سه نقطه...

جایی نمــانید که مجبــور باشند ـتحملتاـنـ کنند...
جایــی برویـد که بــودنــتان را ـجشنـ بگیرند...

جایی نمــانید که مجبــور باشند ـتحملتاـنـ کنند...
جایــی برویـد که بــودنــتان را ـجشنـ بگیرند...
سال 88 سال عجیب و غریب زندگیم بود!
اگه بخوام در ارتباط با این سال در اینجا بگم:
سالی که خدشه دار شدن معرفتم کلید خورد !
تعداد نظرات من در این سال در وبلاگ اونایی که برام اهمیت داشتن:0-و دیگه حداکثر انگشت شمار بود!
داشتم نظرات و پست هاي سال 88 خودمو چک ميکردم
همون من ماضی!
از همین حالا شروع میکنم:
از نظراتی که آینه ی حال حاضر دلم است:
می بینی؟!!!
بهتره به قول فردوسی پور اینجاشو فلش بک داشته باشیم به قبل
قسمت های بی ربط رو خودتون حذف کنید ولی اکثرش زبان حال الان من هم هست!لطفا روی لینک زیر کلیک کنید
سلام
امیدوارم خوب باشید
اینم آپ : با محتوای معنی دلنوشته ی (هنر زندگی) ،علی رغم میل باطنی خودم!
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
شیشه این حیــــــــات در چـــــرخ گــردون لبریز جـــام دنیــــا ز نعمت همچو معجــون.
×شیشه ی این حیات: زندگی
× چرخ گردون: عمر،گذر روزگار،شب و روز،سختی و راحتی
×جام دنیا: عالم ، گستره ایی که خدا آفریده
× معجون: (در اینجا) بی عیب و نقص و کامل،اکسیر ،جامع، خوردن کمی از آن نیرو زا و بسیار قوی است
زندگی هر انسانی با مشکلات و سختی ها و از اون طرف با راحتی و خوشی هاش در جریانه...... و این زندگی در دنیایی رقم میخوره که اونقدر نعمت درونش فراوونه که شاید ما فقط کمی از اونو میبینیم و درک همین مقدار کم اگه توسط ما صورت بگیره به بی عیب و نقص بودن اونها و ارزشش پی میبریم و شاید قدرشو بدونیم .
ریشه اندوه و غم با خرسندی گردد خشــک چه زیبـــــاســت سبــــز کرد قلـب محـزون
×اندوه و غم: ناراحتی ،نارضایتی و از دست داده شده ها،سختی
×خرسندی: رضایت،شادی،نعمات،داشته ها،آسایش
×سبز کرد: شاد کرد ،آباد کرد،دلنشین کرد،رویاند
هر ناراحتی رو میشه با شادی از بین برد اگه خودمون بخوایم .– از دست دادن یه نعمت(اندوه و غم) نمی تونه پایان همه چیز باشه، باید با داشته ها(رضایت ها) جای خالی اونو پر کنیم......خیلی از ما نمی تونیم خودمونو با ناراحتی ها و از دست دادن ها سازگار کنیم و اونو از خودمون دور کنیم و بعدش هم زندگی عادی رو در پیش بگیریم ؛مهم و خیلی خیلی قشنگه اگه کسی که ما رو دوست داره و براش مهم هستیم در این راه بهمون کمک کنه و ما رو از ناراحتی ها نجات بده. در این صورت نعمت داشته ها رو درک میکنیم.
گریزانم از زمیــن پست وبلنــد کلام مردم خوش آن سخن که با رنگ خرد شـده گلگون
×زمین پست و بلند: پر فراز و نشیب، (در اینجا پست یعنی : حقارت بار و کوچک کننده، نا امید کننده؛ و بلند به مفهوم: دل شکننده ، ناراحت کننده، خًرد کننده ) است.
×گریزان: فرار کردن، دور شدن، تبرعه کردن
×کلام مردم: سخن هر که به نهوی در رابطه با ما سخن گوید.
×رنگ خرد : عقلانی و دلنشین و دارای هدف مثبت
×گلگون: نماد مهربانی و تلاش برای نجات
همیشه بوده و هست حرفهایی که سهوا یا عمدا باعث حقارت و دل شکستن و در کل ناراحتی و کدورت میشه ؛ زخمهایی که با این حرفها رو دلها حک میشه خیلی دیر از بین میره و در بعضی موارد هم ابدی میشه ؛ مطمئنا همه از این جور حرفها فرار میکنن و وقتی به گوششون میرسه به طریقی می خوان خودشوش از منظور و مفهوم اصلی اون دور کنن . ولی حرفیه که زده شده و دور شدن از اون از هر کسی بر نمیاد و عواقب بدی هم داره.......همیشه هم نشینی با افرادی که صحبتهاشون پر از مهر و مایه ی امید و عقلانی و قابل درک و البته قانع کننده خیلی خیلی به پیشرفت و بهتر کردن زندگی مون کمک میکنه و همه از این طور افراد و حرفهاشون خوششون میاد و به سمتش جذب میشن.
زجر مکـر و شـــــور صــدق و درد دوری نگـار عشقـی طـاهر و بــــــه حق مضمـون
×زجر مکر : درد و غم ناشی از دروغ و فریب یار
×شور صدق: لذت راستگویی یار
× درد دوری: دوری از یار و علایق
× عشق طاهر: عشق خوب و زیبا و پاک به دور از هر پلیدی و گناه
جدیدا عشق ها مخلوط شده از خیلی چیزها- خیلی چیزهای بد گه یه لباس خوب پوشیدن. عشق مرز(میانه) نداره و در کل دو نوعه
عشق پاک و عشق آلوده...
دروغ و فریب و ایجاد فاصله با اعمال زور از جمله بدی هایی هستن که با چهره ی خوب( مثلا با چهره ی دوست داشتن و علاقه) ابتدا انسان رو گول میزنن و بعد بدبختی رو نصیب ما می کنن................ مصرع دوم با دعوت به دوری از این بدیها آدما رو به عشق پاک و درست و خداپسندانه دعوت کرده .
بــــوم دل را بــه عشق محبــوب زنیـم نقش خوشا بوم آغشتــه بـــه وفــای روبه فزون
دل با عشق یه حال و هوای دیگه به خودش میگیره این حال و هوا رو نمی تونیم شرح بدیم ، برای هر کسی یه جوره یعنی عشق هر کسی دست خط و نقش خاص خوشو رو دلها حک می کنه – فقط میشه گفت دلچسبه و دل ها رو منعطف و مهربون می کنه.......... و اگر این عشق و خصیصه های یه عاشق هر روز بیشتر بشه و عشق شدید تر ؛انسان در زندگیش انگیزه های فراوون و امید زیاد و به طبع اون تلاش کسب و به موفقیت دست پیدا می کنه . که بهترین نوع زندگی و خوشبختی واقعی رو به دنبال داره.
پلید است تاریکی کینه و خشـم و حسادت نورعطف وقناعت آردمان زظلمت بیــرون
بلعکس عشق که به دلها یه نقش دلنشین و زیبا میده – یه چیزهایی هم هست که مقابل اون قرار دارند و دل ادما رو از سنگ و سخت و زننده می کنه و انگار هیچ چیزی جز بدی رو نمی بینه- جلوی نور انسانیت رو میگیره- اون بدی ها :کینه . عصبانیت و حسادت هستن که در مواقع بروز اونا شاید اعمالی از هر کسی سر بزنه که پشیمونی رو به دنبال داشته باشه و فقط و فقط ضرر ........ ما با شناخت مهربونی و تاثیر اون و مهربون بودن و خود سازی ( به داشته ها فکر کنیم و نداشته ها را به دست بیاریم –قناعت-) می تونیم از این خطر در امان باشیم و یه زندگی خوب رو برا خودمون و اطرافیان رقم بزنیم.
آرامش بخش باشد صوت آب و رنگ دریا بـا دل دریــایی توان کرد عــاقلی را مجنون
×دل دریایی: خوش قلبی و دل زلال و مهربون و بخشنده
در طبیعت خیلی چیزها مایه آرامش میشه من دو تا از اونا رو که از نظر کسایی که برام مهم بودن مایه ارامش بود رو اینجا ذکر کردم و احساس می کنم نماد ارامش هم باشند واقعا مثل صدای آب و بارون و رنگ دریا یا آسمون...........یه دلدل دریایی - مهربون و پاک وساده (زلال مثل دریا) رنگ بوی شادی داره(مثل دریا) و وسعت داره و همه چی رو در خودش جا میده و هضم میکنه یعنی بخشنده و معطوف ( بازم مثل دریا)- شک ندارم که اگه تا اونجا که میتونیم دلمون رو دریایی کنیم هر کسی رو بخواییم می تونیم مجذوب خودمون کنیم – اصلا نیاز به خواستن ما نیست همه مجذوب میشن خوب به خود- البته کسایی که دل دریایی رو درک کنن که زیادن این عده...
نادان همــو کـــــه سِحـــر مهــــر کند انکار نبـاشد نــــزد هــــر کـس این علـم افســـون
اینجا اشاره به کسایی داره که اثر مهربونی رو درک نمی کنن و از دل دریایی چیزی نمی دونن- نادان در این زمینه- و اگه کسی در کنار اونها مهربونی کنه اونو دیوانه و این کار را بیهوده می خونه و... علم دوست داشتن معجزه میکنه و می تونه جوهر نوشتن یه سرنوشت خوب برای هر آدمی باشه ......... علم و درک مهربونی رو هر کسی نداره و نباید انتظار داشت که همه مهربونی و بخشش رو درک کنن و البته مهربون باشن .
نشاند خداوند بر پیــکر روح جســــم خاکی رمز سعادت درون گنــجیـنه نظـــم موزون
خدا که در روح ما که از خود خدا نشات گرفته جسم خاکی قرار داد ......... این کار رو مانند آفریدن کل عالم همراه با نظم پایدار و دلنشین و همه جانبه انجام داد که این مطلب هم از دانایی خدا خبر میده و به واجب بودن فکر کردن در مورد نعمات و آفریده های خدا و تامل زیاد ....
در آسمان محبت دِه حــکم بطلان غــــرور بزن بـرقامت امیـــد و توکل مهر قــــــانون
ما در محبت کردن نباید خودخواه و مغرور باشیم – یه جورایی معنی عدالت و ساده زیستی رو با هم میده- در گستره ی وسیع محبت ،غرور جایی نداره و غرور و خودخواهی از محبت یک انسان کم می کنه – انسان مغرور محبتش به چشم نمیاد یا محبتش ضایع میشه و هدر میره -پس ما قدم گذاشتن در این وادی باید حکم باطل بودن غرور رو هم امضا کنیم ........... و در یه زندگی خوش و خرم - پر مهر و محبت و زیبا -امید و توکل نقشی اساسی دارن که هر کسی که بخواد یه زندگی خوش و خوشبختی رو داشته باشه باید این دو امر مهم رو برای خودش قانون قرار بده و از اونها فاصله نگیره.....
نهفته ست حکمتی زین همه شیب و فراز نشاید به جرم اقبال بد به بخت گشت مظنون
وقتی امید و توکل دچار نقص میشن که انسان در ناخواسته یا سهوا و به اشتباهی دچار غم و سختی میشه ... زندگی یه رنگ تیره به خودش میگیره و انگار نمیشه نیمه ی پر لیوان رو دید یه جورایی سختی و غم پر رنگ تر میشه ما اگه بتونیم از این دام با خودسازی رهایی پیدا کنیم یعنی در پایین و بالای زندگی امید رو از دست ندیم و توکل رو حفظ کنیم و یاد خدا رو داشته باشیم و منتظر رحمت خدا باشیم سعادت رو خواهیم چشید ............ این درست نیست که همه چیز رو بذاریم پای چیزی من درآوردی مثل شانس و اقبال که به کل تلاش و امید و نقض می کنه . در این دنیا همه چیز بر وفق مراده تا ما به موفقیت برسیم ...بی سختی موفقیت طعم خوشایندی نداره – بی نمکه- زمونه و بخت هم ،همه چیز رو اماده کرده تا ما به شادی و موفقیت و خوشبختی برسیم- آفریده های خدا همشون برا همینن- پس تهمت نباید زد به زمونه . شانس درصد خیلی خیلی کمی داره در موفقیت. و تلاش حتما ثمره خواهد داشت– دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره-
باشد این سقف کبود و رود همه ز جود خدا تو بهر خدا؛ بیــن هنر کن عمرت دگرگون
همون طور که گفتم تمام دنیا پر شده از نعماتی که برای رقم زندن زندگی خوب و خوشبختی برای ما فراهم شده ..........و ما باید به خاطر خدا هم که شده شاکر باشیم ، اسراف نکنیم و استفاده کنیم . با هنر زندگی ( تلاش – امید- توکل-عشق) عمری پربار داشته باشیم و این راه سعادت ماست .
بـــــــــــــرگ زرد ماییم و دنیــــا درختــــش خوشا حس سعادت .دشمن شیطان ملعون
×برگی زرد: اسم مستعار من در دلنوشته هام
خوب دیگه فکر کنم با کلی خلاصه نویسی بازم طولانی شد
ببخشید دیگه
منتظر نظراتتون هستم به شدت
ممنونم از همگیتون
موفق و سرفراز باشید و پایدار
حق یارو نگهدارتون
امیدوارم خوب باشید
خوب بعد از چند وقت اومدم تا آپ کنم
منتظر نظرات کسایی بودم که برام مهم بودن!
جا داره این مطلبو بگم که هیچ وقت انسان نمی تونه مختصر حرف دلشو(به خوبی) بیان کنه مگه با ترفند هایی یا به عبارتی هنرهایی...
من هم به نوبه ی خودم دست به این ترفندها زدم
دلنوشته(شعر)... تا اونجا که در توانم بود
کاریکاتور و نقاشی هم تا حدودی
زندگی و حالات روحی خیلی خیلی عجیب و پر فراز و نشیبی داشتم ... و این ترفند ها خیلی به آرامشم کمک کردن. خیلی خیلی زیاد...
فقط از دلنوشته می خوام بگم...
کمتر کسی دقت کرد که معنی دلنوشته ام با متنم تناقض داره - بهتر بود بیشتر به دلنوشته دقت می کردید تا به متن...
فقط یک نفر به این موضوع پی برد!
زمونه رو ما آدما میسازیم- زمونه چیزی نیست که اجباری باشه- زمونه همون زندگیه- همون جامعه - همون ملت-همون.... ولی یه سری حقایق وجود داره که نمیشه کتمان کرد...
ولی در هر صورت کسی این حرفو نمیزنه که خوب بودن بده یا خوبی فراموش میشه ... حرف من اینه-خوبی جایگاه خوب خودشو در دلهااز دست داده!- کافیه یه کم به این حرف فکر کنید
خیلی وقته اینطوره
بذارین سخت تر بگم!!!!
آهنگ زندگی با نت های ملایم و مهربون دلنشینه ولی ریتم اون با نویز های منفی بافی و غرور و ... همیشه در حال به هم خوردنه...
نیمه پر لیوان رو اگر کسی ببینه نا خوداگاه در دلش زمزمه میکنه چرا بقیش پر نیست انرژی های منفی فراوون شده.
من اینا رو میگم چون تصمیم گرفتم که دیگه حرفامو فیلتر نکنم...
می خوام رو در روی امواج و انرژی های منفی بایستم
می خوام باور لذت بخش بودن زندگی پر مهر رو از هر چی افکار منفی دور کنم.
دیوانه وار و با تمام توان می خوام این بدی ها که به اصطلاح زمونه رو بد کرده و از وجودم پاک کنم -اگه وجود داره-
به این حقیقت رسیدم که خوب ها کم شدن و کمی هم دارن بهشون سخت میگیرن.. نگید نه که ...
حرف دلم دلنوشته ست

فقط می تونم در این مورد بگم که هر بندش -بیت- برای من اونقدر حرف داره که اگه بخوام بگم شاید پای مانیتور خوابتون ببره!!!
من تازه ابتدای راه پست های مختصر و مفیدم... اشتباهاتم رو ببخشید
من همون داداش مصطفی ام... بسیار بسیار بسیار کوچولو با همون افکار شاید عمیق تر..
با یک تفاوت:شاید تا حدود زیادی دلخور
نمیخوام هر مطلبی رو مثل قبل خیلی خیلی باز کنم....همین-- بعضی
وقتا احساس می کنم اشتباه می کنم - ولی اگرم مطالب رو باز کنم پست ها سر به فلک میزنه- از سرو ته حرفها زدن نتیجه ی بدی میده برام...
فکر نکنم کسی که یه وقتی خوب فکر میکرد و خوب مینوشت ... افکارش روبه تزلزل بره و ..
ولی اشتباه بعضی وقتا در شرایط مختلف رخ میده - توقع بی اشتباه بودن از هر کسی خیلی خیلی بزرگه ... مگه نه؟
در پست قبل:
اشتباهات خط خورد و قرمز ها در حالت های روحی نا خوش و سبز ها باورها و بقیه افکار معمول هستن...
دلنوشته رو یه بار دیگه بخونید-دلنوشته ی پست قبلو-شعر منظورمه!
پست بعدی من سعی می کنم معنی این دلنوشته باشه ... البته مختصر و مفید و مطمئنم خیلی خیلی خوب میشه
موفق و شاد و سرفراز باشید...
حق یارتون![]()
![]()
![]()
![]()

هنر زندگی
شیشه این حیــــــــات در چـــــرخ گــردون جـــام دنیــــا لبریز ز نعمت همچو معجــون
ریشه اندوه و غم با خرسندی گردد خشــک چه زیبـــــاســت سبــــز کرد قلـب محـزون
در گریزم ز زمیــن پست وبلنــد کلام مردم خوش ان سخن که با رنگ خرد شـده گلگون
زجر مکـر و شـــــور صــدق و درد دوری نگـار عشقـی طـاهر و بــــــه حق مضمـون
بــــوم دل را بــه عشق محبــوب زنیـم نقش خوشا بوم آغشتـه بـــه وفــای روبه افزون
پلید است تاریکی کینه و خشـم و حسادت نورعطف وقناعت آردمان زظلمت بیــرون
آرامش بخش باشد صوت آب و رنگ دریا بـا دل دریــایی توان کرد عـاقلی چو مجنون
نادان همــو کـــــه سِحـــر مهــــر کند انکار نبـاشد نــــزد هــــر کـس این علـم افســـون
نشاند خداوند بر پیــکر روح جســــم خاکی رمز سعادت درون گنــجیـنه نظـــم موزون
در آسمان محبت دِه حــکم بطلان غــــرور بزن بـرقامت امیـــد و توکل مُهر قــــــانون
زین شیب و فراز ها نهفته ســـــت حکمتی نشاید به جرم اقبال بد به بخت گشت مزنون
باشد این سقف کبود و رود همه زلطف خدا تو بهر خدا؛ بیــن هنر کن عمرت دگرگون
بـــــــــــــرگ زرد ماییم و دنیــــا درختــــش خوشا حس سعادت .دشمن شیطان ملعون
(پائیز88) – آذر
سلام
امیدوارم خوب باشید
طاعاتتون قبول-
جمله ی زیر باعث شد که من این دلنوشته رو اینجا آپ کنم
(((زمانه ایست که خیلی چیزها آنطوری که بود یا باید باشد نیست.)))
منم این جمله رو قبول دارم
علتشو نمی دونم ولی منم گله داارم
من این جمله رو با چند تا ضرب المثل مخلوط میکنم حرفمو بیان می کنم
۱- خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند...![]()
این زمونه انگار سر دشمنی داره با خوبا![]()
اگه گذشت کنی و پشت سر هم خوبی میگن دیوانه شدی
- اگه در قبال بدی کسی خوبی کنی مبهوت بهت زل میزنن و شاید تو دلشون کلی بد و بیرا نثارش کنن
... و البته همین امر باعث بالا رفتن بیش از اندازه توقع میشه
اگه نتونی خوب باشی فقط سعی کنی بد نباشی بهت میگن بچه مثبت یا پاستوریزه یا هر چیزه دیگه ایی شبیه اون
فقط وقتی طرف مقابلشون به نحو بالا نباشه کاملا خودخواهانه میشه بد.
و اگر هم خوب باشه باز هم خودخواهانه ازش نهایت استفاده رو میبرن.و در اخر ...![]()
در کل زمونه خودخواه شده احساس میکنم فقط همین کافی باشه.
البته هستن قدرشناس ها و قدر دون ها
۲- خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو....![]()
از این ضرب المثل به شدت متنفرم. اختیار و فهم و علم و ادب و کلا میبره زیر سوال.
... له میکنه.
نکته ی دیگه ایی که باعث میشه من از این ضرب المثل بدم بیاد -- بوی جبر و زوره که به مشام میرسه
و![]()
مسخره کردن و خندیدن به اینو اون و غیبت و فهش های عجیب و غریبو اسم مستعار شده یه کار نرمال
انجامش ندی از حالت نرمال خارج میشی!!!![]()
در کل زمونه زمونه ی زورگو یی شده![]()
و خوبا رو ضعیف فرض کرده و خودخواهانه از اونا در جهت منافع خودش استفاده می کنه و بعد هم یا به اجبار بد می کنه یا موجبات فراموشی اونو فراهم میکنه.... یعنی فراموشی خوبی
ولی باز هم اشکالی نداره![]()
خوبا همیشه دشمن داشتن اینم روش....![]()
این وضع نمی ذاره همه چیز سر جاش باشه!
دیگه بیخیال![]()
موفق و شاد و سرفراز باشید![]()
![]()
به امید خوشبختی برای شما![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
حق یارتون![]()



