سلام 
امیدوارم حال همه ی دوستان خوب باشه
ممنون از توجهتون به این وبلاگ
حال باید یه بحثی رو شروع کنم که مدت هاست تو ذهنمه و دارم بهش فکر می کنم و با تلنگری که خواهرم کیانا به من زد ( که ازش ممنونم)!!! من تصمیم گرفتم سفره ی دلمو وا کنم
(خوب بودن یعنی چی)
مقدمه:
خوب ( عالی) یعنی چی؟
این کلمه که بعضی مواقع با لغات دیگه ایی مثل عالی یا محشر و... هم مطرح میشه به معنی :( رتبه ایی که علاوه بر اینکه نقطه ی مقابل بده ، از حالت عادی هم بالاتره !) به عبارت دیگه فراتر از معمولی
*معمولی یا عادی هم یعنی از رتبه ی بد بالا تر و از رتبه ی خوب پایین تر
این وازه (خوب) که خیلی دوست داشتنیه ممکنه بعضی مواقع در به کار بردنش تفریط بشه و باعث به وجود اومدن بدی بشه!
تو زندگیه روز مره مون به خیلی از چیزا این صفت رو نسبت می دیم
اما تا حالا به این فکر کردید که واقعا چرا؟
من وقتی در مورد خودم تحقیق کردم فهمیدم چون اون چیزبدردم می خوره من بهش میگم خوبه ، البته طبیعی هم هست . چون همیشه بدرد بخور ها خوبن
اما طرف حرفام (موضوع حرفم ) آدمان ، آدمایی که خوبن ، یا تظاهر به خوبی می کنن
فلسفه ی خوب :
راستش چون تو این دنیا دوری از بدی ها کمی سخت به نظر میاد نقطه ی مقابلش رو با واژه ی خوب مشخص کردن که با توجه به ماهیتش دارای جایگاه خوبی تو ذهن ماست .
برای ارزش یابی هم از این کلمه استفاده می کنن ارزش یابیه کارهای نه چندان سخت! 
خوب بودن برای ما آدما یعنی دوری از هر گونه صفات غیر اخلاقی و نزدیک شدن به صفات کمالی .
علت توجه ما به این لغت هم همینه ، و جایگاهش در ذهن همه ی ما محفوظه
حالا حرف دلم :
احتمالا شنیدید یه آدم به طرفش میگه : ( تو خوبی - تو ماهی – شما گلی )یا هر چیز شبیه این .
منم میگم ! ، ولی با علت .
تو جمله ی ( تو ماهی ) خطاب به هر کسی که باشه ؛ به یه حقیقت اشاره می کنه ! جالبه نه ؟
علت این حرفم اینه که ماه زیباییش به نور ملایمشه که شب ها چهره ی زیبایی به آسمون در نبود خورشید میده ؛ اما خورشید هست و ما نمی بینمش چون شبه ! و ماه هم نور مهتابیشو از خورشید که منبع نور و انرژیه دریافت می کنه .
ما آدما وقتی به دنیا میایم مطمئننا خدا در وجود ما یه سری صفات خوب قرار داده یا راهش رو برامون باز گذاشته که این صفات رو بشناسیم و برای کسب اونها تلاش کنیم
اون چیزایی که خدا به ما داده نعمتاشه و اون راهی که برا ما قرار داده کسب علم و فهمه !
به طور حتم بی علم ترین افراد هم از صفات خوب -هر چند کم- اطلاع دارن و برای اونها تلاش می کنن و حتی دارای بعضی از این صفات هم هستن این نشونه ی فهمشونه
منشاء تمام صفات خوب خداست (منبع جاودان )
ما آدم ها هم دارای بعضی از این صفات هستیم ( حتی بدترینمون )
پس ما هم مثل ماه که نور مهتابیشو از خورشید می گیره صفات خوبمونو خدا بهمون داده و ما هم از جانب خدا میگیریم .
ببینید ماه چقدر زیباست در صورتی که قسمت کوچیکی از نور خورشید رو جذب می کنه.
