سلام

باز هم قدیما! علاوه بر اینکه دستی به قلم داشتیم برا نوشتن

یه کارایی هم در زمینه کاریکاتور و کارتون میکردیم...به صورت کاملا غیر حرفه ایی و آماتور

البته مشخصه دیگه ....این یکی دیگه زیادی آماتور نشون میده ولی خوب ، شما نفس کار رو ببینید.

در کل از هر فربه ایی<این واژه در اصل و درستش حربه ست که من نمی دونستم اشتباه نوشتم  الان فهمیدم ولی تغییر نمیدم > استفاده می کردیم تا به بیان حرف ها و به عبارتی درد های دلمون بپردازیم...همون کمترین حجم و بهترین کیفیت مثلا... که اون زمان رو من بسیار موثر واقع می شد و به جِد راهی بود جهت به آرامش رسیدن.

قلم و کاغذ ...(امروزه کی برد و هارد سیستم و یه فایل داکیومنت).. یار های بسیار خوب و وفادار میتونن باشن برای رسوندن شما به ارامش ... لذا انتخاب این مسیر رو برای رسیدن به آرامش بهتون پیشنهاد مینمایم.

***

طرح زیر هم فکر میکنم برا سال 89 باشه یا قبلش...

خوندن مطلبی در یه وبلاگ منو یاد این  کاریکاتور انداخت ... با خودم گفتم خوبه که یادی از این یارهای قدیمی هم کنیم...

به شدت در حال خاک خوردن هستن!

و اما این کاریکاتور -به اصطلاح- موضوعش اون زمان بر میگشت به مرام و معرفت:

مرامی که غم رو به اشتراک نمی ذاره و

معرفتی که همراهان را در شادی ها شریک میکنه...

و مهر  و محبت هایی که دل ها رو میخونن و با شناخت و علاقه ایی که وجود داره به خودی خود باعث درک طرف مقابل میشه...

***

از اونجا که تصمیمم  برای کم نوشتن بسیار جدیه ... پس همین جا مطلبو قطع میکنم

باقی ماجرا رو خودتون استنباط بفرمایید...

از لطف و مهربونیتون سپاس

شادیتون پایدار و بلند مثل شب یلدا

یلداتون  پیشاپیش مبارک و خوش باد

حق یارتون