سلام- امیدوارم سلامتی شما عزیزان در سطح اعلا و میزان شادی هم در حد مجاز و موفقیت شما به میزان چشمگیری در حال افزایش باشه...![]()
![]()
اومدم تا قسمت دوم دغدغه رو اینجا قرار بدم- ببخشید اگه دیر شد![]()
گفتم دغدغه پر معناست... خوب تا همین جا چند تا کارباید خوب انجام شده باشه تا دغدغه ایجاد شه و عملی. مثل: فکر، انگیزه ، اعتماد به نفس ، تحمل و صبر- اینجا یه مکث داریم .تو خیلی دغدغه ها اینجاش یا از همون اولش یه افزودنی داره اونم توکل و امید و ایمانه و معرفت و مهربونی-این یکی من اینقدره
آخه با هم هستن یه خانوادن - بعده این همه زیبایی چه لذتی داره رسیدن و وصل و پیروزی. تیکه تیکه ی این امر مهم حرف داره برا گفتن و من فقط می تونم کلی بگم که شده این طومار .![]()
دغدغه هایی هم هست که کم و زیاد شدنه این خوبی ها و عوض شدنش با چیزهای دیگه باعث میشه دل خیلی ها از روزگار پر باشه.!
مثلا تا اعتماد به نفسشو میرن ولی فکرشون رسیدن به جایی یا چیزی که لایق نیستن و اینجاست که مجبورن روی امید و توکل و ایمان به خدا و البته مِهرشون خط بکشن وچیزای دیگه مثل حقه و زور و ریاست جا اونا قرار بدن و با عملی کردن اونچه که در ذهن دارن دل خیلی ها رو به درد بیارنو شاید دغدغه هایی رو هم سوار طوفان شکست کنن
....اینجا جوری احساس میشه که : برای حرف حق و درست گوشها کر شدن و هر کی سر به زیره لایق هر وصله ایی شده که جرات چسبوندش به کسی دیگه رو ندارن! فقط و فقط به این خاطر که فکرشون؛ تصمیمشون ؛ ارادشون و در آخر دغدغه شون یه چیزه (من) همین. دو حرف بیشتر نیست ولی خیلی اوقات این دو حرف امید و آرزو ها رو به صفر می رسونه. من مخلوط شده با کبر و جاه طلبی و شایدم حقه و طمع. – از اینجای دغدغه هم دل من پره و هم دل اکثر کسایی که به ناحق مجازات میشن .- منیت نیازه برای اعتماد به نفس ولی خوب زیادیش باعث غرور میشه که شاید اونم به مقدار لازم نیاز باشه نه بیشتر...-![]()
منظورمو از لایق رو شاید درست نرسونده باشم ...: لیاقت ما ظرفیتیه که در وجود ما نهفته ست و این ظرفیت محدوده و با معرفت و کمالمون ارتباط مستقیم داره (هارد قلبمون)
معرفت یه جاهایی معنی علم و میده و یه جایی مرام و یه وقتایی مهربونی .من معرفت و(علم مهم و پیچیده ی خوش قلبی) میدونم. هم سیاسیت توشه و هم دیانت .
لیاقت خیلی اهمیت داره و در بعضی افراد هم دچار نوسانات شدید میشه و شاید هم دچار اختلال.
زیاده خواهی و حسادت و از این جنس چیزا از جمله علل اختلال می تونن باشن.
همون طوری که متانت وصبر و مهربونی و کمال باعث ارتقای اون میشه.
قناعت راهی میانبره برای تحت کنترل قرار دادن ظرفیت لیاقت... ![]()
شاید از بحث فاصله گرفته باشم...![]()
علاوه بر این عاقبت یه فردی که با یه دغدغه ی قشنگ روی جاده ی زندگی در حال عبور باشه با برخورد با دغدغه هایی که از روبرو دارن میان (یعنی دغدغه های مخالف و بد ) منحرف میشن آخه..آخه ... بگم شاید بگید بدبینم ولی نه. یعنی فکر نمیکنم ... میگم: آخه خوب و خوبی ؛ (برای بعضی ها) و البته ارزشش این دو کم شده. و این برای اون حالتیه که آغاز فکر نام خدا رو حذف کنه و من رو اونقدر با قدرت ببینه که به خودش اجازه بده مهربونی رو له کنه . که خدا رو شکر کمتر اتفاق میافته .- چرا بعضی افراد احساس می کنن با خوب وبدن کوچیک میشن؟!![]()
![]()
برای منحرف نشدن دغدغه ها یه اعتقاد و ناب و یه انگیزه خاص و قوی نیازه . - چه اعتقادی بهتر از ایمان و چه انگیزه ایی بهتر از امید...![]()
ارزش یه تصمیم خوب یه دغدغه ی قشنگ و یه فرد لایق و خوب میدونه و براش هر کاری می کنه ولی همین خوب پیدا کردن الان دردسر شده . دغدغه ها الان تا حدودی شخصی هستن . میدونم که قبلا اینطور نبوده. من زیاد اهل سیاست نیستم
ولی خوب به هر صورت چطور دوره ی انقلاب اکثریت دغدغه شون اسلام بوده و حالا انگار در خیلی موارد دغدغه هاشون فقط پیشرفت خودشون شده اونم به هر قیمتی!
به طور مثال فکر به زندگی تولید کننده ی دغدغه ی اییه به نام عشق و دغدغه ی عشق دغدغه ی سنگ صبور شدنه دغدغه ی خوشبخت شدنه دغدغه ی خوشبخت کردن و برآورده کردن آرزوی یکی دیگست ولی خوب این برای کسی که خودشو و من رو بشکونه یا اونو جمع با اونی که دوسش داره کنه و یا اینکه دل افراد روبرو رو با دل خود جمع کنه تا بفهمه و حواسش باشه شکستنی وجود آدما رو خدشه دار نکنه(به علت نبود شکلک مورد نظر
) و قبل از هر رفتار و کاری یه باید رو چاشنی قرار بده ، مراقب باشه و مهربون .حداقل برای جذب معشوق. اینه یه دغدغه ی قشنگ .
دغدغه نا محدوده ولی فکر ما محدود اشتباهات و شکست بسته به فکر ماست . پس عجیب نیست تعداد اشتباهات ما تا وقتی یه آدم پخته و کامل نشیم زیاد باشه ولی حداقل میتونیم اشتباهاتی رو که باعث ناراحتی افراد دیگه میشه رو کم و کمتر کرد. و اونا رو تکرار نکرد...![]()
دغدغه هامون رو خیلی خوب میتونیم طبق نیاز خودمون تنظیم کنیم . و برای دقت بیشتر هم باید آینده نگر باشیم و برای بهتر شدنش هم هر چی خوش فکرتر بهتر
. اگه زمان بیشتری رو هم برای شناخت تصمیمی که قراره بگیریم صرف کنیم مسلما از خیلی مشکلات میشه جلوگیری کرد.
موقعیت های سخت و حالت روحی نامناسب که چرخ روزگار این روزا کم ایجاد نمیکنه وقت خوبی برای انتخاب مسیر نیست ولی خوب کو گوش شنوا
– حیفه که به خاطر مادیات و مقام دغدغه رو تعیین کنیم و خوبی و مهربونی رو زیر سوال ببریم و اینم بگم که دوای درد حیرونی و احساس تنهایی و دلگیری و دلتنگی که سراغ خیلی ها میاد یه دغدغه ی خوبه برای ایجاد انگیزه ... این انگیزه هم همون کلیدیه که درمون نیازمندی و فقر در مورد هر چیزیه. دغدغه ی خوب زندگی کردن و مهربونی حتی برای کسی که شاید نا مهربونه (شاید کمی سخت باشه ولی شدنیه)؛ و از همه ی اینا مهمتر دغدغه اییه که خیلی فراموش میشه دغدغه ی رضایت خدا. رضای خدا در اینه که ما آدما با تصمیمی که میگیریم جوری در مسیر حیات گام بر داریم تا هم برای من و هم برای من های دیگه که لایق خوب زندگی کردن هستن توان خودمونو بذاریم و با لبخند هر کدوم خستگی و ناراحتی که روز به روز داره به برنامه اضافه میشه از بین بره... این دغدغه واقعا موضوعیه که بشه با تامل بیشتر روش از اون درس ها گرفت و دغدغه ایی به وجود آورد برای مفید بودن و البته خوب بودن که هم رضای خدا رو در پی داره و هم رضایت خیلی ها رو.![]()
خوب بودن و آدم خوب در نظر خیلی ها رویا شده ؛ ما آدما هر چی که باشیم از هر فرقه ایی مهر خدا در ما دمیده شده و همین بهانه ایی برای خرید بهترین زندگی ها نه فقط برای خودمون بلکه برای هر کسی با ما طرفه . این دغدغه ولخرجی نیست رسم معرفته . معرفتی که خیلی ها اونو فقط به زبون میارن و به معنی شیرینش فکر نمیکنن . دغدغه ی معرفت داشتن اینو به ما می فهمونه که باید از منه خودم استفاده کنیم تا به ماهای روی زمین تا اونجا که میشه کمک کرد.
.jpg)
خوب این طومار هم تموم شد و بازم من شرمنده شدم به خاطر پر حرفیم.![]()
امیدوارم از لغاتی که در این مورد ذهنم کنار هم چید خوشتون اومده باشه.![]()
ضمن اینکه به خاطر وقتی برای خوندن این پست صرف کردید ازتون تشکر می کنم
طبق رسم دیرینه و قدیمی و وظیفه ی همیشگیم:
تشکر ویژه از آبجی صحرا
و اقا امیر عزیز - اولین و به یادموندنی ترین مهربون ها-![]()
![]()
ممنونم از آبجی می نای مهربون و خوش قلب و امیدوارم همیشه در کنار همراه خوبش احساس خوشبختی رو تجربه کنه![]()
![]()
![]()
داداش امین از تو هم که تشکر می کنم ولی خوب یه حسابی هم با هم داریم برادرانه باید حلش کنیم![]()
![]()
ممنونم از آبجی فرزانه گل که تازگی به یه سفر رفته امیدوارم سفر خوب و پر باری(معنویت) داشته باشه
آبجی گل و خیلی خیلی کمیاب تشنه ی بادیه که خیلی دلم می خواد مثل قبل نیم نگاهی به این کلبه داشته باشه.. بابت لطفهاش باز هم تشکر می کنم
آبجی کیانا که خیلی کم پیدا شده ازش بابت محبت های گذشته ممنونم. ![]()
تشکر می کنم از آبجی گل - رز - که به طور ناگهانی وداع کرد و ...![]()
![]()
از داداش عباس عزیز هم ممنونم که وقتی میاد بهم سر می زنه و منو مورد لطف خودش قرار میده.![]()
![]()
از داداش سعید و داداش امید و برادر گل شاهرخ هم تشکر می کنم. و همچنین داداش مهدی گل
بازم ممنونم و ببخشید بابت مشکلات و کوتاهیام...![]()
منتظر نظرات خوبتون هستم![]()
موفق و شاد و سرفراز باشید پایدار ![]()
در پناه ایزد منان
حق یارونگهدارتون![]()
![]()
وبلاگ، نقاشی نگاه، لبخند اشک با مطلبی در مورد سرنوشت آپ شده خوشحال میشم با نظرتون منو مورد لطف قرار بدید...لطفا اینجا کلیک کنید
بسمه تعالی
سلام با امید به اینکه حال همه ی شما خوب باشه این پست رو شروع می کنم
موضوع رو خیلی وقته انتخاب کردم
موضوع این بار من دغدغه ست!![]()
وقتی به فکر افتادم درباره اش بنویسم که احساس کردم هر آدمی رفتارشو با همین دغدغه تنظیم میکنه . جوری که این دغدغه شاید باعث شه حتی خوبی ها رو از یاد ببریم...
دغدغه در کل میشه گفت یه چیزیه شبیه تصمیم و یه تصمیمی که تمام فکرمون رو تحت تاثیر قرار میده و به قول معروف تمام فکر و ذکرمونو درگیر خودش می کنه و و حواس هم متمرکز میشه روی اون شبه تصمیم .ولی فقط به همین خلاصه نمیشه این دغدغه می تونه یه ایده و یا بهانه ایی باشه برای انجام بهتر و قشنگ تر کاری(انگیزه) و انگار در هر لحظه از زندگی و برای انجام کوچکترین کارها بسته به ارزش و بزرگی اون عمل یه دغدغه ساخته میشه و بعدش عملی.![]()
همون طور که همه چیز در این دنیا انواع مختلف داره دغدغه هم مسلما از این اصل مستثنا نیست و فقط برای مثال نوعی دغدغه رو نام میبرم که وقتی در ذهن ایجاد و فعال میشه روند زندگی یه فرد تا افرادی رو تحت تاثیر قرار میده-دغدغه ی دوست داشتن و عشق-![]()
ما در حالت عادی تصمیماتی میگیریم و برای برآورده شدن اون تلاش می کنیم که دوست داریم اتفاق بیافته و رسیدن به مقصود رو یه جورایی پیروزی میدونیم.
همون طور که گفتم اسم دغدغه به تصمیماتی که وقت زیادی میگیرن و تمام و فکر و ذهنمون رو مشغول می کنن بیشتر میاد. در کل دغدغه کلمه ی شکیل و پر معناییه.
شاید این حس باعث شده بیشتر به این موضوع فکر کنم... به هر حال
خیلی وقتا به خودمون میگیم : من میتونم...![]()
دغدغه هم می تونه به این صورت در فکرمون حک شه و و بعضی اوقات هم به صورت: باید بتونم...![]()
در هر دو صورت منجر به انجام یه سری کارها و رفتارها میشه که هم می تونه خیلی خوب و هم بد و زشت باشه. تا الان به این نتیجه رسیدم که توانایی فرد دغدغه شونو تحت تاثیر قرار می ده و اگه کلمه ی من رو به کار ببرن نشون دهنده ی قوت و اعتماد به نفسه (من میتونم )![]()
و اگه باید رو سر لوحه ی کارشون قرار بدن نشونه ی انگیزه و پشتکار و اراده ی قویه. (باید بتونم).؛ولی خوب زور من بیشتره انگار تا وقتی باعث غرور نشه. واینم بگم که باید سخت تره.![]()
دغدغه ایجاد میشه بدون اینکه ازمون سوال کنه مطمئنی؟ اینه که بعضی وقتا به کامپیوتر حسودیم میشه... چرا این چندتا قطعه ی بی جون کنار هم جوری برنامه ریزی شدن که وقتی یه عملیات سخت و مهم و خطرناک انجام میدن از اپراتور سوال میکنه و هشدار میده ولی ما آدما کارایی میکنیم که حتی به ذهنمون زحمت فکر در موردش رو نمیدیم چرا بعضی وقت ها پشت هم پل ها رو خراب می کنیم و هیچ سوالی از خودمون نپرسیم؟! فکر می کنم برای تمرین قبل از به کار بردن من (که خیلی وقت ها به ضرر ماست حتی اگه واقعا من قوی داشته باشیم) یه بایدی برای خودمون بسازیم و اون اینه: (باید بتونم درست فکر کنم).
چرا که همه چیز های خوب رو واقعا میشه از درون گنجینه ی زندگی با کلید تامل و فکر بیرون کشید – طعم دیدن یه هدیه رو حتما چشیدید اگه بدونید لذت هدیه ای که فکر به فرد میده چقدر زیاده یه لحظه رو هم تلف نمی کنید. البته من به خوش فکری و علم شما عزیزان طبق شناختم شکی ندارم. اینا رو در مورد فکر گفتم چون مقدمه ی هر دغدغه ایی یه جرقه ست به اسم فکر.
تصمیم به انجام فکر و تهیه کردن اراده و انگیزه هم مراحل بعدیه ؛ بعدشم عمله و در این راه تحمل صبر حرف اول رو میزنه.
***ادامه دارد!***![]()
این آپ ادامه داره و به دلیل زیاد بودن متن اونو دو قسمت کردم ...![]()
امیدوارم خوشتون اومده باشه و منو از نظرات خوبتون بهره مند کنید.![]()
با تشکر از آبجی صحرا و آقا امیر گل که هنوز و هیچ وقت از یاد من نمی رن...![]()
ممنونم از آبجی می نا که حتی در نبودش هم شرمندش میشیم و خیلی تشکر از داداش امین استاد پیچوندن داداش و سر نزدن بهش(آیکون چونه خاروندن)![]()
![]()
ممنونم از آبجی فرزانه گل و خوش فکر و تشکری دیگه از آبجی کیانا که خیلی وقته دفتر حضور غیاب از غیبتاش سیاه شده و تشکر می کنم از آبجی رز و صد البته آبجی تشنه ی گل- جا داره از داداش عباس که تقریبا تنها داداشیه که سر میزنه یه تشکر ویژه داشه باشم![]()
ممنونم از لطف های داداش سعید و داداش شاهرخ و امید عزیز.![]()
منتظر آپ بعدیم باشید- اگه اشتباهی هم هست ببخشید![]()
موفق باشید سلامت در پناه حق – حق یارو نگهدارتوون![]()
![]()
![]()

