوب بودن برای ما آدما یعنی دوری از هر گونه صفات غیر اخلاقی و نزدیک شدن به صفات کمالی .

علت توجه ما به این لغت هم همینه ، و جایگاهش در ذهن همه ی ما محفوظه

 

حالا حرف دلم :

احتمالا شنیدید یه آدم به طرفش میگه : ( تو خوبی - تو ماهی – شما گلی )یا هر چیز شبیه این .

منم میگم ! ، ولی با علت .

تو جمله ی ( تو ماهی ) خطاب به هر کسی که باشه ؛ به یه حقیقت اشاره می کنه ! جالبه نه ؟

علت این حرفم اینه که ماه زیباییش به نور ملایمشه که شب ها چهره ی زیبایی به آسمون در نبود خورشید میده ؛ اما خورشید هست و ما نمی بینمش چون شبه ! و ماه هم نور مهتابیشو از خورشید که منبع نور و انرژیه دریافت می کنه .

ما آدما وقتی به دنیا میایم مطمئننا خدا در وجود ما یه سری صفات خوب قرار داده یا راهش رو برامون باز گذاشته که این صفات رو بشناسیم و برای کسب اونها تلاش کنیم

اون چیزایی که خدا به ما داده نعمتاشه و اون راهی که برا ما قرار داده کسب علم و فهمه !

به طور حتم بی علم ترین افراد هم از صفات خوب -هر چند کم- اطلاع دارن و برای اونها تلاش می کنن و حتی دارای بعضی از این صفات هم هستن این نشونه ی فهمشونه

منشاء تمام صفات خوب خداست (منبع جاودان )

ما آدم ها هم دارای بعضی از این صفات هستیم ( حتی بدترینمون )

پس ما هم مثل ماه که نور مهتابیشو از خورشید می گیره صفات خوبمونو خدا بهمون داده و ما هم از جانب خدا میگیریم .

ببینید ماه چقدر زیباست در صورتی که قسمت کوچیکی از نور خورشید رو جذب می کنه.

جذابیت و خوبیه ما آدمها هم همینه و ما آدمها هممون زیبایی خاص خودمونو داریم ؛ ولی این وسط شر ها و پلیدی ها خودشونو به ما چسپوندن و انگار اون قسمتی که از اونجا به ما چسپیدن بی حسه ! چون کمتر پیش اومده متوجه شیم اینجاست که ارزشه انتقاد مشخص میشه و همچنین اهمیت خود شناسی ( با اینکه ما بدیامونو حس نمی کنیم ولی می تونیم با یه نگاه به خودمون اونا رو ببینیم )

ماه وقتی می گیره که سایه ی زمین بیفته روش و زمین نگذاره نور خورشید بهش برسه

ما آدما هم که همه ماهیم بیشتر مواقع  گرفته اییم چون بدیهامون سایه ی سیا ه خودشونو رو ما انداختن و نمیزارن یاده خدا باشیم و در پی اون نوری دریافت کنیم از منبع نور (خوبی رو نمی تونیم درک کنیم ) ؛ شاید بهتره بگم این پلیدی ها نمی زارن خوبیهامون خودشونو نشون بدن .******** ( علت این ستاره ها رو ازم سوال کنید )

یه چیزی رو من قبلا گفتم و اون این بود که : ( کسی که بد باشه به هیچ وجه نمی تونه خودشو خوب نشون بده و کسی که خوبه هم نمی تونه بد نشون بده خودشو )

حالا میخوام این قضیه رو باز کنم ؛ کسی که بدیهاش بیشتر از خوبیهاشه نمی تونه خوب باشه ( چون بدیها خوبی ها رو پنهون می کنه ) مگه اینکه بدی ها شو بشناسه و اونا رو دور بریزه که با این کار دیگه بد نیست !

هر کسی هم وقتی خوب باشه مسلما بدی نداره یا بهتر بگم بدیهاشو شناخته و جلوشونو گرفته ؛ به همین خاطر نور خوبی ها مثل مهتاب طرفو جذاب می کنه!

لازمه یه چیزی رو بگم و اون اینه که بد نبودن و شناخت بدی ها و از بین بردن اونا کار آسونیه. و خوب بودن هم کمی سخته ! یعنی برای خوب بودن لازمه یه کارایی رو انجام بدیم که شاید برامون سخت باشه . پس میشه گفت : بیاید بد نباشیم و خودمونو به خوب نزدیک کنیم تا اونجا که می تونیم ، با این کار اگه نتونستیم خوب بشیم ولی عوضش تونستیم یه آدمه معمولی باشم و بد نباشیم که خودش کلیه....

 خود شناسی نیاز اساسی به خداشناسی داره چون برای شناخت باید یه سری معیارامونو با ایده آل مقایسه کنیم که ایده ال ترین خداست و با شناخت صفات خوب و تقویت اونا ، بدی ها میمیرن !.