جذابیت و خوبیه ما آدمها هم همینه و ما آدمها هممون زیبایی خاص خودمونو داریم ؛ ولی این وسط شر ها و پلیدی ها خودشونو به ما چسپوندن و انگار اون قسمتی که از اونجا به ما چسپیدن بی حسه ! چون کمتر پیش اومده متوجه شیم اینجاست که ارزشه انتقاد مشخص میشه و همچنین اهمیت خود شناسی ( با اینکه ما بدیامونو حس نمی کنیم ولی می تونیم با یه نگاه به خودمون اونا رو ببینیم )
ماه وقتی می گیره که سایه ی زمین بیفته روش و زمین نگذاره نور خورشید بهش برسه
ما آدما هم که همه ماهیم بیشتر مواقع گرفته اییم چون بدیهامون سایه ی سیا ه خودشونو رو ما انداختن و نمیزارن یاده خدا باشیم و در پی اون نوری دریافت کنیم از منبع نور (خوبی رو نمی تونیم درک کنیم ) ؛ شاید بهتره بگم این پلیدی ها نمی زارن خوبیهامون خودشونو نشون بدن .******** ( علت این ستاره ها رو ازم سوال کنید )
یه چیزی رو من قبلا گفتم و اون این بود که : ( کسی که بد باشه به هیچ وجه نمی تونه خودشو خوب نشون بده و کسی که خوبه هم نمی تونه بد نشون بده خودشو )
حالا میخوام این قضیه رو باز کنم ؛ کسی که بدیهاش بیشتر از خوبیهاشه نمی تونه خوب باشه ( چون بدیها خوبی ها رو پنهون می کنه ) مگه اینکه بدی ها شو بشناسه و اونا رو دور بریزه که با این کار دیگه بد نیست !
هر کسی هم وقتی خوب باشه مسلما بدی نداره یا بهتر بگم بدیهاشو شناخته و جلوشونو گرفته ؛ به همین خاطر نور خوبی ها مثل مهتاب طرفو جذاب می کنه!
لازمه یه چیزی رو بگم و اون اینه که بد نبودن و شناخت بدی ها و از بین بردن اونا کار آسونیه. و خوب بودن هم کمی سخته ! یعنی برای خوب بودن لازمه یه کارایی رو انجام بدیم که شاید برامون سخت باشه . پس میشه گفت : بیاید بد نباشیم و خودمونو به خوب نزدیک کنیم تا اونجا که می تونیم ، با این کار اگه نتونستیم خوب بشیم ولی عوضش تونستیم یه آدمه معمولی باشم و بد نباشیم که خودش کلیه....
خود شناسی نیاز اساسی به خداشناسی داره چون برای شناخت باید یه سری معیارامونو با ایده آل مقایسه کنیم که ایده ال ترین خداست و با شناخت صفات خوب و تقویت اونا ، بدی ها میمیرن !.
برای نزدیک شدن به خوب یعنی برای خوب بودن هم لازمه واسه خودمون یه الگو انتخاب کنیم و برای انجام هر کار با خودمون فکر کنیم اگه الگومون به جای من بود چی کار می کرد ؟ ؛ خیلی جالبه ولی خود به خود به سمت خوب بودن سوق پیدا میکنید . راستی الگو یی هم که انتخاب می کنید بهتره کسی باشه که علاوه بر خوب بودن شما شناخت کافی ازش داشته باشید (پیشنهاد من برای پسرا و دوستام حضرت علی (ع) و برای دختر ها حضرت فاطمه (ص) یا حضرت زینب (ص) هست) لازم به ذکره بهتره پیشرفت جامعه رو هم در نظر داشته باشید و در مورد بعضی مسائل خودتون تصمیم گیرنده باشید . 
حرفای بعضی از دوستان در این مورد :
یکی از دوستان به نکته ایی اشاره کرد و گفت خوب بودن بیش از حد باعثه بد شدنه آدمای دیگه میشه !