امیدوارم حالتون خوب باشه و سلامت باشید و شاد
(آپ من اکثرا طولانیه و من اونو دو قسمت می کنم یکیش الان یکیشم هفته ی بعد)ولی این بار کامل آپ کردمش چون چندان زیاد نبود و ببخشید اگه بازم نبودم آخه ۳ هفته ایی به مسافرت کاری رفته بودم و باز هم از این به بعد در خدمتتون هستم
این روزا که میام نت برای آپ یه موضوع خیلی ذهنمو قلقلک میده
ققلک که چه عرض کنم یه جورایی اذیتم هم میکنه- اذیتشو بیخیال
موضوع: فراموش شدنه
من عادت دارم قبل از هر چیز اون کلمه ایی رو که می خوام در موردش بنویسمو معنی می کنم خوب پس :
فراموشی شاید یه نوع پاک کردنه ولی نه به همین راحتی
یک دلیلش بی حواس بودنه – این نوع سادشه که با این حال بازم باعث ناراحتی میشه ولی خوب در اکثر مواقع ختم به خیر میشه و پای دل وسط نمیاد. من طرفم دله
دومیش زمانه – زمان و غیبت و نخوردن تیک حاضری! ولی نه؛ این نوع فراموشی هم نوع نابش نیست . هر چند خیلی زیاد اتفاق میافته و بعضی وقتا واسطه ایی میشه برای نوع سوم فراموشی...
نوع سومش هم همون از یاد بردنه – همون شیفت دلیت شاید- سخته خیلی سخته
مخصوصا اگه پای دل وسط باشه
جا برا ریکاوری هست منظورم برگشته ولی خوب همیشه پل های پشت سر سالم نمی مونن
تا دلیل فراموشی چی باشه از بی معرفتی و خودخواهی شاید تا به خیانت و ظلم و دروغ و تهمت و دخالت و...
بازم میگم اینایی که گفتم دلی ها
احساسیه
با روح آدم طرفن نه با جسمشون
به هر حال هر چی هست زیر سر اشتباه و گناه و به عبارتی بد بودنه یکیه
اینجور که الان دارم میگم میشه این: آدم خوب فراموش نمیشه
ولی نه اینجور نیست
همون طور که خوب ها هم تنها می مونن پس فراموش هم میشن
ولی از طرف کیا؟! همون بدا
اینجا بدا فراموش می کنن
بعضی وقتا هم بدا فراموش نمیشن چون بد کردن – ولی چه فراموش نشدنی که خروار خروار نفرین و ناله و آه بدرقه شونه....
یه مانع هم شاید بهانه ایی برای فراموشی شه ولی نمی تونه تا آخرش بره ... یعنی کم میاره و میافته سربالایی مثل همون زمان!
عشق و علاقه ضد خیلی چیزان- یکیشم همین فراموشیه
علاقه اگه باشه راه فراموشی بسته است بدجور هم بست است
علاقه یه تنه می تونه هم فراموشی رو از پا در بیاره و هم مانعی که برا فراموشی گذاشتن
پس چی شد؟! فراموشی کلا بد شد؟
نه... همیشه که بد نیست ، تا الان می خواست دل بشکونه بد بود حالا اگه بخواد دل بدست بیاره چی؟؟؟؟
نمی تونه؟
می تونه....
اینطور که یه نفر اشتباه- گناه یا هر چیزی که بد باشه رو فراموش می کنه از ذهنش پاک می کنه تا دیگه نتونه انجامش بده تا برگرده
تا خوب شه و .... به عبارتی بخشش هم نوعی فراموشیه... از نوع قشنگش
اینجا به هر صورت یه دلی رو بدست میاره می خواد دله خودش باشه (که این کمشه ولی خوب با این حال خیلی با ارزشه) – می خواد دله یکی دیگه باشه (این که خیلی عالیه) – یا شایدم توبه باشه و بخواد دله خدا رو بدست بیاره....
خدا آفریدشو دوست داره و همین دوست داشتن همون مانع بزرگه برای فراموش کردن ، دوست داشتن از مهر میاد و مهربونی هم سر چشمه اش خداست
عجب...!
حواسمون هست خدا چی رو برا چی خلق کرد؟! فراموشی رو برا چی ؟ دوست داشتنو برا چی؟ زمان و برا چی؟
جواب هر کدوم از این سوالا خودش چند تا پسته...
منم زیاد حرف زدم چند خط دیگه می گمو تموم
یه مهربون تنها نمیشه یعنی بی کس بس همدم... شاید ظاهرش تنها به نظر بیاد ولی یانجور نیست. چون دلیلی هست برای یاد کردنش که همون مهربونیشه و کسی فراموش شده ست که یادی ازش نباشه ....
کاری کنیم که دوسمون داشته باشن تا فراموش نشیم و خدا نکنه کاری کنیم باعث فراموش شدن کسی بشیم باعث یه ترک حتی کوچیک رو یه دل حتی سنگ !
چه خوبه بتونیم خوب باشیم (مهربون) و خوبی ها رو ببینیمو(قدرشناس) و از بدیها چشم بپوشیم(بخشنده) و در آخر خوب و از یاد نبریم (خدا) و بد و پاک کینم(توبه)
یه مقدار ساخت و ساز می خواد ... همین...
اگه زیاد حرفیدم ببخشید
براتون بهترین آرزو ها رو دارم – موفق و شاد و سبز و سرفراز
زیر درخت سعادت برقرار باشید
تشکر هم نوعی یاد کردنه پس طبق معمول
با تشکر از: آبجی صحرا و آقا امیر گل- آبجی می نای مهربون- داداش امین عزیز و آبجی کیانای خوب
و آبجی تشنه که نمی دونم کجاست
ممنونم از داداش عباس و آبجی بهار و خواهر خوب فرزانه خانم و البته داداش امید و شاهرخ برادر گل و با معرفت...
از همه ی کسای که اسمشونو نیاوردمو به وبلاگ من سر می زنن هم کمال تشکر رو دارم(ببخشید)
منو بابت کوتاهیام ببخشید حق نگهدارتون

به نام يگانه خالق هستي
سلام – اميدوارم حال همه ي شما عزيزان (آبجي ها و داداش هاي گل) خوب باشه . و البته اميدوارم ازم دلخور نشده باشيد
خيلي خيلي شرمنده ام كه چند وقتيه حضورم كم رنگ شده و مطالبم نا تموم- ولي بي دليل نبوده و البته الان كه اينجام تا حدودي مشكلات و موانعي كه مانع اومدن من بود رفع شده و اومدنم هفته ايي يك بار كاملا حتميه....
خبر جديد رو هم فكر كنم شنيده باشيد اكثرتون ،ولي خوب بازم مي گم- از اين به بعد بايد سهمي از شادي هامو به يه همدم بدم و البته سهم غم و غصه هاي اون رو هم بسوزونم- به عبارت ساده تر : من شيريني ازدواج به شما بدهكارم و شما يه لبخند براي تبريك به من.... كدومش قيمتي تره نمي دونم – فكر نميكنم بشه روشون قيمت گذاشت
از حضوري كه در غيابم تو اين وبلاگ داشتيد كمال تشكر و قدرداني رو دارم (با لحن صميمي)
علي الخصوص آبجي صحرا گل به همراه آقا امير و آبجي مي نا ي خوش قلب و آبجي كيانا و آبجي بهار مهربون – و داداش عزيز امين جان و داداش مهدي و داداش عباس.....از كليه ي آبجي ها و داداش ها هم ممنونم كه منو مورد محبت خودشون قرار دادن
قصد دارم وبلاگي با آدرس بهتري بسازم تا مطالبمو توش قرار بدم ولي قبل از هر چيز نياز به همكاري يكي از شما دارم هر كسي مي تونه و تمايل داره با كمال ميل ازش استقبال مي كنم (فكر مي كردم شريك زندگيم مي تونه تو نوشتن هم باهام شريك باشه ولي خوب به اين كار چندان علاقه ايي نداره فعلا البته) اين شد كه اولويت دوم رو انتخاب كردم...
آبجي مي ناي مهربونو عزيز خيلي خيلي شرمنده ام و ممنونم از اينكه زحمت آپ هاي قبلي رو كشيدي – اميدوارم بتونم جبران كنم .....
و اما قسمت آخر سريال نگاه كه البته دلنوشته ايي هم هست كه ان شا الله در آپ بعدي.....
نگاه مهربون:
یه جاهایی نیاز به دست نوازش داریم تا دلمون رو آروم کنه و...
تصور من اینه که حرف و دست نوازش رو ما همه می تونیم وقتی مایه آرامش بدونیم که توأم با نگاه مهربون باشه .... غیر از اینه؟
مثال ساده ایی که در این مورد به ذهنم میرسه اینه که: یکی یه گوشه نشسته و از شدت غم اشک میریزه اونی هم که می خواد آرومش کنه و تمام حواسش( دل و فکر و نگاهش) به اینه که راهی برای آرامش پیدا کنه ولی وقتی خودشو جای اون فرد میذاره یا ابراز ناتوانی میکنه ؛ ناخودآگاه اشکاش سرازیر میشه که این اشک ها برای اون طرف (با اینکه غمناکه) ولی باعث آرامش میشه چون محبت و علاقه رو اثبات می کنه و احساس تنهایی رو از بین می بره.
یکی نوازشتون کنه و نگاهش(فکر و دلش) به شما نباشه و نگاه مهربونی به شما نداشته باشه شما آروم میشید؟به نظر من:بعیده......
کاری که از نگاه بر میاد از هیچ عضوی از بدن بر نمیاد
تفاوت نگاه مهربون و نگاه عاشق در چیه؟ نگاه عاشق هم نگاه مهربون توشه (برای ابراز علاقه)و هم نگاه اراده (تصمیم به خوشبختی معشوق) و کلی نگاه قشنگ دیگه که واقعا باید قدرشونو دونست و استفاده کرد....
دیگه نمی گم تفاوت نگاه کینه با مهربون چیه ؛....!!!
*** نگاه (دل) از نظر من شامل سه چیزه : دیدن و فکر و دل – خوب اینا همشون مهمن و ارزشمند ولی اینی که می خوام بگم : نگاه رو هر چقدر بخوای خدا در اختیارت قرار داده (مثل وسعت دل و فکر کردن ) و البته خودت باید بخوای ؛و مختاری که چقدر از نگاهت رو به کی و برای چی بدی- خدا کنه تو این قسمت کردن هم عادل باشیم. و حق اونی که دوستمون داره و دوستش داریمو با نگاهمون ادا کنیم.
اگه به نگاهمون و ارزش و سودی که ممکنه برامون داشته باشه فکر کنیم وبا نگاه عمیق تری به اطراف نظر کنیم... ؛ اونقدر فکرای قشنگ برای اندیشه و آینده هست که دیگه جایی برای گمراهی یا بهتره بگم افسردگی نمی مونه –(علی رغم اینکه بعضی وقتا تحمل غم یه دوست (غمی که جاش تو دله دیگست و شما هم از اون دل دورید به ظاهر ولی در باطن اون دل رو جزئی از دله خودتون می دونید)مخصوصا وقتی که کاری ازمون بر نمیاد تا اون غمو بیرون کنیم به خودی خود ما هم ابرغمو به دلامون راه میدیم...
نگاه چشم از اونجایی به نگاه دل بسته شده که نگاه اول ما به این دنیا و محتویاتش باید باعثه فکر شه؛ فکر به کوچکترین جز این دنیا نشونیه بزرگ به عظمت خدا و اثریه از نعمت بزرگ نگاه به ما و بازم نشونه اییه برای اینکه به ما بفهمونه نگاه مهربون ما می تونه کمک کننده باشه همون طوریکه محتاج مهربون ترین نگاه یعنی توجه خدا هستیم..
یه نکته ایی هم در نگاهمون به داشتنی هاست: نمی دونم چرا وقتی بهترین ها رو داریم نمی بینمشون و خوب درکشون نمی کنیم و وقتی از دستشون میدیم تازه می فهمیم از دیدن چه چیزی محروم شدیم. ÷س چه خوبه همیشه نگاهمونو نو کنیم و عمیق تر و دلمونم برای قدردونی ها آماده....
*** برای عاشق شدن باید خوب نگاه کرد خیلی خیلی بهتر و بیشتر از قبل ... تا تو کوری عاشقی چیزی رو از دست ندیم و اون زیبایی ها و مشکلاتی رو که باید میدیدم دیده باشیم...
تو عالم عاشقی (عشق مادی) در اکثر موارد افکار و نگاهمون احساسی میشه و به دور از منطق – اینه که باید توجه داشت که دوره ی قبل از این موضوع رو بشناسیمو چشمامونو بیشتر از قبل باز کنیم و واقعیتها رو نه تنها برای حال بلکه برای آینده رو هم ببینیم. تا با مشکلات بعدی ( در دوره ی کوری عاشقی)رو به رو نشیم. آخه عاشق ، معشوقشو با تمام عیب هاش و مشکلات قبول داره به همین خاطر در جهت رفع اونا سعی چندانی نمی کنه و فقط هدفش رو وصال تعیین میکنه....
*** نگاه یه بچه به ما خیلی خیلی دلچسبه چون تو دلش هیچ قصد و نیت بدی نداره بلکه یه نگاه ساده و شایدم پر نقش و نگاره (نقاشیه محبت و زیبایی)... از اون دسته از نگاه هایی که هر کسی دلش می خواد ادامه دار شه و بازم ولی...
به طرز نگاه یه بچه که دقت می کنم این به نظرم میاد که به خاطر پاکیه دلش چه حرفهای قشنگی رو میزنه و چه نگاه قشنگی به همه چیز داره وقتی محبت میبینه و نمی تونه تشکر کنه با نگاه کردن تشکر میکنه که به جرات میگم برای من خیلی خیلی ارزش منده و خودمو برای این نگاه به آب و آتیش میزنم .
سوال: چرا تاثیر بعضی نگاه های قشنگ و دلچسب بچه ها وقتی رشد می کنن و بزرگ میشن کم و کمتر میشه؟!
چراغ های دل ما وقتی بچه بودیم ( خاموشن یعنی کم نورن و این ماییم که باید روشنشون کنیم) ولی وقتی یه بچه بزرگ میشه و شاید تو این راه اسیر یه سری قیدو بند (باعث ناراحتی و گناه) بشه باعث میشه چراغ های معرفت بشکنن و نوری از مهربونی نمونه و فقط خواست دله خودشون رو میبینند و به خاطر تاریکی ناشی از شکسته شدن چراغ مهربونی برای دله دیگران ارزشی قائل نمیشن
.................شمایی که این مطالب رو خوندید و فکر کردید شک نکنید که چراغ دلتون روشنه ................
چون قسمتی از نگاهتون رو به من دادید و و حالا با نظر روی این هدیه رو امضا می کنید... که البته اجباری نیست ولی شما مهربونید ....ممنونم.....
تشكر بسيار ويژه از :![]()
آبجي صحرا و آقا امير گل( سلام- اميدوارم شاد و سلامت باشي-در مورد كامنتي كه گفته بودي بايد بگم فقط تحسين كردي و منو دعوت كردي كه بازم بنويسم...در مورد اينكه مشكلي برات پيش اودم كه واقعا وقتي خوندم ناراحت شدم و اميدوارم قبلل از هر چيز حل بشه و البته اميدوارم زندگي پر از شور و نشاط و سرشار از خوشبختي رو همراه با آقا امير عزيز داشته باشيد – و اينم با لحن تند و عصباني بگم مزاحم نيستييييييييي اصلا- خيلي خوشحال ميشم وقتي كامنت شما گل هاي مهربونو ميبينيم- اميدوارم بازم به من سر بزنيد – خيلي خوشحال شدم از حضورت آبجي گلم – سلام منو به سرور و سالار برسونيا – ببخش كه دير اومدم و دير جواب دادم – شرمنده ام و ممنونم-حق يارو نگهدارت)![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ممنونم از آبجي مي ناي خوش قلب و آبجي تشنه ي باديه و داداش عليرضا گل و آبجي كياناي مهربون همچنين داداش امين عزيز ![]()
![]()
![]()
![]()
تشكر مي كنم از آبجي بهار گل و آبجي الي![]()
![]()
بازم تشكر از داداش مهدي – داداش عباس و داداش اميد.. و همه ي آبجي ها و داداش هاي گل.![]()
![]()
از همه ي عزيزاني كه به من سر زدن خيلي خيلي ممنونم![]()
![]()
![]()
خوشحال ميشم بازم بهم سر بزنيد![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
موفق و شاد و سربلند و سبز باشيد و خندون و البته باعث شادي عزيزاتون
(شايد نتونم كامنت بذارم به خاطر ته كشيدن شارژ ايرانسل كه باز هم معذرت مي خوام و اميدوارم منو ببخشيد)
و بابت پر حرفيم هم ببخشيد![]()
حق يارونگهدارتون.

![]()
ما معتقديم كه عشق سر خواهد زد
بر پشت ستم كسی تبر خواهد زد
سوگنـــــد به هر چهار آيه ی نور
سوگند به زخمهای سرشار غرور
آخر شب ســـرد ما سحر میگردد
آشوب جهان فتنه، ســر می گردد
چشمان زمين ز عشق تر میگردد
مهدی"عج"به ميان شيعه برمیگردد
تفسير بلند ذوالفقار است اين مرد
انگار بهار در بهار است اين مرد
با تيغ حسين ع در نيام آمده است
انگار علی )ع( به انتقام آمده است
ای سيد سبز پوش من يـا مـــــولا
ای مردعلم به دوش من يا مــــــولا
برگرد هنوز بی قرارت هستــند
يك عده عجب در انتظارت هستند
آن مرد كه بوی سبز باران میداد
آن پير كه روح بر جماران می داد
مي گفت كه عاقبت كسی می آيد
از نسل علی (ع) دادرسی می آيد
اما تو نيا مدی بهارانم رفــت
افســـــــوس دگر پير جمارانم رفت
طفلان نجيب بيشه ها شير شدند
مردان غريب جبهه ها پيــــــر شدند
يك عده به ذكر توبه تطهير شدند
یك عده ز دوريت زمين گيــر شدند
برگرد كه بر بهارمان می خندند
يك عده به انتظارمان می خندند
دستان سياهی كه به خون آلودست
گويند كه انتظــارتان بيهودست
افسوس كسی نيست بيــا داد برس
ای صاحب ذوالفقار به فرياد برس
امواج دلــت آبی دريای غريـــب
غربتكده ات كجاست مولای غريب
غربت كده ای كه بوی دريا دارد
صد خاطره از غربت زهرا(س)دارد
برگرد علی ع چشم براه است هنوز
اسرار دلش در دل چاه است هنوز
آن چـــاه پر از ستاره را پيدا كن
آن سينه پاره پاره را پـــــيـــدا كن
برگرد كه بر بهارمان می خندند
يك عده به انتـــظارمان می خندند.

اللهم عجل لولیک الفرج
نیمه شعبان "ولادت حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه" مبارک
به امید ظهور
![]()
بهشت نصیبتون![]()
![]()

خالصانه
سلام
امیدم آن است که گل های دل برادر شکفته باشند و باران محبت عزیزانشان آنها را سیراب کرده باشد
آگاهم ز حس غربتی که اکنون اینجا حکم فرماست
غریبی بس مــــرا دلگیر دارد فلک بـــر گردنم زنجیـر دارد
فلک از گـــردنم زنجیر بردار که غربت خاک دامنگیر دارد
(بابا طاهر)
دانم میله های قفس تنم که غم ها آن را تنیده اند مرا ز چشمانتان محو کرده
باخبرم ز دل هایی را که به دنبال علتی دویدند و اثری ازآن پیدا نکردند و خسته با حالی پریشان راه برگشت را پیش گرفتند و در دل پل های مهر من را در هم شکستند.
پل هایی که دلی کوچک بسته به آن بود و خدشه ایی در آن لرزه ایی بود براین سرای کوچک شاید سنگی من...
هر روز گلویم را دستی سنگین و سخت از منشاء همان سنگ میفشرد و نفسم به تنگ می آمدو
دستانم در جستجوی دستی که او را به آغوش گرم خویش راه دهد ولی نبود
در قفسی که غم برایم تنیده بود جز من دگر کس نبود
من بودمو و غریبی و غم و خلوت و تنهاییم با خدا
چشمانم میدید بشکسته شدن مهر من و میشکست دلم و دلم حس میکرد لرزه های سنگین داستانی که او را تقدیر نامیدند
بر خرابه ی دلم تاب لرزه ها نبود و روحم نیز در هم کوبیده شد.
بیمار ظاهرم بود و جانم چون خاکی که افراد بهر شادی خود جای پای خویش را روی آن حک می کردند.
این میان دل حسرت یک سلام را می خورد
یک سلام بی جواب تا آنان که دویدند و نرسیدند دل به آن خوش کنند
از درون فریادم گوش فلک را کر می کرد لیک ظاهرم تاب بیان نداشت
سکوت ظاهر شد ولی ناله و فریاد ز جان هر دم مرا آزار می داد
نوایش غمناک بود ولی جز خدا نبود شنونده ایی- شنونده ایی بزرگ که در خرابه های دل گر هر سو نگرنم او را بیننم
جلوه ایی پاک و نوری روشن و سپیده ایی بر ظلمت زشت اندوه
***
تازیانه ز اوج بر زخم کهنه آید فرود فریاد خدایا و ضرب تازیانه شد سرود
بر جسم و جان قفسی غم تنیده بود نگرم به روزنه ایی میان این تار و پود
تاب نباد به جان زخمین وجسم کبود ای زمانه تقدیر نام ز آزارم تورا چه سود
نتوانی ویران کنی دل و مهرم نابود امید آباد کند دل و روان سازد درآن رود
***
نور امید حال گشته پیدا
نگهم سوی آن نوشته شد که دلی بشکسته با اشک هجر خود کرد آنرا مکتوب
باید قفس خود شکست با همین اندک نور دیده راهنمایی شوم بر او که چراغ راهش حال گشته خاموش لیک یاد او همیشه در دل و گل روی او نشود فراموش...
تا هستم باید با آنان که سرای دلم کردند معطر،خلوتم را گردم شریک
سرای سنگی دل گر با گوهر محبت و مهر عزیزان گره نمی خورد و با عشق صیقل داده نمی شد جلوه ایی نداشت
نشستن ز کنج و دیده به نور روزنه خوش کردن نباشد بهر رضای او کافی
که من را باید همت و یارای دوست تا بزدایم گرد غم دل ها و برم آن را سوی زلالی و صافی
تا حال کلامم را در کنجی از خانه ی دل و درون گنجه ایی که قفل دلگیری بران زده شده و مهر دل شکستگی بران حک شده پنهان کردمو با سکوتم حرفهای نا گفته را خودئ با گوش جان ،گوش می دادم و ...
برادری یعنی آیم به یاری بی خواهشی
برادری یعنی با غم دگران نباشد راه سازشی
برادری یعنی به وقت گرم کردن دل و زمانی نیز دیده تر کردن به بارشی
آمدم تا ترانه های خلوتم را در انعکاس امواج دلهای پاکتان به نظاره بنشینم