برای نزدیک شدن به خوب یعنی برای خوب بودن هم لازمه واسه خودمون یه الگو انتخاب کنیم و برای انجام هر کار با خودمون فکر کنیم اگه الگومون به جای من بود چی کار می کرد ؟ ؛ خیلی جالبه ولی خود به خود به سمت خوب بودن سوق پیدا میکنید . راستی الگو یی هم که انتخاب می کنید بهتره کسی باشه که علاوه بر خوب بودن شما شناخت کافی ازش داشته باشید (پیشنهاد من برای پسرا و دوستام حضرت علی (ع) و برای دختر ها حضرت فاطمه (ص) یا حضرت زینب (ص) هست) لازم به ذکره بهتره پیشرفت جامعه رو هم در نظر داشته باشید و در مورد بعضی مسائل خودتون تصمیم گیرنده باشید .

 

حرفای بعضی از دوستان در این مورد :

یکی از دوستان به نکته ایی اشاره کرد و گفت خوب بودن بیش از حد باعثه بد شدنه آدمای دیگه میشه !

از نظر من این یه چیز طبیعیه و بد شدن ادمای دیگه نشونه ی ضعف و ناتوانیه اوناست . افرادی که با دیدن آدمای خوب سریعا به دنبال بهانه ایی میگردن تا شان اونا رو بیارن پایین و خودشونو بالا بکشن حسودن ؛ نوعی از حسادت که یه بدی بزرگ به حساب میاد و کسی که این بدیو داره تا این مشکلش رو حل نکنه هیچ وقت نمی تونه خوب باشه !

ضمن اینکه طبق ضرب المثل قدیمی: انسانهای خوب همیشه دشمن دارن .

تاکید خود انسان بر اینکه ادمه خوبیه هم به نظرم بد میاد چون ودستایی میشه و باعث غرور و بازم بدی ....

(البته نباید بگه من بدم چون کوچیک و سر خورده گی میشه)

 

تاثیر رفتار خوب در چهره :

هر ادمی که خوب باشه و خودش رو در نظر دیگران بد نکنه همیشه جذابه و چهرش خوب به نظر میرسه من به یه نکته ایی رسیدم و اون اینه که یکی از اعضای صورت که خوب بودن یا بد بودن روش واقعا تاثیر داره چشمه !

چشم خیلی عضو عجیبیه ! می تونه آدما رو عاشق کنه و از اون طرف می تونه بعضی ها رو بترسونه و گاهی جواب سوال ها رو بده !

می خواستم بگم اگه واقعا رفتار خوب در چهره تاثیر داشته باشه ( که به احتمال زیاد داره !) بیشترین تاثیرش رو چشمه و شاید به همین خاطره که بد بودن آدما رو به چشم اونا نسبت میدن .

 

نتیجه :

بد بودن خیلی راحته برای اونایی که بدن، و از بین بردن بدی راحتره برا اونایی که میخوان خوب شن ، خوب بودن شاید کمی سخت باشه ولی قابله دسترسیه ، امیدوارم خوب باشید یا حداقل معمولی زندگی کنید

 

راستی !!!!!!!!!!!:

آدمی که تو زندگیش خوب بوده یا به عبارته دیگه سعی کرده باشه ! به خاطر وجدان بیدارش نمی تونه بد بشه . و در صورتی که فکر کنه دچار نقص شده خیلی زود دچار عذاب وجدان شده و تلاش می کنه دوباره با رفع نقص ِ بد نباشه . !

اما در نقطه ی مقابل آدمی که همیشه رفتاراش غیر منطقی بوده و  همیشه دچار مشکل! به خاطر وجدانه خوابش از رفتار بدش بویی نمی بره و اگه کسی هم بهش گوشزد کنه باز هم به خاطر منطقی نبودنش با یه برخورد تند طرف رو ناراحت می  کنه .

کسی که خوب نیت می تونه با بیدار کردن وجدانش به مرحله ایی از خوبی برسه . ولی کسی که خوبه احتمالا نتونه با بد شدنش کنار بیاد به خاطر همین:

 خوب بودن خود مانع بزرگی برای بد بودنه و بد بودن سده بزرگی برای خوب بودن
! آرزو می کنم خوب زندگی کنید و با خوب بودن جلوی بدی رو بگیرید و نتونید بد باشید !
 

 

معذرت - تشکر و تقدیر _ آرزوم !:

 واقعا منو ببخشید اگه زیاد حرف زدم .

امیدوارم حرفام خستتون نکرده باشه .

ممنون بابت مهربونیاتون

در صورت تمایل نظر بدید

یه تشکر ویژه هم از دوستانی میکنم که به خاطر خوبیهاشون من همیشه مدیونشونم :

1- A.S & MR.AMIR و خواهرام : مینا - کیانا - آرزو – فرناز – شهرزاد

2- کریم جان و داداش امین

3- Hesam – eli – saeed

4- نیما ، ساحل و هادی

و هر کسی که از این وبلاگ دیدن کرده

ممنووووووووووووونم

 امیدوارم بتونم جبران کنم

از تمام خانوادم هم ممنونم و دست تک تکشونو میبوسم

بهشت از آن شما ، شاد باشید و موفق

یا حق

 