از نظر من این یه چیز طبیعیه و بد شدن ادمای دیگه نشونه ی ضعف و ناتوانیه اوناست . افرادی که با دیدن آدمای خوب سریعا به دنبال بهانه ایی میگردن تا شان اونا رو بیارن پایین و خودشونو بالا بکشن حسودن ؛ نوعی از حسادت که یه بدی بزرگ به حساب میاد و کسی که این بدیو داره تا این مشکلش رو حل نکنه هیچ وقت نمی تونه خوب باشه !
ضمن اینکه طبق ضرب المثل قدیمی: انسانهای خوب همیشه دشمن دارن .
تاکید خود انسان بر اینکه ادمه خوبیه هم به نظرم بد میاد چون ودستایی میشه و باعث غرور و بازم بدی ....
(البته نباید بگه من بدم چون کوچیک و سر خورده گی میشه) 
تاثیر رفتار خوب در چهره :
هر ادمی که خوب باشه و خودش رو در نظر دیگران بد نکنه همیشه جذابه و چهرش خوب به نظر میرسه من به یه نکته ایی رسیدم و اون اینه که یکی از اعضای صورت که خوب بودن یا بد بودن روش واقعا تاثیر داره چشمه !
چشم خیلی عضو عجیبیه ! می تونه آدما رو عاشق کنه و از اون طرف می تونه بعضی ها رو بترسونه و گاهی جواب سوال ها رو بده !
می خواستم بگم اگه واقعا رفتار خوب در چهره تاثیر داشته باشه ( که به احتمال زیاد داره !) بیشترین تاثیرش رو چشمه و شاید به همین خاطره که بد بودن آدما رو به چشم اونا نسبت میدن .
نتیجه :
بد بودن خیلی راحته برای اونایی که بدن، و از بین بردن بدی راحتره برا اونایی که میخوان خوب شن ، خوب بودن شاید کمی سخت باشه ولی قابله دسترسیه ، امیدوارم خوب باشید یا حداقل معمولی زندگی کنید
راستی !!!!!!!!!!!:
آدمی که تو زندگیش خوب بوده یا به عبارته دیگه سعی کرده باشه ! به خاطر وجدان بیدارش نمی تونه بد بشه . و در صورتی که فکر کنه دچار نقص شده خیلی زود دچار عذاب وجدان شده و تلاش می کنه دوباره با رفع نقص ِ بد نباشه . !
اما در نقطه ی مقابل آدمی که همیشه رفتاراش غیر منطقی بوده و همیشه دچار مشکل! به خاطر وجدانه خوابش از رفتار بدش بویی نمی بره و اگه کسی هم بهش گوشزد کنه باز هم به خاطر منطقی نبودنش با یه برخورد تند طرف رو ناراحت می کنه .
کسی که خوب نیت می تونه با بیدار کردن وجدانش به مرحله ایی از خوبی برسه . ولی کسی که خوبه احتمالا نتونه با بد شدنش کنار بیاد به خاطر همین:
خوب بودن خود مانع بزرگی برای بد بودنه و بد بودن سده بزرگی برای خوب بودن
! آرزو می کنم خوب زندگی کنید و با خوب بودن جلوی بدی رو بگیرید و نتونید بد باشید !


معذرت - تشکر و تقدیر _ آرزوم !:


واقعا منو ببخشید اگه زیاد حرف زدم .
امیدوارم حرفام خستتون نکرده باشه .
ممنون بابت مهربونیاتون 
در صورت تمایل نظر بدید
یه تشکر ویژه هم از دوستانی میکنم که به خاطر خوبیهاشون من همیشه مدیونشونم :
1- A.S & MR.AMIR و خواهرام : مینا - کیانا - آرزو – فرناز – شهرزاد 
2- کریم جان و داداش امین
3- Hesam – eli – saeed
4- نیما ، ساحل و هادی
و هر کسی که از این وبلاگ دیدن کرده
ممنووووووووووووونم
امیدوارم بتونم جبران کنم
از تمام خانوادم هم ممنونم و دست تک تکشونو میبوسم
بهشت از آن شما ، شاد باشید و موفق 
یا حق 