سلام به همه دوستان داداش مصطفی این هم یکی از دست نوشته های ایشون بود فرصت رو مناسب دیدم تا این نوشته رو بذارم تا هم بعد این مدت طولانی که خودش نیومده این بلاگ یه رنگ و روی تازه ای بگیره و اونهایی هم که میان و میرن بی نصیب از نوشته های داداششون نباشند و هم یاد اوری کنم مگر نه این که تو این نوشته ها قراره که برگردی ... پس کجایی ؟؟؟ تا کی انتظار؟؟؟
برات ارزوی خوشبختی میکنم 
به امید حضور ِ پر رنگ و قشنگت
![]()
حق نگهدارتون![]()
![]()
به نام مهرآفرین مهربان
*:`•.¸¸¸.•`:*
*:`•.¸¸¸.•`:*
*:`•.¸¸¸.•`:*
*:`•.¸¸¸.•`:*
*:`•.¸¸¸.•`:*
*:`•.¸¸¸.•`:*
سلام به همگی عزیزان![]()
امیدوارم خوب و خوش و سلامت و شاد باشید همیشه![]()
چی شد تعجب کردید؟ زود آپ کردم؟! وبلاگم یک ساله شداااااااااا- انگار .......![]()
خوب ایندفعه هم یه اتفاق خوب افتاده
البته قبلا افتاده بود ما هم باید جشن بگیریم![]()
تولد آبجی مهربون و گل(تشنه بادیه ) ست ....![]()
![]()
*:`•.¸¸¸.•`:*
*:`•.¸¸¸.•`:*
*:`•.¸¸¸.•`:*
*:`•.¸¸¸.•`:*
*:`•.¸¸¸.•`:*
*:`•.¸¸¸.•`:*
منم از همین جا و تو این کلبه ی کوچیکم تولد آبجی رو بهش تبریک میگم و براش بهترین آرزوها و زیباترین نگاه ها رو براش آرزو می کنم- امیدوارم یه عمر با عزت که لحظه لحظه اش مملو از شور و نشاط و سلامت یو موفقیته داشته باشی – ان شا الله 120 ساله شی و 1200 تا موفقیت کسب کنی و 12000 تا دلو شاد کنی و 120000 بار دلت شاد بشه ... ![]()
![]()
![]()
به عنوان یادگاری میشه یه دلنوشته از اینجا تقدیمش کنم و بهترین حرف میتونه دعا باشه پس:
دعاهای برادرانه
خواهم ساز زمانه بـا ترنـم دلت هـم آهنگ باد خواهم برگ برگ عمـــــــرت ز وصال کند یاد
هر سرشکت بـه دشت امیـد سبـزی آرد به بار خواهم که دلدار بـه نفســش خـانه ات کند آباد
هلال لبخند تو چــــون آفتــاب است بر شب تار خواهم غم در قفس وشعف دلت همواره آزاد
جاری نامت به زبــــان ها و شـهــره به متانت خواهم عجین گــــردد قلب تـو بــا آن دلبر راد
هر تپش قلب یارعـاشق، جوشش مـحبت است خواهم آن دل برایت که عشــــق را زند فریاد
موج دریای نگاهـت سوی سـاحل سبـز انتظار خواهم بدانی که درخـــت صبر میوه تواند داد
همه تشنه مهریم و وفا در این بادیه ی عشق خواهم آن حس که باران به سرایت پای نهاد
فروغ شمع کشاند پروانه به گرد محفل خویش خواهم به گرمی محفل خود بسازی همه شاد
خـــوش آن روز کــــه روز میـــلاد تـــو بــاشد خواهم آن خوشـی ها که نــروند رو به فساد
رنــگ رخسار بـرگ زرد ز غـــم هجــران بوَد خواهم بینم که زانوی محنت تو به خاک فتاد
امیدوارم آبجی مهربون و همه ی عزیزان خوششون اومده باشه...![]()
ببخشید اگه کم بود آبجی مهربووون
تدارکات به خاطر ریسه ها ممنونم حالا دیگه باید بخرمشون چون برا همیشه باید اینجا بمونن![]()
![]()
خوب حالا ادامه ی پست قبل یعنی نگاه:![]()
*** ما با نگاهمونه که می تونیم بهترین ها رو هدیه کنیم و بهترین ها رو هم هدیه بگیریم(از خودمون!)
جوری که: می تونیم خوشبختی رو با دیدن و درک و فکر و شناخت در مورد تلاش وحیات و عشق و مهر و آرامش و امید (با وجود ترس!)همیشه سبز نگه داریم و با کشیدن یه حصار محکم و نامرئی دور یأس و نا امیدی و غم ؛ یه زندگی خوب و همراه با خوشبختی و آرامش رو برای خودمون و عزیزامون به ارمغان بیاریم.
پرده ی نگاه عزیزان:![]()
اومدیم تا خوشحال کنیم و خوشحال کردن هم نوعی کمکه برای زندگیه بهتر
و کمک یعنی استفاده از نیرو و قدرت خودمون برای پیشرفت و خوشبختی و شادیه عزیزانمون و دیگران.............
آدم از پشت پنجره ی دلش به دنیا نگاه می کنه
خیلی از افراد رو وارد دلش می کنه و با خودش هم صحبت.... برای زیبا تر شدن هم دیدگاه خودش رو بیان می کنه و نظرت رو میپرسه...(بهتره بگم شما رو هم می بره پشت همون پنجره تا از پنجره ی دلش به دینا نگاه کنید و بگید چه دنیای قشنگی داره) همه دنیای قشنگی دارن اگه خودشون بخوااااان![]()
حالا من یه تشبیه می کنم دست یه عزیز رو بگیرید ببرید پشت پنجره ی خونتون باهاش حرف بزنید از خوبی و زیبایی بگید یه موقع که از غم بگید به خودی خودیه نفس عمیقی میکشید!(آه و حسرت) باعث میشه تا بخاری که از دهانتون بیرون میاد جلوی دید رو بگیره از پشت شیشه... حالا هر دو عزیز کنار هم میشن مثل هم.. جوری که غبارغم (شیشه بخار گرفته رو به روشون ) رو دله هر دوتا میشینه ![]()
![]()
چه خوبه از پشته پنجره ی دله
اونی که شما رو به دله خودش راه داده
یا به دلش راه پیدا کردید زیبایی رو ببینید وقتی صاحب این دل آه و نفس عمیق حسرت کشید شما بخار روی شیشه رو پاک کنید و از اون دعوت کنید به داشته ها و زیبایی ها فکر کنه ؛ صاحب اون دلم اگه برا شما چنین حالتی پیش بیاد همین کارو میکنه ...![]()
![]()
خونه ی دل دو نفری که همو دوست دارن با هم ادغام میشه و ضرب المثل ( دل به دل راه داره) کاملا حس میشه- هیچ حسی پنهون نمی مونه و همیشه جا برای خوشحالی و فکر تو این خونه ها هست و البته برای ابراز علاقه....
آرامش نعمتیه خیلی خیلی بزرگ که تو دنیای ما به خاطر بروز مشکلات
و غم ها
خدشه دار میشه و وظیفه ی یه همدم و همراه اینه که در وهله ی اول نگاهش و دلشو جوری تنظیم کنه (نحوه ی ابراز علاقه) که آرامش
رو در کمترین زمان به ارمغان بیاره.
خیلی وقتا نیازه به موقعیت هامون (غم و شادی و خلوت و تنهایی و ...) نگاهی عمیق کنیم چه غم و چه شادی و در کل هر زمان و هر موقعیت تو این دنیا برای هر کسی فرصتیه تا بتونه خودش رو به مرحله ایی بالا تر و بهتر برسونه و استفاده از این فرصت ها هم بازم بسته به نگاه ؛ نگاه درست هم بسته به فکر مثبت و عمیق به لحظه هاست... داشته ها و نداشته هامون بدون شک بسته به مصلحت و لیاقت ماست والبته برای رسیدن به موفقیت صبر لازمه ...![]()
*** تصور دیگه ایی که من دارم اینه که همینطور که نگاه ما به اطراف باعث فکر و تامل بهش میشه نگاه دیگران به ما هم می تونه تو زندگی اونها اثر گذار باشه ...! خوب با این تفاسیر فکر می کنم مسئولیم که در نگاه مردم خودمونو جوری نشون بدیم و جوری باشیم که باعث فکر مثبت بشه و اونارو در امر خوب بودن ترغیب کنه .
مثلا حتی پوشش نامناسب
که این روزا کم نیست نشون میده فرد مورد نظر مسئولیت خودش رو به خوبی به انجام نمی رسونه و تاثیراتش هم کاملا مشهوده
و با یه کمی دقت خوده فرد متوجه میشه شایدم متوجه باشه ....»»»(این فقط یه نظریه بود
) در کل خواستم راهی رو بگم برای کنترل نگاه های بد که مثل پوشش نامناسب زیاد شده و غیر قابل کنترل.
نگاه افراد تو زندگی ما هم موثره با نگاه هاست که میشه عیوب و نقاط ضعف و قوت رو شناسایی کرد که شناخت این موارد خالی از سود نیست و باعث خودسازی و آشنایی با توانایی ها میشه....تواین زمینه نگاه خودمون به خودمون هم مهمه....
*** نگاه هم می تونه احساس باشه و هم راهی برای ابراز احساس![]()
این نگاه: حرف دلیه که نمیشه به زبونش آورد
بنا به دلایلی ولی میشه اونو با چشم جسم تا حدودی بیان کرد!(مثلا پشیمونی)
*** نگاه جلد کتاب معرفته باید بازش کنی تا بتونی کتابو بخونی....![]()
*** نگاه گلی که وقتی می خوای عشقتو ابراز کنی باید همون اول اونو تقدیمه دله یار کنی![]()
و باز هم ادامه دارد .........................![]()
شرمنده اگه زیاد نوشتمو وقتتنو گرفتم....
خیلی خیلی تشکر می کنم از حضور گرمتون
انجام وظیفه لذت خودش رو داره![]()
![]()
![]()
![]()
آبجی صحرا گل و آقا امیر عزیز همیشه منو مورد لطفتون قرار دادید ممنونم و یه یادتونم همیشه![]()
![]()
![]()
![]()
تشکر مخصوص و ویژه از آبجی می نای مهربوووووون،آبجی گل و ماه کیانا ، آبجی همیشه نو و متین (تشنه ی بادیه) و آبجی فرزانه پر شور و نشاط(دختر باران) ![]()
![]()
![]()
![]()
داداش امین عزیزکه الان درس داره- خسته نباشی مرسی – یا همون ممنونم خدا کنه موفق باشی ![]()
![]()
![]()
![]()
تشکر می کنم از، داداش هادی گل - داداش هادی عزیز(غزل 20) - داداش مهدی - داداشه عزیز(مجنون الحسین)-داداش عباس گل،داداش میلاد ، داداش سعید، داداش مسعود ، آقا بزرگ، داداش شاهرخ، داداش کیا، داداش افشین، داداش حسام ، داداش امید ![]()
![]()
![]()
ممنونم از آبجی بهار گل -آبجی المیرا، خواهر گل پانی، آبجی حسنا، خواهر خوب متین ، گیلدا خانوم،آبجی سارینا ، آبجی فرناز و یه بار دیگه یه آبجی فرناز دیگه، خواهر مهربون شهرزاد و آبجی ساراو خواهرم آرزو![]()
![]()
![]()
از تمام عزیزانی هم که منو لایق دونستنو به من سر زدن تشکر می کنم![]()
![]()
جا داره بازم یادی از آبجی کیمیا کنم که واقعا یاد و اسمش همیشه در خاطرم میمونه و براش آرزوی سعادت دارم....![]()
![]()
سبز و زلال و بهاری باشید – شاد موفق و پیروز و سرفراز باشید![]()
مراقبه خودتون و دلهای مهربون و گرمتون باشید![]()
منو به خاطر کوتاهیام ببخشید و تشکر تشکر تشکر .....![]()
خدانگهدارتون![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام به دوستان خوب و عزیز و خواهر و برادرای گل![]()
امیدوارم خوب و سلامت باشید![]()
ببخشید که دیر به دیر آپ می کنم![]()
خیلی وقته سعی دارم در این مورد حرف بزنم ولی خوب نشد بنا به دلایلی....موضوع نگاهه
در سه مرحله این موضوع رو آپ می کنم تا خوندنش راحتر باشه.![]()
منظور من از نگاه به دیدنی هامون به چیزی که توسط چشم جسممون میبینیم خلاصه نمیشه ... ولی خوب کاملا ربط داره!
تو رفاقت و دوستی – تو خشم و عصبانیت – تو مرام و معرفت - تو عــشــق – تو مهربونی – همه چی فکر کنم نقش داره چون نگاه یه معنی (ماهیت واحد) نداره.![]()
در درون ما هم چشمی با نام چشم دل یا دیده ی بصیرت وجود داره حالا باید شروع کنم و ربطشون روبهم بگم(البته نظرمو میگم)
نگاه ها
(از نظر من): نگاه مهربون – نگاه خسته – نگاه خشمگین – نگاه کینه – نگاه چپ –نگاه پست - نگاه اراده – نگاه عمیق – نگاه دل – نگاه اول – نگاه عاشق و...
فکر مینکم هر فردی که پا تو این دنیا میذاره به بعضی از چیزها نگاه خاصی داره... یعنی اون مورد براش جالبه و گسترده و لحظات زیادی رو برای فکر به اون اختصاص میده
شما هم ببینید چی هر روز و یا بیشتر از هر چیزه دیگه بدون توجه به موقعیت (به بیان ساده تر وقت و بی وقت) ذهنتون رو مشغول می کنه و شما رو وادار به فکر کردن .![]()
برای من موردی که این خصوصیت ها رو داره: نگاهم به نگاه هاست![]()
(خیلی خیلی بهشون فکر می کنم)
به بعضی چیزا هم رسیدم ظاهرا، و نمی دونم شاید برا شماهم جالب باشه :
*** فردی که مطلب خاصی رو می خواد بگه ولی نمی تونه (به هر دلیلی) نگاهش کاملا متفاوت میشه و نگاهش به دنبال شماست
( منظور فکر و دلشه) و به دنبال موقعیتی میگرده که بگه ولی...![]()
*** نگاه افراد مهربون و خندون که سعی در شادیه افراد دارن یه جور انرژی مثبت داره و به نظر من نگاه خیلی خیلی خیلی قشنگ و دلنشینی دارن که باعث میشه هر چی به چشماشون نگاه کنی سیر نمیشی ....![]()
*** نگاه صدای سکوت رو درک میکنه – با سکوت کلی حرف می زنه
– تو تنهایی همدم و همراه خوبیه – فاصله، در ابراز احساسات و تاثیرش ،تاثیر گذار نیست – زمان هم براش تقریبا بی اهمیته فقط کافیه یه لحظه بخواد تا بتونه دله کسی رو از این رو به اون رو کنه ....
*** تا وقتی فردی به شما نگاه نکنه و حرفشو نزنه به نظر میاد حرفش ناقصه و باورش سخت (شاید غیر قابل قبول )- برای اثبات اینجور حرفا احساس باید خیلی خیلی قوی باشه.![]()
*** (چشم) عضوی که با دل ارتباط تنگاتنگ داره نگاه هر انسانی با چشم کامل میشه ولی خوب درصد زیادی از دیدنی ها رو باید با نگاه دل درک کرد و خیلی از احساسات هم تو چشم تاثیر عجیبی دارن –شادی و غم باعث گریه میشن، خشم باعث ترسناک شدن
و حالت بدی تو چشم میشه
، کینه هم که می دونید دیگه ، علاقه شدید قلبی باعث میشه خود به خود به دنبال معشوق می گرده، نگاه بد و زشت هم که سر تا پاش داد میزنه مشکل داره ...، اون چیزی که انسان آرزوشو داره اگه بتونه با چشم دلش اونو ببینه (امید داشته باشه به اون دست پیدا کنه) بهش میرسه.
دل و نگاه ما دو تا دوست هستن دست تو دست هم، نمی تونن از هم جدا شن، نمی تونن دورو باشن ،دوستی رو باید از دل و نگاه یاد گرفت
چیزی که تو نگاهه همونیه که تو دله و بلعکس...
*** نگاه اکثر آدما به غم و خواست دلشون با دلشون با نگاهی که توسط افراد دیگه به دلشون میشه متفاوته و فقط وقتی میشه نگاه دو فرد رو نزدیک به هم دید (دو نفر از دله هم خبر دارن ) که: این وسط عشق و علاقه ایی باشه و البته شناخت.... در غیر این صورت هر چقدر هم از غم هاشون بگن تفاوت چندانی در نگاهشون به هم ایجاد نمیشه(برای همدردی) ؛ یا اگه فرقی کنه خیلی سطحی و گذراست...
قدرت نگاه ما در نظر خودمون نسبت به دیگران و نظر دیگران به ما خیلی خیلی تاثیر گذاره جوری که نگاه می تونه حرف درون هر آدمی رو بدون کمی کاستی و اغراق بیان کنه اینه که میگن سکوت هم بدون هیچ صدایی پر از حرفه ؛ اونم با نگاه!....
این پست ادامه دارد.....
(پست بعدی بعد از یک سالگی وبلاگم آپ میشه)![]()
ببخشید زیاد حرف زدم....
ممنونم که وقتتونو به من دادید
و حالا:.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تشکر می کنم از آبجی صحرا و آقا امیر گل و ممنونم از اینکه به یادم بودید..![]()
![]()
.
ممنونم از حضور و نظرات پر از مهر و محبت آبجی می نای خوش قلب،آبجی کیانای گل ، آبجی مهربون (تشنه ی بادیه) و آبجی فرزانه پر انرژی(دختر باران) ![]()
![]()
![]()
وتشکر مخصوص از داداش امین عزیز و گل ![]()
![]()
![]()
خیلی خیلی ممنونم از، داداش هادی و دوباره داداش هادی - داداش مهدی گل - داداشه عزیز(مجنون الحسین)-داداش عباس،داداش میلاد ، داداش مسعود ، داداش حسام ، داداش سعید،،داداش امید ، آقا بزرگ، داداش شاهرخ، داداش کیا، داداش افشین![]()
![]()
و آبجی ها:آبجی بهار و آبجی المیرا، آبجی حسنا، خواهر خوب متین ، گیلدا خانوم،آبجی سارینا،خواهر گل پانی، آبجی فرناز و یه بار دیگه یه آبجی فرناز دیگه، خواهر مهربون شهرزاد و آبجی ساراو خواهرم آرزو![]()
![]()
از همه ی دوستانی که به وبلاگم سر می زنن هم ممنونم و تشکر می کنم.....![]()
-=-=-=-=-=-=-=-=-
زندگی ما دفتریه که توش حروف سرنوشت نوشته میشه و جلد های اول آخر این دفتر تولد و مرگ هستن
امیدوارم دفتر سرنوشتتون با قلم مهر و محبت و با مرکب شادی پر بشه....![]()
......همیشه یاده آبجی کیمیا هستم و براش آرزوی سعادت می کنم.....![]()
موفق و شاد و خوشبخت باشید![]()
مراقبه دلهای بهاریتون هم باشد![]()
حق یارونگهدارتون![]()
![]()
![]()
![]()