نفس های خواهرم

تونیستی که ببینی چگونه عطر تو در عمق لحظه جاریست
چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست
چگونه جای تو در جان زندگی سبز است
هنوز پنجره باز است
از بلندی ایوان به باغ مینگری
درخت ها و چمنزار و شمعدانی ها
به ان ترنم شیرین
به ان تبسم مهر
به ان نگاه پر از افتاب
مینگرند
تمام گنجشکان که درنبودن تو
مرا به باد ملامت گرفته اند
تو را به نانم صدا میکنند
هنوز عکس تو را از فراز گنبد کاج کنار باغچه
زیر درخت ها
لب حوض
درون اینه ی پاک اب مینگرند
تو نیستی که ببینی چگونه پیچیده است
طنین شعر نگاه تو در ترانه ی من
تو نیستی که ببینی
چگونه میگرد
نسیم روح تو
در باغ بی جوانه ی من
چه نیمه شب ها
کز پاره های ابر سپید
به روی لوح سپهر
تو را چنان کمه دلم خواسته است ساخته است
چه نیمه شب ها
وقتی که ابر بازیگر
هزار چهره به هر لحضه می کند تصویر
به چشم هم زدنی
میان ان همه
صورت
تو را شناخته ام
به خواب می ماند
تنها به خواب میماند
چراغ اینه دیوار بی تو غمگینند
تو نیستی که ببینی چگونه با دیوار
به مهربانی یک دوست
از تو میگویم
تو نیستی که ببینی
چگونه از دیوار جواب میشنوم
تو نیستی که ببینی
چگونه دور از تو بروی هرچه در این خانه است
غبار سربی اندوه بال گسترده است
تو نیستی که ببینی
دل رمیده ی من
بجز تو همه چیز را رها کرد
غروب های غریب
دراین رواق نیاز
پرنده ی ساکت و غمگین ستاره بیمار است
در چشم خسته ی من
در این مدت عبث
دو شمع سوخته جان
همیشه بیدار است
تو نیستی که ببینی

ممنون از آبجی کیانا

درد و دل

سلام

از توجهتون به این وبلاگ واقعا ممنونم

دوستانی که مایلن به بعضی دقدقه های من پی ببرن به عبارتی درد و دلام روی ادامه ی مطلب کلیک کنن

ادامه نوشته

یاد دوستان

تقدیم به سرور و سالار                      A.S & Amir jan

شما را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم چون شما پاک هستيد مي توانم شما را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار شويد و وقتي که نيستيد بي رنگي روزهايم را با مداد رنگي هاي يادتان رنگ مي زنم

 به خاطر تمام خوبیهاتون ممنون

شعر هایی از یک دوست

باور کن ، صدامو باور کن
صدایی که تلخ و خسته ست
باور کن ، قلبمو باور کن
قلبی که کوهه اما شکسته ست
باور کن ، دستامو باور کن
که ساقه ی نوازشه
باور کن ، چشم منو باور کن
که یک قصیده خواهشه
وسوسه ی عاشق شدن ، التهاب لحظه هامه
حسرت فریاد کردن ، اسم کسی با صدامه
اسم تو ، هر اسمی که هست
مثل غزل ، چه عاشقانه ست
پر وسوسه ، مثل سفر
مثل غربت ، صادقانه ست
باور کن ، اسممو باور کن
من فصل بارون برگم
مطرود باغ و گل و شبنم
درختم خشکی تو دست تگرگم
باور کن ، همیشه باور کن
که من به عشق صادقم
باور کن ، حرف منو باور کن
که من همیشه عاشقم

*************----------------------*************

ای شب ، به پاس صحبت دیرین ، خدای را
با او بگو حکایت شب زنده داریم
با او بگو چه می کشم از درد اشتیاق
شاید وفا کند ، بشتابد به یاریم
ای دل ، چنان بنال که آن ماه نازنین
آگه شود ز رنج من و عشق پاک من
هر چند بسته مرگ کمر بر هلاک من
ای شعر من ، بگو که جدایی چه می کند
کاری بکن که در دل سنگش اثر کنی
ای چنگ غم ، که از تو به جز ناله بر نخاست
راهی بزن که ناله از این بیشتر کنی
ای آسمان ، به سوز دل من گواه باش
کز دست غم به کوه و بیابان گریختم
داری خبر که شب همه شب دور از آن نگاه
مانند شمع سوختم و اشک ریختم
ای روشنان عالم بالا ، ستاره ها
رحمی به حال عاشق خونین جگر کنید
یا جان من ز من بستانید بی درنگ
یا پا فرانهید و خدا را خبر کنید
آری ، مگر خدا به دل اندازدش که من
زین آه و ناله راه به جایی نمی برم
جز ناله های تلخ نریزد ز ساز من
از حال دل اگر سخنی بر لب آورم
آخر اگر پرستش او شد گناه من
عذر گناه من ، همه ، چشمان مست اوست
تنها نه عشق و زندگی و آرزوی من
او هستی من است که آینده دست اوست
عمری مرا به مهر و وفا آزموده است
داند من آن نیم که کنم رو به هر دری
او نیز مایل است به عهدی وفا کند
اما - اگر خدا بدهد - عمر دیگری

با تشکر از فرستنده ی این شعرها (حسنا) و آرزوی موفقیت برای ایشان