به نام آفریدگار بهار و بهاری کننده ی دلها
============================
سلام به همه ی شما عزیزان(آبجی و ها و داداشا) و دوستان
»»»سلام یعنی مقدمه ی وجود عشق و رغبت – بی مقدمه شاید محبت ها خیلی کوچیک به نظر بیان.....
امیدوارم:
خوب باشید و سلامت و شاد و بهاری
سبزو زلال و عمیق تو فکراتون
پر شورو نشاط تو زندگیتون
استوار و پایدار و محکم تو عملتون
دست امید تو دستاتون و توکل همیشه همراهتون
سبز و زلال و بهاری، دشت و رود و باغ دلتون
و پایبند باشید تو عشق و عهد و پیمانتون....
ساله جدید رو با این آرزو ها به شما تبریک میگم
حالا طبق قولم به عزیزام درد و دلمامو میگم
نه صبر کنید
درداش ماله خودم دلش برا شما
خیلی وقت شده که آپ نگاه آمادست- ولی قبل از این که اولین آپ سال 88 رو انجام بدم تصمیم گرفتم در مورد سالی که گذشت حرفایی بزنم.
اینم بگم که وقتی این موضوع"سالی که گذشت" به ذهنم رسید که نون ها رو تک تک از تنور در میاوردم و خودم هم نمی فهمیدم کی اونا رو تو تنور چیدم چون تو فکر بووووووووودم.
وقتی به خودم اومدم دیدم دارم به عمر فکر می کنم – روزایی که مثل همین نونا یکی یکی از جلوم گذشتن و خیلی هم با اهمیت بودن و من باید سعی می کردم بهترین روزها رو برای عزیزام و خودم بسازم...!
گذشته ها که رفته ولی همین که بهشون فکر کنیم و ببینیم چه کردیم در نوع خودش می تونه خیلی کمک کنه
دنیا پیشرفت کرده بود و منم باید دست به کار می شدم باید فکر می کردم باید می نوشتم و باید اینجا آپ می کردم اونم با نوشته ایی از خودم...
نوشتم و اینجا قرارش دادم فقط در مورد خودم بود...
اون زمان کسی نبود تو لینک من نوشتم تا خودمو به اونایی که برام عزیز بودن بشناسونم – نمی دونستم این کار سخته –
به هر صورت یه آپه طویل بود...
مطمئنم تعداد خواننده های اون آپ تا این لحظه به تعداد انگشت های یه دست هم نمی رسه
ولی خیلی خوشحال شدم وقتی فهمیدم آبجی صحرا اونو خونده و نظرشو رو هم گفت.
مثل یه خواهر واقعی باهام حرف زد ....
ارزش مند ترین نظر وبلاگم همون نظر بود چون منو به فکر فرو برد منو وادار کرد بیشتر بنویسم و انگیزه ی نوشتن برام ایجاد شد.
نظر حاله حاظر من:
اگه کسی تونست فقط برای یه لحظه شما رو وادار به فکر کنه شما تا آخرعمرتون باید قدردونش باشید چون هیچ چیز مثل فکر ؛خامو پخته نمی کنه.! ...
خوب آبجی صحرا منو تا آخر عمرم به فکر راهنمایی کرد تشکر که کاره کوچیکیه در مقابل این همه لطف.
آبجی صحرای گل و آقا امیر عزیز شما جایگاهی ویژه تو دلم دارید همیشه....بگید چطور می تونم قدردونتون باشم
روزی هزار بار خدا رو شکر می کنم که منو با شما آشنا کرد...
از خدای مهربون هم برای شما دو تا گل مهربون آرزوی سعادت خوشبختی و شادی و نشاط تو زندگیتون دارم و اینم میگم فرقی نمی کنه کجام
به یادتونم. و ممنونتونم تا وقتی می تونم
آبجی می نا هم همیشه بهترین نظر ها رو تو پست ها داده (گل سر سبد وبلاگم)(خوش قلب) – بهترین نظرها همون هایی هستن که منو بازم به فکر دعوت کردن. و البته آین مهربون منو با یه آبجی مهربون دیگه آشنا کرد. آبجی تشنه (بارون مهربونی) که اونم با متانت و فکر عمیق و معنویش منو تحت تاثیر قرار داد. از هر دو آبجی مهربون تشکر می کنم
«نظر یعنی: نگاه کنیم و ببینیم چی میبینیم به دیدنی هامون فکر کنیم سعی کنیم با طرز نگاهمون به .... آرامش بدیم بیشتر از قبل و بعده اون خواسته ی دل اگه جاش باشه و فرد مقابل توانایی انجامش رو داشته باشه مطرح کنیم (از قبیل دعوت – گله – شکایت..).»
آبجی کیانا هم یه جور دیگه منو راهنمایی کرد (مهربونه محتاط)- شعر(دلنوشته ) راهی بود که آبجی کیانا به من نشون داد
شعر و هر هنر دیگه می تونه یه مطلبو به صورت کوتاه ولی پر محتوا بیان کنه. هنر ها زیادنو جای فکر فراوون
اصلا خوده فکر هم هنره- از آبجی کیانا هم تشکر می کنم
علاقه و دوستی رو از داداش امین یاد گرفتم ( دوست داشتنی ترین داداش دنیا ) شاید خودشم تا حالا متوجه نشده باشه- داداشی که حرف دلشو میزنه شاید بعضی وقتا باعث ناراحتی شه ولی خوب معلومه از روی علاقست که بعده خداحافظی بازم به حرفاش ادامه میده!!!! تو داداشا جایگاه این داداش ویژه ست .
اینا همش بر می گرده به نگاه!
داداشی ممنون
آدما با نگاهشون می تونن همیشه قدردون باشن و کاری کنن که دیگران هم قدر اونا رو بدونن
خیلی ها تو نت تونستن منو تحت تاثیر قرار بدن که الن اسم میبرم و ازشون ممنونم
آبجی فرزانه که همیشه موضوع روزو ملاک قرار میده و با بهترین روش ها هم کمک می کنه و هم از کمک بقیه برخوردار میشه
گیلدا خانوم که افکر مثبت و زندگی درست رو نشون میدن.
و اونایی که با حضورشون منو دلگرم کردن:
آبجی بهار – و آبجی الی و آبجی فرناز- داداش حسام و داداش هادی و داداش سعید از شما هم ممنونم
از تمام اونایی که آبجیه من هستن و همچنین داداش هام تشکر می کنم .
از تمام دوستان متشکرم
حرفه دل :
حکایت قشنگیه حکایت چکیدن دونه های بارون اشک روی کاغذی که حرف دل روش نوشته میشه.
جنس این هر یک از این برگ ها ارزشمند تر از طلاست .....
ولی حالا شاید به خاطر پیشرفت و تغییرات حروف کی برد هم از این بارون خیس میشن. ...
درسته این بارون کمی غمناکه ولی غمی مثل این دلنشینه و انگار باید باشه تا چرخ یه زندگی پر شور و نشاط بچرخه.
همه غم ها بد نیستن پس...
اشک خیلی وقتا از روی گونه ها سر می خوره ولی وقتی به خاطر حرفه دل و از روی علاقه باشه...
یه اشک نیست فقط- یه همدمیه که نوازشت می کنه اونم به موقع
چه دوست خوبیه گریه... که هر موقع خواستیم خودش میاد سراغمونو ما رو نوازش می کنه و بهمون آرامش میده.
حالا می فهمم چرا خیلی ها گریه رو دوست داشتنو دارن- این نشون میده خوب نگاه می کنن.(واقع بیننن)
برگ زرد روی درخت می دونه بالاخره یه روزی درخت اونو رها می کنه ... ولی همین برگا وقتی سبز بودن با هم می تونستن سایه شن برای یه آدم - نشونه ایی بودن از نشونه های فصل های خدا کوچیک بودن ولی خوب کمک می کردن توقعی هم نداشتن...
رشد کردن و کمک کردنو وقتی تو فصل پاییز زرد میشن بازم قشنگن. ولی به هر صورت یه روزی باید از شاخه(دنیا) رها شن.
من خودمو برگ زرد می دونم و اسم دفتری که دلنوشتهامو توش می نویسم به نام (دلنویس برگی زرد) انتخاب کردم. دفتری که وقتی هر برگ سفیدشو با خطوطی پر می کنم انگار بذری می کارم و با اشکام بهش آب میدم تا ثمره ی شادی رو بده اونم نه فقط برای خودم... اول برای عزیزام و بعد اگه شد برای خودم...
نگاه کنید و ببینید از یه برگ نمناک دفتر چه دلهایی رو میشه شاد کرد .......................
هر پستش اینجام برگی می تونه باشه از همون دفتر......
»»»دنیا حتی اگه مجازی باشه ! دنیاست جزئی از عمره و عمر هم یعنی گذر شادی و غم کنار هم – شادی و غم دو تا حقیقتن که مجازی ندارن پس در زمینه ی نوشتن حرف دل اینجا هم جایگاهیه حقیقی...و اونایی که اینجا (آبجی و یا داداش) رو یدک میکشن یعنی برای همیشه تو یادم می مونن و تو دلم جا دارن و این حقیقت تا غروب خورشید عمرم و حتی بعد اون ادامه داره... همیشگیه.
قدر خیلی چیزها رو باید دونست ولی خوب قدر دونی هم نیاز به یه طرز فکر درست داره تا به ارزشش پی ببریم و این بعضی وقتا نیاز به تلنگر داره !
به هر صورت با این همه نیاز...
همه نیازمند خداییم- یه الگو یه ایده ال برا خودمون بسازیمو ببینیم کاری که انجام میدیم چه سودی داره و اینم مد نظر داشته باشیم که:
باعث شادی و خوشحالیه عزیزان شدن هر چند کم ؛ احساسی غیر قابل وصف در ما ایجاد می کنه که بدون شک سودش خیلی خیلی زیاده و نه برای این احساس بلکه برای ارزش کارمون و ارزشی که خودمون پیدا می کنیم
نظر کردن به نظرای قبلی و فکر به اون و ارزشش و بالا بردن سطح اون خالی از لطف نیست(یه نظر واقعی)
حسرت زان دلی کـه شدست بـه سرای فـانی بسته
افسوس که دل شـده ز تمنای نگــاه مهر یار خسته
نالم ز دو حـــرف اول نـگـــــاه ز خوبی ها رسته!
کنون نگاه گردد گنـــاه و بند راستین عشق گسسته
بهارآمد و فرود خوشـــه ی مهر الهـی دسته دسته
بکار در دل بذر مهر که پلــــک زنی فرصت جسته
ممنونم
موفق باشید
مراقبه خودتون باشید
منو به خاطر تمام کوتاهیام ببخشید
حق یارونگهدارتون![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
>>> به نام مهربان ترین مهرآفرین <<<
"""""""""""""""""""""""""""
سلام به همه ی داداشا و آبجی ها ی مهربون و دوستان گل (و عزیز)![]()
امیدوارم حاله همگی خوب باشه و سلامت باشید![]()
ایندفعه کمی مدل حرفام فرق داره فکر کنم
خوب موضوعمو که فکر کنم فهمیدید
بعضی وقتا دلم میگیره و مجبور میشم تا تو پیاده روی زندگیم یواش یواش قدم بردارم و به کارام فکر کنمو سعی کنم خودمو از این درد نجات بدم![]()
خیلی سخته تو این حالت قدم بزنی و سرتو بالا بگیری![]()
تو این پیاده رو کسی نیست که ببینتت و هیچ چاله یا چوله ایی هم وجود نداره آسمونش همه جا یه رنگه کوچه پس کوچهاشم همه آشنان چون برای یه بارم که شده تو اونا قدم گذاشتی !(به جز یکی...)
سرمو پایین نگه میدارم به پاهام نگاه می کنم میبینم قدمهام یکی یکی روی رد قبلی قدمهام می افته گفتم برای یه بارم شده محل قرار دادن پاهام رو تو این پیاده رو تغییر بدم![]()
البته نه برای اینکه خسته شده باشم نه- برای اینکه فهمیدم یکی از این قدمهام اشتباه بوده
و پا رو دله یکی گذاشتم
قبل از این خیلی فکر کردم چرا اینجور شده و کجا و تو کدوم کوچه این کارو کردم ولی نتیجه ایی نداشت
تصمیم گرفتم جای پای قدمهامو عوض کنم
خوب سخت بود کمی –آخه تو این مسیر بودن جاهایی که قدم گذاشتن تو اونجا برام آرامش می اورد جاهایی که دلم می خواست اونجا جای پام باشه مثل رویاهام![]()
ولی از کجا معلوم که این رویاها خوب باشه و به حقیقت برسن
اون چیزی که واضح بود ناراحتی و رنجش یه انسان از من به خاطر قدمهای من تو تنهاییم بود![]()
ازش سوال کردم گفت : قدمهات رو مدتی قبل روی رویاهات میذاشتی تا آروم شی ولی از این بی خبر بودی که یکی تو یه کوچه ایی از این کوچه ها که فقط یه بار به اونجا اومدی منتظرته تا صدای قدمهاتو بشنوه![]()
گفتم خوب یه بار اومدم دیگه- گفت نه – اون باری که اومدی من ازت دعوت کرده بودم بیای تا حرفامو بهت بزنم ولی تو پاتو رو دلم گذاشتی![]()
برام سخت بود این حرف ؛ حالا دیگه داداش هم یکی و ناراحت کرده بود![]()
ولی نکته ایی که بود این بود که اون دل با اینکه از من ناراحت بود منو رها نکرد بعضی وقتا تو سختیا ازم جلو می زد تا اونا رو برطرف کنه ولی خوب من نمی دیدمش و بازم....
تصمیم گرفتم ایندفعه با دقت بیشتری قدم بردارم![]()
آدما تو این دنیا با قدمهاشون خوب و بد بودنشونو مشخص میکنن- یکی برای رسیدن به خواسته هاش پا رو دله یکی دیگه میذاره و یکی رو میرنجونه![]()
یکی هم برای خوشحالیه دله دیگران پا رو دل خودش میذاره و با قناعت به اون چیزی که داره باعث شادیه دلهای بقیه میشه![]()
![]()
خوب شادیه دلهای دیگران و صدای خنده اونا تو کوچه های زندگیم باعث میشه تا از تنهایی در بیامو نترسم مگه غیر از اینه؟![]()
![]()
فکرام منو بردن به این کوچه ها- قدمهام منو کشوندن به سمت هدف- هدفمو انتخاب کردم و راه دوست داشتنو
هم پیدا کردم
ولی رسیدن به هدف نیاز به عمل داره- کارامو جوری باید انجام بدم تا احساس دوست داشتنمو به اون منتقل کنم- یعنی می تونم؟خدا کنه بتونم
گرچه عمل مهمتره ولی گفتن"دوستت دارم" هم نوعی وظیفست تو این راه::
--------------------------------------
![]()
![]()
دلنوشته ایی در کمتر از 10دقیقه!!!!![]()
![]()
"کلام دوستت دارم"
شروع آشنایی ها بــا یک ســـلام مــهربـان اوکــه کنـد عشق را اعلام
آنکه دارد برمهرخود اختیار تام خـواه ناخواه افـتـد در ایـن راه گـام
نیست خوشتر درعمر زین ایام قـاصــدی کـه دارد ایــن نیــکو پــیام
درین شهر بزرگ و ظلم دشمنکام تـو مهربان ،تـــوعاشــق ، تــــو آرام!
روزشاد من حال کی شــود شام نـه نیــازی بــه مــی دارمـو نه جام
گرچه نیست مهر به زبان و به نام رسانم صدای عشق و کارها به انجام
که در مشق عشق و بی این کلام طومار طـــویل عشــق نشود تمــام
---------------------------------------
راستی یادم رفت بگم تو این کوچه ها بعضی از کوچه ها تاریکن و بعضی ها روشن- بعضی ها شدن خاطره و بعضی ها شدن آینده![]()
یک کوچه که باید توش قدم بذارم هم کوچه ی بهشته
که اگه نتونم روشنش کنم و نبینمش نمی تونم برم توش
خدایا کمکمون کن تا بتونیم کوچه ی بهشتمون رو با چراغ ایمان و توکل و امید به تو روشن نگه داریم و خورشید مهر و توجهت رو از ما دور نکن و بازم کمکمون کن تا این خورشید رو با گرمیه و شادیه دلهامون حس کنیم – برای پرورش حسه قشنگ دوست داشتن تو وجود خودمون و شاد کردن دلهای دیگه هم به کمکت نیاز داریم ![]()
![]()
خلاصه یاری خواستن ما که تمومی نداره – ولی شکر گفتم ما کمه خودت ببخشمون![]()
![]()
![]()
![]()
وظیفه:![]()
تشکر بسیار بسیار مخصوص از آقا امیر و آبجی صحرا به خاطر اینکه هنوزم به یادم بودین![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تشکر ویژه از :
داداشه همیشه گل و دوشت داشتنیم امین جان![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
آبجیا: آبجی می نا ی خوش قلب
– آبجی کیانای گل
و آبجیه مهربون (تشنه ی بادیه)
- آبجی فرزانه هوشمند
و آبجیه گل المیرا
و همچنین گیلدا خانوم![]()
ممنونم از![]()
![]()
داداش امید- داداش عباس -داداش مهدی – داداشه گل (مجنون الحسین)- داداش حسام- داداش سعید – داداش کیا- داداش افشین- داداش میلاد-آقا بزرگ – داداش شاهرخ و ...![]()
تشکر می کنم از: ![]()
![]()
![]()
آبجی بهار- آبجی فرناز - دوباره آبجی فرناز و آبجی شهرزاد –آبجی آرزو- آبجی حسنا- آبجی پانی – آبجی سارا و خواهر خوب متین خانوم و خواهر گل سارینا![]()
![]()
![]()
ممنونم از همه ی دوستانی که وبلاگه منو لایق می دونن و به من سر می زنن![]()
![]()
![]()
حواستون بود ایندفعه اول داداشا رو گفتم![]()
خیلی خوب بود جهت تنوع ...![]()
این عکسه هم تا حدودی برای بعضیا آشناست![]()
![]()
برای همه ی شما آرزوی شادی و شعف و زندگی در کنار همدمی خوب و مهربون و پر انرژی دارم
مراقبه خودتون باشید![]()
حق یارونگهدارتووووون![]()
![]()
مهربونی لازمه ی پایداریه ارتباطه و یه جورایی شروع یه دوستی هم می تونه با مهربونی باشه ( شما به کسی که سلام نکنه فکر نمی کنم بگید مهربون....)
ولی شاید بعضی از شما بگید این یه عادت شده ولی من اینجور فکر نمی کنم و می گم هر نعمت خدا راهیه برای شناخت یکی از حقایق.
مهربون به کسی می گن که در عین ناراحتی بتونه یکی دیگه رو از ناراحتی در بیاره – نذاره کسی به جز اونی که ازش ناراحته از ناراحتیش با خبر شه و ناراحت! و به جای اینکه هر موقع خودش نیاز به صحبت داره به سراغ دوستش بره، وقتی بره سراغ عزیزش که اون به حرف زدن نیاز داره!...![]()
کلا مهربون کسیه که سعی داره خوشحال کنه و از ناراحتی جلوگیری کنه و اگه ما نمی تونیم کسی رو خوشحال کنیم بهتره تلاش خودمون رو، رو اینکه ناراحتش نکنیم متمرکز کنیم و بدونیم اینم نوعی مهربونیه
! خیلی ها می تونن مهربون باشن ولی بر اساس احساس و خشم نمی تونن خودشونو کنترل کنن و ..
اینجا ما باید کاری کنیم و نذاریم این مشکل تو ذهنمون از اون فرد یه نامهربون بسازه و این هم یه مهربونیه دیگه می تونه باشه ؛ این مثال شبیه بخشش بود ولی بخشش نبود یه جور مصلحت بود یعنی بهتر اینه که اینجور فکر کنیم و اما بخشش هم که جزئی از مهربونیه و اگه یه فرد بخشنده ( یعنی هیچ بدی یادش نمونه) فکر می کنم یه آدم مهربون به تمام عیاره
.
عدالت هم مهربونیه – چرا باید به خاطر بعضی مسائل احساسی و عاطفی رفتارمون رو بین یه دوست و دشمن تغییر بدیم ؟ یعنی ما دوسته همه هستیم؟ ( به زبون خودم داداش هستم همیشه
؟) خوب اگه با همه مثل یه داداش رفتار کنم برا من چه مشکلی پیش میاد ؟ فکر کنم فقط سود کنم و ضرری هم نداشته باشه
(اینه که عاشق کلمه ی داداشم)![]()
مهربون توام با یاری رسوندنه و یاری رسوندن هم یعنی مایه گذاشتن از توان خودمون برای پیش بردن کار یا امور افراد دیگه که احتمالا برامون عزیزن... و این مهربونی رو می تونیم با کمترین توقع و بیشترین کمک به اون فرد به نهایت برسونیم.
کسایی که از محبت خوششون میاد که همه باید همین جور باشن و اونو درک کردن که اینجا شاید همه اینجور نباشن... به هر صورت همه محتاج مهر و محبت هستن و اینجاست که می فهمیم همه مهربونی به خودشون رو می پسندند و این مهر یه هدیه ی خدادایه که تو وجود همه ی ما هست ولی بازم میگم نورش شاید به خاطر بعضی مسائل کم شده باشه ولی هنوزم می تونه پر نور شه
! و می خوام بگم با استفاده از فرموده ی حضرت علی (ع) چرا ما این این هدیه رو که برا ی خودمون قبول داریم برای دیگران قبول نداشته باشیم؟ این انصاف نیست...و اینجا باید بگم که فرموده ی حضرت علی (ع) فقط شامل مادیات نمیشه و روحیات رو هم در بر میگیره. و درک چنین نکته ایی از نظر من نیاز به دلی مهربون داره.(این قسمت رو از یکی دیگه شنیدم)![]()
لازمه بگم دلی که نشون میده مهربونه اگه مهربون هم نباشه با همین ظاهرش مهربون میشه بالاخره ! اینجا هم میتونم بگم کسی نمی تونه بگه مهربون نیستم
؛ و اگه این حرف رو از کسی شنیدم بهش میگم میتونی ولی نمی خوای! مهرزبونیه که داری با من حرف میزنی اگه مهربون نبودی که منو برا حرف زدنت انتخاب نمی کردی! هم صحبتی و در اختیار قرار دادن تجربیات نوعی بخشش ( بخشش زمان عمر) و بخشش هم نوعی مهربونیه..![]()
اینکه از آدمی به هیچ عنوان انتظار اشتباه نداشته باشیم یه توقع پوچه ![]()
آدما وقتی همدیگرو ناراحت میکنن که تو حالت عادی نیستن و بنا به همین وجدانشون که عاملیه بر عطوفت نمی تونه خوب کارشو انجام بده.
مهربونی هم یعنی وقتی کسی رو ناراحت میبینی و یا وقتی که اون طرف با لحنی بد شما رو ناراحت میکنه اینو مد نظر بگیرید که مشکلی پیش اومده و قبل از فکر به خودمون به فکره فرده مورد نظر باشیم![]()
یه مثال میزنم : دو تا خواهر و برادر وقتی با هم حرف میزنن ممکنه از حاله هم با خبر نباشن و یکی از اونا ناراحت باشه.. و اینجا اگه یکی از اینها بفهمن طرف ناراحته و اونو ناراحت کرده باشه با حرفی شاید بگه: ( وقتی ناراحتی خیلی زشتی !) تو این جمله فقط خودشو مد نظر داشت و فقط حرف دلشو زد و کاری در جهت شاد کردن طرف انجام نداده به نظرم بهتر میاد بگه : ( میشه بخندی تا خوشکل تر بشی و دلم نگیره !) و عطوفت از سر و روی این جمله میباره.. خوب تفاوت این دو جمله چقدر زیاده و چقدر هم سادست....![]()
مهربون بودن تو فطرت همه ی ما هست و همه ی آدمها می تونن و حتمامهربون هستن ولی خوب دنیاست دیگه یه وقتهایی نیازه درک کنیم !
یه دله مهربون همیشه در معرضه گرفتن قرار داره
( به عبارتی دلهای مهربون زود به زود میگیرن) چرا که سعیشون در خوشحالیه بقیه ی دلهاست و شادیه دلهای دیگه خوشحالیه این دل رو به همراه داره(وابسته است یه جورایی)... و تو این دنیای پر از جور و جفا و ظلم حتی به دیگری یه دله مهربون چطور می تونه به هدفش اون جور که باید برسه؟ و اینه که ... ( خدا کنه هیچ وقت دلتون نگیره)![]()
وقتی با فرد مهربون هم صحبت میشید قبل از اینکه احساس شما رو به خودش جلب کنه فکرتون رو به سمت مثبت بودن و خودتون رو به سمت شادی می کشونه و همین امر باعث میشه احساس خوبی نسبت بهش پیدا کنید و سعی کنید مثل اون باشید .
این همه از مهربونی گفتم و گفتم و می دونم من کوچکتر از اونم که بتونم خیلی مهربون باشم ولی سعی خودمو کردم .. و این وسط از خودم هیچی ندارم .....هر چی دارم از امید و توکل به خداست همون خدایی که هر چی از مهربونیش بگی بازم کم گفتی؛ هر صفت خوبی که بگیم داره و یه نگاه به خودمون و نعمات اون تو دورو برمون این حرفم رو اثبات میکنه![]()
راستی تا یادم نرفته – نور ایمان خدا تو دلهای ما با برخورد به عرش بازتابی داره و این بازتاب مهر خداست که بر دله ما میتابه و این نشون میده که یه دل مهربون دله با ایمانی هم باید باشه و مهربونیه مهربون ترین آدما قطره اییه از مهر بیکران دریای لطف الهی...![]()
![]()
نکته: یه مهربون به دنبال جملاتیه که می تونه دلی رو شاد کنه پس از گفتن جمله ی ( دوستت دارم) دریغ نمی کنه و عشق و علاقه ی قلبی خودش رو با نگاه پر مهر و کار (هنر دوست داشتن) به سرانجام میرسونه...![]()
***![]()
!مهربونی یعنی غلط املایی طرف مقابلتو بگیری و همراش کلی عذر خواهی کنی تا مبادا ناراحت نشه!
***![]()
اینو درست چند دقیقه قبل ازآپ اضافه کردم اون کسی هم که غلط املایی داشت خودم بودم و اون مهربون یکی ازآبجیام بود که از خیلی وقت پیش من به مهربون بودنش یقین پیدا کردم..می خواستم بگم مهربون بودن همیشه تعریف نیست گاهی مهربونی می تونه کمکی باشه که باید به اثراتش فکر کرد (گوشزد کردن یه ایراد کمکه دیگه مگه نه؟) مثلا ممکن بود من ابرو ریزی کنم از بس این غلط رو تکرار می کردم البته فکر کنم این کار رو کردم!!! ![]()
پس خواهش می کنم راحت ایراد هامو بگید...![]()
شرمنده چون واقعا زیاد نوشتم!!!![]()
ممنونم از اینکه وقتتونو به من دادید![]()
![]()
انجام وظیفه :![]()
![]()
![]()
![]()
خاک پای خانوادم هستم امیدوارم بتونم همونی باشم که باید باشم...![]()
تشکر می کنم از آبجی صحرا و آقا امیر گل و باید بگم دلم براتون خیلی تنگ شده...![]()
تشکر مخصوص از آبجی می نای خوش قلب،آبجی کیانای گل ، آبجی مهربون (تشنه ی بادیه) و آبجی فرزانه پر انرژی(دختر باران)![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تشکر ویژه از داداش امین عزیز – داداش مهدی گل - گیلدا خانوم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خیلی خیلی ممنونم از داداش مسعود ، داداش حسام ، داداش سعید، داداشه عزیز(مجنون الحسین)،داداش امید ، آقا بزرگ، داداش شاهرخ، داداش کیا، داداش عباس، داداش افشین،داداش میلاد، داداش هادی![]()
![]()
![]()
و آبجی ها: آبجی المیرا، آبجی حسنا، خواهر خوب متین ، آبجی مینا،آبجی سارینا،خواهر گل پانی، آبجی فرناز و یه بار دیگه یه آبجی فرناز دیگه، خواهر مهربون شهرزاد و آبجی ساراو خواهرم آرزو![]()
![]()
![]()
از همه ی دوستانی که به وبلاگم سر می زنن هم تشکر می کنم...![]()
![]()
![]()
![]()
به امید اراده های قوی بر پایه ی امید به خدا و در راه تلاش خودتون و موفقیت برای شما
موفق و شاد و سلامت و پر از مهرو محبت و عطوفت باشید ![]()
حق نگهدارتون![]()
![]()
![]()
![]()
به نام حضرت دوست
سلام
امیدوارم حال تک تکتون خوب باشه و سلام منو به تک تک دوستاتون برسونید ( اونام جواب بدن 70 تا ثواب ببرن)![]()
![]()
عید بزرگ و پر شکوه امامت و ولایت عید سعید غدیر خم رو به همه ی شما دوستان عزیز تبریک میگم با ارزوی اینکه هر روزتون مثل اعیاد پر از شادی و شور و نشاط باشه
این بار موضوع همدمه.........![]()
در صورت کلی به کسی همدم گفته میشه کنار یه آدم و پای دردو دلش بشینه ولی خوب هر کسی تو این دنیا به فکره خودشه ( همدمه خودشه) بعضی وقتا کم میاره نمی تونه خودشو اونجور که باید بشناسه اینجاست که نیاز به همدم درش ایجاد میشه . شروع می کنه به گشتن ؛ میبینه سخته ولی یه چیزیو نمی دونه اونم اینه که تک تکه این آدما دنبال همدم هستن! البته هستن کسایی که همراهشونو رو پیدا کردن ولی قدرشو نمی دونن ….![]()
قرار نیست برای اینکه همدم یکی دیگه باشبم کاره سختی انجام بدیم . کارایی که باید انجام بدیم اینه که انتظارتش و علایق و سلایقش رو بفهمیم … اونو بشناسیم … پای درد و دلاش بشینیم … بعده اینکه این کارارو انجام دادیم دو تا کار هم نباید کنیم!اونام اینکه: . شونه خالی نکنیم ، مبنای کار یا رفتارمون رو فقط تو خودمون نگردیم.![]()
اینا همشون بسته به تصمیم اول داره
. جایی که باید علاوه بر خودمون ؛ خودی دیگه که همراهو دوستدارشیم به روحمون اضافه بشه. همون جایی که باید خودمونو مورد ارزیابی قرار بدیم. ببنیم می تونیم دوستدارش باشیم دلمون چرا به این علاقه رضایت داده؟ نکنه فقط به خاطر خودش! ![]()
بدترین حالت ممکن طرف رو تصور کنیم خودمون رو تو اون وضعیت محک بزنیم … می تونیم شونه خالی نکنیم و به این علاقه پایان ندیم؟![]()
نمی دونم تا حالا براتون پیش اومده با کسی بد حرف زده باشید یا نه. ولی خوب بیشتر اوقات بعده عذر خواهی و صحبت در موردش… وقتی باید بگیم مشکل کجا بود….. اینجور گفته میشه : آخه من نتونستم خودمو کنترل کنم ؛ چون تو باهام بد حرف زدی . من عصبانی بودم . من دلخور شدم ازت . منو ناراحت کرده بودی …. من …من …. من .![]()
![]()
تا حالا شده قبل اون من ها بپرسیم تو چرا ناراحت بودی؟
شده به محض قرار گرفتن تو شرائط خاص (اونو) مدنظر داشته باشیم؟ نه خودمون رو.البته همه حق دارن برا خودشون ارزش قائل باشن ولی نه به قیمت کم ارزش کردن و کوچیک کردن افراد در نظر خودشون...
همدم باید مهربون باشه و درکش بالا باشه!
مهربون بودن در عین ساده بودن و قابل دسترسی؛ آدما باهاش قهرن بابا مهربونی تو یه جمله: احتیاجی نیست کسیو خوشحال کنیم اگه نمی تونیم ؛ حداقل می تونیم بعضی وقتا کسی و ناراحت نکنیم ، اینه حداقل مهربونی ، سخته؟![]()
مهربونی و عطوفت هم موضوعه جالبیه؛ مطلبه بعدیم در مورده همینه......![]()
یه دوست و یه همراه واقعی تو هر زمانی سعی داره اوقات بهتر و شادتری رو برای خودش و دوستش بسازه و در عین حال بحرانی ترین حالت رو تصور می کنه و برای اون اوضاع خودشو آماده می کنه تا به محض بروز مشکل راه حل و بدونه! آینده نگری یه خصیصه اییه که یه همدم باید داشته باشه.![]()
یه همدم وقتی واقعا خودشو همدم بدونه برای اینکه کنار همراهش بمونه احساس نیاز می کنه
، البته نه به خاطر خودش به خاطر دوستی که شاید بهش نیاز پیدا کنه... وای اگه این حس دو طرفه باشه عجب احساسی بهشون دست میده ! خوش به حالشون...
.
همدم و دوست خوب کسیه که لطف و مهربونیه خودشو از شما دریغ نکنه و در کنار این سعی کنه با تغییر طرز فکرتون و سوق دادن اون به سمت و سوی مثبت بودن باعث بشه از محبت دیگران هم برخوردار شید و کمبودی تو خودتون احساس نکنید.
کسی می تونه خودشو همدم بنامه که موقعیت هایی رو که بهش نیاز داره رو بشناسه و مشکلات رو تا حد ممکن پیدا و برای رفع اونا تلاش کنه.![]()
هدف از داتشتن همدم برای یرآورده شدن نیاز های عاطفی و برای خوب و شاد زندگی کردنه پس کسی رو که برای همراهیمون انتخاب می کنیم باید بتونه شاد باشه و با شادیش به ما انرژی بده و با اون انرژی و با کمکی که متناسب با توانش به ما می کنه ما رو به سوی موفقیت و یه زندگی شاد رهنمون کنه
تو زندگی هر آدمی موقعیت هایی پیش میا د که دچار رنج ها و یه سری سختی ها میشه و ممکنه در معرض لغزش قرار بگیره تو این میون همدم و همراه این انسانه که باید هواشو داشته باشه و نذاره دچار چالش شه؛ این کار هم در وحله ی اول با آگاه کردن این انسان از وجود خدا و بعد از خدا وجود کسی به عنوان دوستدار (همدم) روی زمین شروع و با مهربونی کامل میشه.![]()
اینکه کسی ایده آل نیست هم کاملا مشخصه پس به محض بروز کوچکترین مشکل دو همدم یا مونس یا دوست یا همراه(اسمای دیگش بود) نباید دچار بد گمانی بشیم.
تو یه زمانی هر کسی به یه همدم نیاز پیدا می کنه که تو اون لحظات هر کسه دیگه ایی اگه فقط دست نوازشی به سرش بکشه براش مثل یه همدم باارزش و مفید می تونه باشه (چون موقعیت رو درک کرده و کاره اصلی که سعی در آرامش دادنه رو انجام داده)![]()
![]()
در آخر بهتره حرفمو اینجوری تموم کنم:![]()
یه همدم واقعی تو یاد و خاطره ها می مونه و اگه وجودش بازم اگه وجودش از بین بره؛ خاطره هاش همون انرژی رو میده و یادش همون آرامش قلبی رو فراهم میکنه.![]()
خوب نمی دونم با خوندن این مطالب یاده خدا افتادید یا نه ولی از نظر من خدا یه همدم واقعیه و یه مهربون تمام عیار.![]()
![]()
بیاید قدرشو بیشتر بدونیم.... و همیشه تو هر لحظه حتی وقتی اتفاقات باب میلمون نیست شاکرش باشیم چرا که حتما تو این موقعیت مصلحت چنین بوده باید صبور بود تا به علت این مصلحت پی ببریم
خدا رو شکر![]()
ممنونم از اینکه دلنوشته های منو می خونید و منو از نظرات محبت امیز خودتون بهره مند میکنید.
امیدوارم در پناه لطف خدا و عنایات امام زمان (عج) زندگی پر شور و نشاط و همراه با موفقیت های زیاد تو هر عرصه ایی که پا میزارید داشته باشید.![]()
خدا کنه به مصلحت خدا آگاه باشید و هیچ وقت از خدا به خاطر اتفاقات پیش اومده گله نکنید که ...
موفق و شاد و سلامت باشیو سرفراز![]()
![]()





![]()
وظیفه (تشکر):
ه: برای دیدن کردن از ویلاگه عزیزانی که وبلاگ دارند کافیه رو اسمشون کلیک کنید...
کلیک کنیدا![]()
ممنونم از A.S & Mr.Amir دلم تنگ شده چرا نمیاید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.........![]()
خواهرام: (آبحی مینای خوش قلب--آبجی کیانای گل و شاد -- فرزانه خواهر با درک(دختر باران)- آبجیام فرناز و شهرزاد- آبجی فرناز 2(دوست خوب آبجی))- خواهر گل المیرا خانوم –آبجی آبجی سارینای گل و هنرمند- آبجی متین - آبجیه خوبم حسنا– آبجی نازنین - آبجیه مینای گل وآبجی سارا - آبجی آرزو و..)![]()
برادرام: ( داداش امین عزیزه دلم– داداش حسام عزیز- داداش سعید گل- داداش مسعود- داداش افشین- داداش خوش بیان هادی - داداش مهدی – داداش عباس – داداش شاهرخ گل -داداش میلاد -داداش کیارش - آقا بزرگ جوون و... )![]()
از همهی دوستانی هم که به من سر می زنند تشکر میکنم
ببخشید زیاد حرف زدم![]()
حق یارو نگهدارتون








دل نوشته![]()
سخن ز تنهایی دروغ است!
تنهایی زنـد بـر خـرمــن دلـهــا چـنــگ ز پـریـشـانـی و غـم بـبازد رخسار، رنـگ
باشد دنیا سراب و دلبستگی اش شـراب کنـد احساس و جـبر تصمیــم ها را خـراب
این ســو یـکــی مـحتــاج و دلش تـنـگ آن سو نفرین و غضب... شـده دلـش سنگ
یـکی در طـلب محبت مدام مـیـگریست دیگری بی تفاوت و خشمـاگین نــگریست!
آتـــش خــشـم و جـور جـفــا بهــر وفــا خشکانیدست چشمه های زلال مهر و صفا
انــدر ایــن خــواب مــردم زشت کردار شـده کـابوس خوف ناک ازآن مـردم بیدار!
راه عظیم سـعادت در این دیار تـاریک گشتـه با ایــن خـواب و رویـا هـا بـاریـک!
پس کنـیـم چراغ نـومیدی را خــامــوش نکـنیـم ذکـر و یـاد و نــام خـدا را فـراموش
اوست پرتوی درخشان بر راه ســعادت بــزرگان داده اند بر یگـانـگی او شــهــادت
گـر سخن ز تنهایی بـگویم دروغ اسـت آفــریـدگـار همـدم من؛ نـور پر فروغ است
![]()
سلام به همه ی شما دوستان و عزیزان
![]()
![]()
![]()
میلاد با سعادت امام هشتم - امام رضا (ع) دستگیر و ضامن مظلومان و یاری دهنده ی دلهای منتظر و عاشق - رو به شما و همه ی مسلمانان تبریک و تهنیت میگم و آرزو می کنم از دوستیه با اون حضرت و عشق به ایشون به کمال خوشبختی و سعادتمندی برسید.....![]()
![]()
![]()
امیدوارم خوب و سلامت باشید و تاخیر منو برای این آپ ببخشید!...
خوب موضوع ایندفعه ی من تنهاییه کلمه ایی که زیاد به زبونا میاد همه میگن ما .... نمی دونم چرا خودمم که گفتم قبلاالبته دلیلاشو پیدا کردم میگم الان
مفهوم تنهایی هم مثل خیلی کلمات جورو واجوره ؛ ولی خوب در همون لحظه که کلمه ی تنهایی رو میشنوییم یاده کسی میفتیم که یه گوشه نشسته و داره گریه میکنه کسی هم به دادش نمی رسه.
تنهایی دوست داشتنی هم می تونه باشه چرا که کسی نیست و ما می تونیم راز دله خودمونو براحتی با زبونمون به خدا بگیم ( وقتی حرف دل رو به زبون میاریم سبک میشیم و اگه نتونیم به زبون بیاریم احساس تنهایی می کنیم) تو دو چیز شک ندارم اونم اینه که: ما وقتی تنها میشیو دلگیر؛ دست به دامن خدا میشیم میگیم خدایا منو از تنهایی در بیار.... تا حالا فکر کردید الان دارید با کی حرف می زنید؟ از کی طلب میکنید؟ کی حرفتونو گوش میده؟ از یکی سوال کردم گفت معلومه دیگه خدا!!!منم گفتم عجیبه ؛ تو می دونی داری با خدا حرف می زنی اینم می دونی اون داره به حرفت گوش میده بازم میگی تنهام این یعنی ارزش قائل نشدن برا آفریدگارت. برو خدا رو شکر کن می دونید اون کس کی بود؟خودم! تا حالا به تنهاییم فکر نکردم در صورتی که تو تنهاییم فکر میکردم!نمی دونستم تنهایی منو به خدا نزدیک میکنه نمی دونستم ..........!!!!!همه فکر کنم همینن یعنی از خدا می پرسن چرا تنهاییم ؟ اما نمی دونن دارن با خدا حرف می زنن ولی اونو نادیده میگیرن(این خودخواهیه)... عجیب نیست؟
جالبه بدونید آدما وقتی احساس تنهایی بهشون دست میده که کسی کنارشون نباشه باهاش حرف بزنن . حالا خودشون تو تنهایی با خدا حرف می زنن ولی خودشونو کنار خدا حس نمی کنن پس نتیجه میشه اینکه طرف تنها نیست خدا رو حس نکرده خدا هم اینجوری ناراحت میشه........و دعامون رو مستجاب نمی کنه.
این اولش بود. حالا گیریم که خدا یکی رو برامون فرستاد. با خودت فکر کن ببین کسی که خدا رو نادیده گرفته خلق خدا رو می تونه ببینه ؟ اگرم بتونه ؛گذراست میگذره...خوب با این فرض به نظرتون خدای مهربونمون راضی میشه تنهاییمونو برای مدتی پر کنه و بعده گذشت اون زمان یه درد که همون درد بی توجهی طرفه به دردامون اضافه بشه؟خدا مهربونه می خواد از دردامون کم کنه ؛ و نمی خواد ما رو ناراحت ببینه . پس بیاید از خدا اصلا دلگیر نشیم.
ولی یه کاریه که ما باید قبل از هر چیز انجام بدیم ؛ اونم حسه وجود خدا در کنار ماست برای همیشه، گفتم حسش کنیم نه به زبون بیاریمش...بهتر نیست دلو زبونمون رو با هم یکی کنیم من منظورم اینه....![]()
با حرفام می خواستم یه حقیقتی رو بگم تنهایی که خوبه ولی نه زیاده از حدش ولی تنهایی که کسی دوروبرت نباشه از تنهایی که دوروبرت کسایی باشن و به یادت نباشن خیلی خیلی بهتره. اینو دو طرفه در نظر بگیرید.
یعنی وقتی دیدید کسی تنهاست قبل از جلو رفتن خودتونو آماده کنید این تصمیم رو بگیرید تنهاش نذارید اگه می تونید خوب چه بهتر و اگرم از دستتون بر نمیاد تنهاییشو از این خرابتر نکنید. و بذارید با خدای خودش باشه اینو بهش بگید. و اگه فکر می کنید نمی تونید خوشحالش کنید ؛ ناراحت نکردنش هم می تونه نشونه ی خوبیتون باشه!دیدید خوب بودن چقدر راحته؟ بهتره بگم بد نبودن چقدر آسونه.
البته همه چی بستگی به خوده آدم داره مطمئنان اگه اونی باشید که باید باشید اگه دلتون با زبونتون یکی باشه(یکرنگ) خود به خود جواب میگیرید اونم نه از یه نفر از اکثر آدما.. وقتی روی زمین کسی رو نداریم باهاش حرف بزنیم ؛ می تونه یه نشونه باشه . نشونه ی عیوب و مشکل تو خودمون . تو اون وضعیت قبل از هر چیز به خودتون نگاه کنیم و سعی کنیم از قبل بهتر شیم و از خدا هم طلب کمک کنیم . ( اگه متوجه عیبی نشدیم از عزیزامون درخواست کنیم بهمون بگن)
یه بچه با دله پاکش در حاله گریه بی کسی رو حس نمی کنه چرا؛ چون بهش علاقه دارن چون میدونن تو دلش هیچی نیست نه کینه – نه حیله – نه شر تو دلش یه جور حسیه که می خواد محبت ببینه از هر لحاظ ؛ این حس از کوچیکی وجود داره و تا آخر عمر ادامه پیدا میکنه ولی ممکنه یه کم با بعضی ریا کاریا و حسادت ها قاطی بشه که باعثه کمبود محبت یا به اصطلاح تنهایی بشه .
تنهایی واژه اییه که اگه در محضر خدا ازش اسم ببریم خدا رو ناراحت می کنیم پس همیشه خدا هست ولی شاید بازم شاید ما روی زمین و این کره ی خاکی کسی (آدم) رو نداشته باشیم بهتره اسم این آدمو همدم بذاریم و طلب همدم کنیم ( کسی که نفساش به نفسات بسته باشه) که هر کسی بتونه باشه از خانواده بگیر تا همسر و علیرغم میل باطنیم دوست دختر یا دوست پسر
.....
بهتر نیست؟
تنهایی برای من روی زمین مفهومی نداره و من برای خودم اسمشو بی کسی روی زمین میذارم ولی من بی کس روی زمین نیستم.!فکر کنم اکثر مردم هم نباشن.
ما خدایی داریم که با وجود اینکه همیشه در محضرش ابراز تنهایی کردیم بازم ما رو بخشیده گذاشته فکر کنیم بهمون فکر داده و اختیار تا تجربه کسب کنیم حالا هم که فهمیدیم تنها نیستیم با یاده اون امیدوار باشیم که کسی روی زمین هم به دادمون میرسه.
بی هم نفس یا همون بی کسی روی زمین از نظر من:
*انتظار کشیدن برای اونی که انتظارت رو نمی کشه اگه بفهمی اینطوره چه حالی پیدا میکنی؟
*ای دی عزیزت روشنه ولی invisible ( مخفی) اونم مدت طولانی ولی داره گولت می زنه به قوله خودش و به پی ام هات جواب نمی ده !!!... اینو تو زندگی واقعی هم میشه تصور کرد!!!
*ارزش قائل بشی ارزش قائل نشن .
*تهمت
*یعنی می خوای یه کاره خوبی انجام بدی (یکیو خوشحال کنی) ولی نمی تونی توانایی شو داره ولی نمیشه چون طرف نمی خواااااااااااااد. یا بعضی ها اجازه نمی دن.....
*یعنی یاده خاطرات خوبی که کنار افراد گل و دوستات داشتی اونایی که تو دلت هنوزم جا دارن ( یاده این خاطرات زمان ناراحتی آدمو به وجد میاره)...
*و...
با این تصورات با این دنیا--- خیلیا بی کسن.
خواهش می کنم مراقب باشید کسی به خاطره کارتون احساس بی کسی نکنه .
راستی :
داداشه کوچولوی شما با وجود کوچیکیش خوب دیده میشه این نشون میده چشمای شما خواهرا و برادرامه که نسبت به من لطف داره ( چشم دلتون) ازتون ممنونم![]()
وظیفه:
ه: برای دیدن کردن از ویلاگه عزیزانی که وبلاگ دارند کافیه رو اسمشون کلیک کنید...
کلیک کنیدا![]()
پیشنهاد می کنم مطلبی رو که تو پست آخره وبلاگه آبجی کیانا قرار داره رو بخونید ... ضرر نمی کنید ومطمئنا خوشتون هم میاد.![]()
ممنونم از A.S & Mr.Amir دلم براتون یه ذره شده.........![]()
خواهرام: (آبجی مینای مهربووون--آبجی کیانای گل -- خواهر خوبم فرزانه(دختر باران)- آبجیام فرناز و شهرزاد- خواهر گل المیرا خانوم –آبجی سارینای هنرمند- آبجی متین - آبجیه خوبم حسنا– آبجیه مینای گل وآبجی سارا - آبجی آرزو و..)![]()
برادرام: ( داداش گلم امین جوون– داداش حسام عزیز- داداش سعید- داداش مسعود- داداش افشین- داداش خوش بیان هادی - داداش مهدی – داداش عباس – داداش میلاد -داداش کیارش - آقا بزرگ جوون و... )![]()
و همه ی کسانی که از این وبلاگ دیدن می کنند............................ممنون از لطف و مهربونیتون
شرمنده بابت پر حرفیم
امیدوارم هر جا که هستید شاد و موفق و پیروز باشید و سلامت و از زندگی کنار کانون گرم خونوادتون لذت ببرید![]()
راستی شعری که تو عکس زیر می تونید ببینید و بخونیدش از شاعر خوبمون حمید مصدقه من واقعا از این شعر خوشم اومده البته این تیکه ایی از شعرشه ...امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.![]()
حق نگهدارتون![]()
![]()
سلام امیدوارم خوب باشید و سرحال
این بارعینه فکرامو در مورده زمونه براتون به صورت مختصر مینویسم
از واژه ی زمونه که با کلمات روزگار – دنیا – دوره مترادف هم هست ظاهرا
به محض بروز یه مشکل یا دلگیری یه اه میکشیمو می گیم ( ای روزگار)
خوب ، تا حالا به این فکر کردم روزگار چیه؟
این زمونه یا روزگار همون دنیاییه که همیشه توش عذاب و مشکل بوده ولی اون چیزی که بیشترین سختی رو برامون به همراه داره نا مهربونیاست....
مهربونی از یه سلامه معمولی شروع میشه و با توجه کامل میشه و تا ابدیت ادامه داره ( با خداحافظی تموم نمیشه )
خیلی با خودم کلنجار رفتم ... کاری که راحته مهربونی کردنه پس کجاست؟
از دو سه نفری سوال کردم حالا جواب های تمسخر آمیزو بذاریم کنار گفتن:
مهربونی یعنی بابا جیب پسرش رو پره پول کنه !!!!
مهربونی کن بی وفایی ببین ...!
مهربونی یعنی ساده لوحی !!... باید سنگین باشی...!
و معانی دیگه ...
مهربونی از نظر من :
موندن – سوختن – ساختن – داغون شدن و بیخیال نشدن – اعتماد - فکره انتقامو دور ریختن – یه عشق برا خودمون داشته باشیم- دروغ نگیم – محبته بی ادعا- اینکه در بیشتر مواقع خودمونو شاد نشون بدیم (ولی من نمی تونم)
خوب، کاره سختیه؟
فقط کافیه وقتی دارید با کسی رفتاری میکنید قبلش خودتونو بذارید جای طرف ببینید چه حسی پیدا می کنید و اینجاست که طعم تلخ دروغ یا بی وفایی رو در خودمون حس و اونو از خودمون پاک می کنیم . زمونه با مهربونیا مهربونه چیزی که زمونه رو بد می کنه خودمونیم چرا که خدا رو باید مد نظر داشته باشیم.
میگن دنیا کثیفه چرا؟
به خاطر اینکه توش پره از درد وغم ،پره از چاه، پر از بلا، پر از اشک ریختن، از همه مهمتر پره از مادیات .
دنیای خوب دنیای با خدا بودنه دنیای مهربونی کردنه ...دنیای ظاهرسازی و عشق های کاذب مشکل آفرینه، ودنیا نیست دوزخه اما با آتیشش به دله!.
غصه ی زمونه رو خوردن هم اشتباست ولی چه کنیم در حدی نیستیم که بتونیم حرص دنیا رو نزنیم.
دنیای خدا بد نیست . دنیای ساختگی که پر از بی عدالتیه، تنفر آوره؛ دنیای که بعضی( به اصطلاح انسان ) ساختن.
دلم میخواد ... می تونم ::::
خیلی استوار و محکم بایستم رو پاهام نذارم این غم و غصه ها کمرم رو خم کنه بزنم تو سره مادیات خدا رو مد نظر داشته باشم به کوچکترین چیزی که تو این دنیا میبینم فکر کنم و به عظمت خدا و کوچیکیه دنیا ی زمینی پی ببرم .
دلگیری از کسی رو بازگو کنم به دو دلیل :
1- تا دچار غم و غصه های عجیب نشم (افسردگی)
2- با گله ایی که می کنم . و دلیل خواستن اینو بفهمم که مشکل از منه یا از طرفه عزیز...؟ اگه از منه با یه عذر خواهی تمومش کنمو دلجویی ... اگه از اشتباه از عزیزمونه خوب توقعی ندارم بازم یه کاره بزرگی انجام دادم اونو از یه عیبش با خبر کردم اونو بیدار کردم این نشونه ی عزیز بودنشه نه کینه ی من من ناراحتم و به دنبال دلداریه یه نفر پس نباید ازم دلخور بشه ...
وای ، خدا منو ببخشه که به قضا قدرش و به صلاح و مصلحتش به نام زمونه ایراد میگیرم . واقعا چرا باید نا مهربونیه خودمون و دیگران رو بذاریم پای زمونه؟؟؟
نه . باید دیدمونو به زمونه عوض کنم زمونه چرخه ایست به ناخداییه خدا .... دنیا چرخه اییست که اگه بخواییم می تونیم از خدا کمک بگیریم باید این کارو کنیم چرا که اگه به یاده خدا نباشیم شیطون و ... وارده کارامون میشن و بعدش میشه اونی که نباید بشه با این حال اختیار با خودمونه خدااااااااا چه مهربونییییییییییییییییییی
این بود نتیجه ی یه فکر( در مورده زمونه) در طول چند دقیقه....
دل نوشته ی زمونه که به سبک عجیبی گفته شده در ادامه ی مطلب....
*انجام وظیفه :
ممنونم از دو تا از بهترین همراهانم A.S & MR.Amir
تشکر می کنم از خواهر خوبم که اینجا کنارمه و تمام خواهرایی و برادرایی که که یادشون برای من آرامش رو به همراه داره ( آبجی مینا ی مهربون – آبجی کیانای گل- داداش امین عزیز – آبجی فرناز- آبجی متین – آبجی الی..ـ داداش حسام – داداش سعید - داداش هادی- داداش مهدی - خواهر خوب( دختر باران) و آقا بزرگ ! – آبجی آرزو- و ...
از تمام دوستانی که به وبم سر میزنن تشکر میکنم و امیدوارم بتونم لطفشونو جبران کنم
شاد و موفق و سرزنده در پناه خدای منان و در راه بهشت سعادتمند باشید...
حق پشت و پناهتون![]()
![]()
![]()
![]()






سلام![]()
در ابتدا فرا رسیدن ایام سوگواری امام علی (ع) نماد عدالت مسلمانان رابه تمام دوستان تسلیت و تهنیت میگم ( التماس دعا)
امیدوارم خوب و سرحال باشید![]()
طاعات قبول![]()
موضوعی تکراری ولی پیچیده – موضوعی که بعضیا به مسخره گرفتنش و اونو از اون چیزی که بوده دور کردن- امری که اگه با صداقت و پاکی همراه باشه می تونه یه دنیا رو دگرگون کنه![]()
*عشق ![]()
منظور از عشق رو هممون می دونیم ) یه جورایی):::![]()
عشق از نظر من همون عهد و پیمانیه که به خاطر دوست داشتن یه .... بین دل و جونمون بسته میشه! و طبق این عهد قراره که به خاطر معشوق بهتر و خوب تر از همیشه(قبل) باشیم. و اگه محقق بشه احساس خوشبختی می کنیم و وفای به عهد .. و اگرم تحقق پیدا نکنه دلمون میشکنه و جونمونم ازار میبینه! .![]()
در کل عشق یه پلیه برای خوب بودن ِ خوب بودن راهیه برای آرامش وهدف از آرامش خوشبختیه و خوشی.. میل به خوب یا بهتر بودن تو همه هست پس همه عاشقن...... و اگه می بینید دلشون شکسته احتمالا فکر می کنن خوب نبودن یا شایدم اونی که می تونستن باشن نبودن (خوبتر)!![]()
دید افراد برای انتخاب فردی که لایق دوست داشتن باشه با توجه به اولویت هاشون متفاوته .
اگه از جوونی که هنوز ازدواج نکرده معنیه عشق و پرس و جو کنیم یه معنیه آرمانی و خیلی پاک رو برامون میگه . ( هستن کسایی که نمی تونن توضیح بدن یا منکرش بشن ولی اکثرشون جواب بالا رو میدن.
)
اما اگه از یه مردی که ازدواج کرده اگه این سوالو کنیم احتمالا می گه عشق وجود نداره یا اگه واقعا عاشق باشه میگه یعنی........( می تونه توضیح بده اونم یه توضیح تاثیر گذار و قشنگ )![]()
من میگم عشق همون علاقه ایی که ما نسبت به خانواده ( پدر ، مادر ، خواهر ، برادر ، همسر ) داریم.![]()
علاقه ی بعده وصال عشقه .
یه عشقه پاک دلیل ( قانع کننده ) می خواد – دلیلم شناخت نیاز داره – شناخت هم نیازمنده زندگی درکناره هم و همراه بودن با همه
***** عشق به معنویات کاملا بحث جدایی داره و بستگی به اعتقادات داره و اکثرا پاک و بی ریاست.
****عشق نباید از متانت فرد عاشق کم کنه بلکه باید متانت و سنگینیو چند برابر کنه
.
****یه فرد دوست داشتنی برای هیچ کس تکراری نمیشه چرا که خوبی تکراری نمیشه و همش به دل میشینه (مثل شما)![]()
دوست داشتن فقط به حرفای عاشقونه نیست ( هر چند نیازه ) علاقه به عمله . به رفتاره . به کمک و یاری رسوندنه. به شاد کردنه و.....![]()
یه چیزی عشق های امروزیو غیر قابل باور می کنه![]()
اونم هوسه![]()
![]()
بعضی جوونامون دارن از روی احساسات نه چندان خوب به هم ابراز علاقه می کنن. احساساتی که به خاطر مشکلات و کمبودهاشون ،اونا رو بروز میدن.![]()
ملاکی که درصد پاک بودن و خالص بودن عشقو نشون میده طرز فکرو فرهنگه
. می تونیم با یه سری سوالات طرفو آزمایش کنیم و بعد بهش دل ببندیم.![]()
این کار باعث میشه هم حساب کار دست کسی که می خواد دوستمون داشته باشه بیاد هم خودمون شناخت لازمو از طرف پیدا کنیم
مهربونیو عطوفت تو عشق وجود داره . اما حتما دیدید کسایی رو که قبل از رسیدن به هم چی بودن و بعد از وصال چی شدن ( اون روی سکه ....
!) اینه که میگم بهتره عشقو تا می تونیم پاک نگه داریم . (به اصطلاح عشق قبل از وصال ، یه علاقه ی خاصه ( به خاطر شدتش خاصه ) و اگه این علاقه بعده وصال وجود داشته باشه خود به خود تبدیل میشه به عشق پاک) ![]()
چیزایی که تو عشقه واقعی جایی ندارن اینا هستن :![]()
![]()
- کینه![]()
- یاس
- خودخواهی و خودبینی
- هوس
- حسادت
- بی اعتمادی و شک های بی مورد
- حرمت شکنی![]()
- پول و ثروت![]()
- اجبار
- و....
چیزایی که ارکان عشق هستن و باید باشن :![]()
- کمک![]()
- دردودل![]()
- محبت و غمخواری
- قهر و آشتی![]()
- یاد
- توقع ( توجه و چیزایی شبیه این ) در حد معمول![]()
- شاد کردن
- راز داری
- آرزوی سلامتی
- امید
- اختیار
- یکرنگی
- مهربونیو عطوفت
- احساس نیاز و وابستگی در حد معمول
- صداقت
- سخاوت و بخشش ( از همه نوعش)![]()
- پاکی
- عزت و احترام
- توجه
- دل شکستگی های پی یا پی و متعاقب اون دل بدست آوردنای لذت بخش ( از هر دو طرف )
و ....................................................![]()
اونقدر عشق بزرگه که نمیشه حد و حدودی براش تعیین کرد ؛ ( من که نمی تونم).
عشقه من اینه که برای هر کسی که بتونم برادری کنم..... ( داداش باشم )
گفتم عشقم چون هنوز عشق های من تو محدوده ی ( پدرو مادر، خواهران و برادران)
قرار دارن و تا به حال خودمو لایق ابراز علاقه به کسی به عنوان همسر ندونستمو ، حالا حالا ها نمی دونم. چون معنیه دوست رو هنوز نتونستم درک کنم ( اگه درک کرده بودم ، بی وفایی نمی کردم !) تا برسه به همسر ...........![]()
![]()
چه خوبه با رفتارمون عشق رو معنی، و با اعمالمون اونو اثبات کنیم .![]()
دل تنگیمو بذارید به پای ناتووونیم چرا که هنوزم دلتنگمو، کوچیک![]()
![]()
ولی همین داداش کوچولو ازتون می خواد عشقتون رو به موقع انتخاب کنید ، همیشه بهش برسید تا سبز و خرم بمونه ، بی وفایی و بدی های معشوق و با همون ملاکهایی که اونو دوست داشتنی کرده بپوشونید و سعی کنید با مهربونی معشوقتون رو اونجور که می خواید بسازید. ( با مهربونی خود به خود همون اتفاقی میفته که باید بیفته )![]()
![]()
عشق از نگاه کودکان :![]()
بعد از یه تعریف ساده از عشق برای بعضی کودکان و خواستن یه مثال در مورد اون؛به نگاه کودکان زیره 10 سال به عشق دقت و به سادگی و پاکی و صداقت حرفشون فکرکنید:![]()
**از زمانیکه مادر بزرگم دچار آرتروز شد، دیگه نمی تونست خم شه و ناخن های پاشو لاک بزنه !همیشه پدر بزرگم این کار را براش انجام میداد حتی وقتی که دستای خودش هم آرتروز شد، این عشقه؟!
**وقتی کسی شما رو دوست داره لحن صدا کردن اسمتون توسط اون با دیگران فرق داره و وقتی صدات می کنه آروم میشی.
**عشق یعنی وقتی با کسی میری بیرون ؛ بیشتر چیپستو بدی به اون ؛ بدون اینکه ناراحت شی یا ازش چیزی بخوای ( توقعی داشته باشی)
** عشق همون چیزیه که در اوج خستگی تو رو بخندونه!
**عشق یعنی وقتی مامان برای بابا قهوه درست می کنه ، برا اینکه بفهمه طعمش چطوره اول خودش از اون می خوره !
** عشق یعنی وقتی به کسی می گی از لباست خوشم اومده از اون به بعد همش همون لباسو بپوشه.
** عشق وقتیه که مامان بزرگترین تیکه ی گوشت مرغ و برای بابا میذاره.!
شعری از چرخه ی عشق(احمد شاملو) :![]()
عشق ، عشق می آفریند
عشق زندگی می بخشد
زندگی رنج به همراه دارد
رنج دلشوره می آفریند
دلشوره جرئت می بخشد
جرئت اعتماد به همراه دارد
اعتماد امید می آفریند
امید زندگی می بخشد
زندگی عشق می آفریند
عشق عشق می آفریند.
اینجا جا داره از خانواده ی اصلیم که اینجا و زیره یه سقف با هم هستیم تشکر کنم و از صمیم قلب براشون ارزوی سلامتی![]()
وظیفه :::::::::::::![]()
![]()
تشکر خاص و استثنایی از ( بهتراز خوب)A.S & MR.Amir![]()
![]()
![]()
تشکر ویژه از خواهراو برادرای مهربون ( آبجی مینا- آبجی کیانا- داداش امین – آبجی حسنا- داداش حسام- داداش سعید- داداش کیا- آبجی فرناز و شهرزاد – آبجی آرزو- داداش هادی – دختر باران ) وهمه ی اونایی که منو به عنوان یه داداش کوچیک قبول دارنو ، بهم میگن داداش![]()
از همه ی شما دوستانی هم که به وبم سر می زنید ( بی سرزمین تر از باد – وفادار – پسری که همه رو عاشق کرد ! و ...)ممنونم![]()
شرمنده بابت پر حرفیم![]()
![]()
امیدوارم لحظات سراسر پر شور و نشاطی رو سپری و یه عشق واقعی رو تجربه کنید![]()
در پناه ایزد منان موفق و شاد بمانید.![]()
![]()
امیدوارم خوب و سر حال باشید![]()
ممنون از مهربونیاتون![]()
بازم یه چیزی ذهنمو مشغول و منو وادار کرد به اینکه اینجا در موردش بنویسم ![]()
البته اینم بگم که این فکرم با یه جرقه ایی که با خوندن یه مطلبی که تو وبلاگ دوست خوب خوندم شعله ش چند برابر شد .!
*این بار موضوع توقع بود که منو به فکر فرو برد
توقع به مجموعه انتظاراتی گفته میشه که هر ادمی در مقابل علاقه یا کمک نسبت به یه نفر دیگه با توجه به قابلیت ها و توان ظاهریه شخص مورد نظرداره و...
* توان باطنی کسی رو در حالت عادی نمی بینیم و اون فرده که با کاراش( اگه بیش از اون حدی باشه که ازش توقع میره ) اونو نشون میده بهمون.
ما دوست داریم دوستامون و کسایی که دوستشون داریم اونی باشن که ما دلمون می خواد ( با توجه به توانایی شخص ، یعنی طرفمون اگه بخواد می تونه ) یا حداقل اونی باشن که بودن ( یکرنگی) به اینم میشه گفت توقع. ![]()
توقعی در مقابل علاقه باشه دست خوده طرف نیست چرا که کسی که بهش علاقه مند میشه رو حتما خوب می شناسه و متناسب با این شناخت ازش انتظار داره پس خیلی خوبه اگه بتونیم توقعات دوست و همراهمونو بفهمیم و برای برآورده کردنش نهایت سعی مونو کنیم
و لازمه بگم حداقل و حداکثر توقعمون برای کسی که دوستش داریم این دو تاس ( شاد باشه و سلامت ( مواظبه خودش باشه
) – بهمون توجه کنه و به یادمون باشه )
داشتن فقط حداقله توقع از کسی که بهش علاقه مندیم ؛کاریه سخت و تقریبا نشدنی. ![]()
توقع در مقابل علاقه خیلی سنگینه و اگه بر آورده نشه خدا به خیر بگذرونه ولی در مقابل کمک یا انجام کار بهتره توقع زیادی نداشته باشیم.
بعضی از آدما از دیگران انتظاراتی دارن که ممکنه کمی زیاده خواهی باشه ؛نمی دونم شاید من این طور فکر می کنم ( در مورد خودم )!
منظورم از زیاده خواهی انتظاریه که طرفمون توان انجامش رو نداره ( به قابلیتش توجه نشده یا تواناییه فرد مورد نظربیشتر از اون حدی که باید باشه تصور شده )
ولی ظاهرا خودم قبلا یا شایدم الان این مشکل رو دارم! ![]()
![]()
نمی تونم برطرفش کنمممممممممم چون از روی علاقس به جون خودم نمیشه !!!!!!!!!![]()
راستش بعضی مواقع پیش اومده بود که اگه از کسی ناراحت باشم یا کاری براش انجام داده باشم و در قبال اون کارا از طرفم انتظار انجام کار یا رفتاری رو داشتم انگار منتظر اون رفتار دلخواهم بودم الان که فکر می کنم می بینم خودخواهی بوده و خدا رو شکر می کنم که تونستم این مشکل رو تا حدودی حل کنم ( نمی خوام مغرور بشم ) ![]()
*- بیشتر انتظاراته من به خاطر علاقمه و به همین خاطر کمتر پیش اومده بتونم پایینشون بیارم....-*![]()
ما وقتی برای کسی کاری انجام میدیم مثلا کمکی میکنیم انتظاراتی داریم که معمولی ترینش تشکره و حداکثرش توجه و .....![]()
حداقلی وجود نداره
! به نظرم بهتر اینه که در قبال کارمون جز خوشحالیه طرف هیچ توقعی نداشته باشیم حتی نگذاریم زیاد تشکر کنه و اون کارو وظیفمون جلوه بدیم که با این کار اگه خدایی نکرده مورد کم لطفی قرار گرفتیم زیاد برامون سخت نباشه ( خوشحالی طرف یه توقع بزرگ ولی در عین حال انسانیو در دسترس تره عاقلانه هم هست خیلی هم کیف داره وقتی بر آورده میشه ) !!
به هر حال هر آدمی توقعاتی داره ولی خوب میشه اگه بتونه اونا رو تا حداقل ممکن پایین بیاره ( فکر کنم یکی از راه کارهایی خوب و عملی که بتونیم از دلخوری ها و رنجش هایی که از طرف نزدیکامون بهمون اعمال میشه ( با رفتار یا کارشون ) پیشگیری کنیم همین باشه) ![]()
حتما شنیدید یکی میگه: از فلانی توقع یا انتظار چنین رفتاری رو نداشتم .. یا از فلانی توقع دارم ... این حرفشون نشون دهنده ی علاقه یا شناختیه که شخص متوقع نسبت به فرد مورد نظر داره.
بعضی اشخاص از شنیدن این حرف ناراحت میشن و یکه می خورن و سعی می کنن با دلایل عجیب خودشونو تبرعه کنن ولی بازم چه خوبه اگه دلیل حرف دوستشونو تو خودشون بگردن و اگه ضعفی پیدا کردن اونو برطرف کنن و اگرم نه که چیزی رو از دست ندادن و یه چیزی فهمیدن اونم اینه که کاراشون زیره زره بینه و باید دقت بیشتری کنن .![]()
توقع بیش از اندازه مشکلات زیادی رو به همراه داره اینو که حتما همه می دونن ولی چیزی که شاید خبر نداشته باشن اینه که ( توقع یا انتظارشون بیش از اندازه ست یا نه ....؟)![]()
خوب برای اینکه این سوال پیش نیاد نظرم اینه که توقعمون رو تا حد ممکن پایین بیاریم و اگه اون چه که انتظارش رو داریم ( هر چند کم )پیش نیومد کاملا منطقی وخونسرد و بدون ناراحتی ( یه کم ناراحتی در مقابل کم لطفی خود به خود به وجود میاد ) دنبال دلیلش بگردیمو بازم اگه حق با ما بود بهتره گله کنیم و گوشزد (خوب شاید طرف یادش رفته و یا شناختش نسبت به ما کم باشه ) فکر کنم منطقیه نه؟
با گله می تونیم توجه به خودمونو ببریم بالا و همین هم بیشترین توقعیه که می تونیم داشته باشیم.
راستی اصلا توقع نداشتن هم خوب نیستا
، چرا که انتظار داشتن خودش نوعی ارزش قائل بودنه؛ تازه از اونجایی که تقریبا نشدنیه ( اصلا انتظاری نداشتن ) ممکنه باعثه ناراحتیمون بشه ! ( بازم از نظر من )
حالا وقتشه چکیده ی مطلبی رو که تو وبلاگ این دوست خوب (http://kimiayavari.blogfa.com ) خوندم رو بگم :
جمله ایی که از یه بزرگی نوشته بود ( ریشه ی تمام رنجها توقع داشتن از دیگرانه ) و انتظار نداشتن هم سخت بود و غیر ممکن پس این دوستمون با تفکر مثبتشون این جمله رو به : ( ریشه ی بیشتر رنجها داشتن توقع بیجا از دیگرانه ) تغییر دادن .
کاملا منطقی و قابل درکه و تلنگری برای تفکر بیشتر ...
ممنون از این دوست خوب
*توقع من از خودم
:
منتظر باشم تا به کسی کمک کنم- اگه وجودم یا اثراته وجودیم کسیو ناراحت می کنه خودمو دور کنم از اون محل – خوب بودن حتی در مقابل بدی هایی که بهم میشه – همه ی کارایی که باعث خوشحالیه دوستام میشه رو با تمام توان انجام بدم – خودمو در حد یه داداشه کوچیک بدونم نه بیشتر ( جدید) ........
شاید نتونم برآوردشون کنم ولی انتظاراته زیاد بزرگی نیستن . و سعیمو می کنم ![]()
راستی یکی از عزیزان هم گفته بود که آدم پر توقع بده و ادم کم توقع انسان خوب ( اینو قبول ندارم چون توقع که دست طرف نیست مخصوصا اگه از روی محبت و علاقه باشه یعنی اون موقع اصلا نمی تونه انتظارش رو کم کنه
هر چند کم توقعی خوبه ولی به خدا سخته تقصیر من چیه ؟؟؟؟؟
)
شعری از دلم( به کمک داداش هادی ):
چه سخت زمانه ای شد همه از برادر فراری
مگر برزخ چگونه است آیا چنین نیست؟
حال آمدن انان که تا وقتی بودند نشناختمشان چه سود برای من دارد
جز آنکه شرمندگی را به چشمان من می آورد
و انان میدانند و نمینآید تا ناراحتی من را نبینند
*حالا....:
یه تشکر مختص مهربونا از A.S &Mr. Amir
تشکر ویژه از خواهرای خوبو، ماه ( آبجی مینا و آبجی کیانا –حسنا- آرزو - فرناز و شهرزاد و ...) و داداشای عزیز و دوست داشتنی ( امین – سعید – حسام - کیارش- هادی) و تمام اشخاصی که منو با لفظ داداش صدا میزننو منو مورد لطف و محبتشون قرار میدن !!
ممنون از دوستام تو روم 20 و همه ی عزیزانی که همیشه با دیدن کردن از این وبلاگ منو مورد لطفشون قرار می دن ( دختر باران – بی سرزمین تر از باد - پسری که همه رو عاشق کرد ....- و ...)
شرمنده به خاطر پر حرفیم و ببخشید اگه این موضوع تکراری بود ! ( شدیدا دلم گرفته ........ )![]()
شاد و موفق، در پناه حق ، بهشتی باشید![]()
خدایا به من فهمی بده تا ( بیش از اندازه) متوقع نباشم و به اون چیزی که دارم قانع باشم![]()
خدانگهدارتون![]()
![]()
View Raw Image" href="http://s4.tinypic.com/2im3yu9.jpg" class="thickbox">![]()
سلام
امیدوارم خوب باشید ماه رحمت ( رمضان ) مبارک
طاعات قبول
یکی از موضوعاتی جدیدا خیلی ذهنمو مشغول کرده و منو عصبانی، وارد شدن فرهنگ غلط غرب و کمرنگ شدن فرهنگ ایرانیه
البه من منکر پیشرفت و استفاده از فناوری نیستم ولی فکر نمی کنم این چیزایی که چشمام میبینه ییشرفت باشه ....!
از اینکه گله کنم و انتقاد زیاد خوشم نمیاد امیدوارم کسیو با حرفام نرنجونم...![]()
بعضی از جوون های امروز خودشونو به فرهنگی چسبوندن که نه با عقایدمون جور در میاد نه با عقل
یه مقایسه ی پیش پا افتاده :
قدیم مدشون حداکثر شلوارپاشنه گشاد بود و یک پیرهن مشکی ،،،الان چی.....شلواری که که یک جاش به صورت دستی پاره شده با یک پیراهن با عکس های آنچنانی روش،اینا یعنی چی؟.....![]()
یعنی جوون هارو مثل خمیر بازی تو دستشون گرفتن بعضیا هرموقع خواستن هم اونارو هرجور که بخوان درمیارن.
نه تنها جوون های ایران رو بلکه عقلشونو-کاملا عقلشون به چشمشونه. جای تاسف داره که چشماشونم کور کردن نامردا.
آخه این مدل لباس یعنی چی؟.......
قدیم گاه لباس پینه زده ایی رو تن کسی می دیدیم میگفتن طرف سادس،زندگیش از نظر مادی مشکل داره وبهش کمک میکردن!الان لباس پاره ی جوون هارو می بینیم میگن وای چقدر پول داره،این مارک لباسش فلان قدر قیمت داره پیش خودمون می گیم احتمالا از بس پول دارن ما ها رو تحویل نمی گیرن......
( لباس هایی تو فرهنگمون ( ایران ) داریم که الارقم زیبایی و کیفیت و جوون پسند بودن اصول اسلامی هم توشون رعایت شده و شخصیت آدم رو به خوبی نشون میده …)
فیلم هامون ...مخصوصا فیلم های سینمایی. انگار می خوان اسلام و عرف و حیارو بخشکونن اونوقت میزارن پای خندوندن مردم.به چه قیمتی..... ( فیلم های ایرانی قبلا دارای یه سادگی عجیبی بودن که با همون ارتباط عجیبی باهاش برقرار می کردیم و ما رو تحت تاثیر قرار می داد مثلا سریال پس از باران )![]()
مدل موها....اصلا نمی خوام در موردش فکرکنم چون موهای تنم سیخ میشه مثل موهای سر بعضی ها که عمدا.....خدا آخرو عاقبت مارو ختم به خیر کنه. ( متاستفم)![]()
رفتار بعضی ها تو ورزش گاهها و استفاده از مواد منفجره و تولید کننده ی آلودگی صوتی ( یه مدت بهترین تما شا گرا و سالمترینشونو داشتیم ولی حالا با وجود بازرسی قبل از ورود به ورزشگا ه ها بازم می شنوییم که بعضی ها ………… )![]()
گوش کردن به آهنگایی که هیچ نقطه ی قوتی نسبت به آهنگای خودمون ندارن و فقط باعثه شادیه کاذب می شن و پارتی هایی که با همین اهنگا ساپورت میشنو زمنه رو برای گمراه کردن جوون ها آماده می کنن . ( آهنگایی داریم که شعراش از شاعرای معروف خودمونه و بهتر بگم محتوای اهنگ آرامش بخشه نه ابزار آهنگ ….)![]()
این هارو اگه بگذاریم کنار می بینیم بعضی چیزا عرف شده که اونم با فرهنگمون سازگاری نداره.بعضی از پسرها ودخترای ایرونی به هوای دوستی یا به قول بعضی دوستان عشق !!! با هم می گردنو می چرخنو ... آخرشم اگه به ازدواج ختم شه بعده ازدواج دچار مشکل می شن .
به نظرتون یه جوون ایرونی غیرتش بهش اجازه می ده زیر باره این جور دوستی های کاذب بره ؟
جوون ایرانی همیشه چیزی رو که برای خودش قبول نداره برای دیگران هم اونو نمی پسنده و چیای مورد پسندش رو برای همه قبول داره . ......![]()
فرهنگ ایران :![]()
![]()
- مرام و معرفت تو رفتار نه فقط در گفتار
- سخاوت و قناعت
- قلبش قبل از اینکه برا خودش باشه برا وطنش می تپه
- هر چقدر بهش بدی کنن با خوبیهاش طرف رو شرمنده می کنه
- امام حسین (ع) و فقط تو عاشورا دوست نداره ....
شرمنده سرتونو درد اوردم
یکی از دلخوریام از این زمونه این بود![]()
یه تشکر ویژه از A.S &Mr. Amir
تشکر مخصوص از خواهرام ( کیانا – مینا –حسنا- آرزو - فرناز و شهرزاد و ...) و داداشام ( امین – سعید – حسام - کیارش) و همه ی کسایی که بهم میگن داداش!!
ممنون از دوستام تو روم 20 و همه ی عزیزانی که همیشه با دیدن کردن از این وبلاگ منو مورد لطفشون قرار می دن ( دختر باران – بی سرزمین تر از باد - پسری که همه رو عاشق کرد ....- و ...)
بازم ببخشید
ایرانی باشید
تو راه بهشت شاد و موفق باشید![]()
مقایسه کنید ....![]()
![]()
حق یارتون![]()
![]()
![]()
امیدوارم سالم و سر حال باشید
این دفعه می خوام در مورد احساسات صحبت کنم
احساساتی که برای ابراز اونا یا باید حرف زد یا باید کاری انجام داد....
وقتی بعضی از آدما ( مخصوصا دخترا ) حرف های دلشونو می زنن و از اونجایی که در بعضی مواقع و بهتره بگم بیشتر وقت ها ! هم صحبتشون قادر به درکشون نیست ، با انتقاد ها و حرفهای تند و زننده باعث ناراحتیشون میشن.
خوب هر آدمی احساس خاص خودشو داره بعضی وقت ها ناراحته و نیاز به یه هم صحبت داره و بعضی وقت ها هم که خوشحاله می خواد همه شاد باشن ، این طبیعیه
اما ظاهرا هم صحبتی که انتخاب می کنیم از این که ما سعی داریم با حرفهامون به خودمون ارامش بدیم خبری نداره و حتی یه زره آرامشی هم که اونم اگه داشته باشیم میگیره ازمون!
هر حسی که داریم و هر کای در قبال اون حس انجام می دیم راهی برای آرامشه ، وقتی اینو بدونیم بالطبع از خودمون در مقابل احساسات دیگران رفتار منطقی و خوبی بروز میدیم.
هر فردی با حرفاش شخصیت خودشو نشون میده و اگه حرفای کسی بد باشه طبیعتا اون فرد از نظر شخصیتی مشکلی داره پس بازم گوش دادن به حرفاش و کمک به اون یه امره طبیعی و خوب می تونه باشه ( البته در حد توان )
وقت دردو دل که میرسه آدم کم حرف پر حرف میشه و آدم پر حرف کم صحبت می کنه !
بهتره سفره ی دلمونو باید برای کسانی باز کنیم که هر چی به حرفامون گوش میده سیر نمیشه و فقط با علاقست که چنین حسی به وجود میاد.
یکی مهربونه و حرفاش دلنشین و یکی عبوسه و حرفاش خیلی خشنه ! اما هر دوتاشون حرفه دله ، بهتره به این نکته بیشتر توجه کنیم .
چه خوبه اگه بتونیم دیگران رو درک کنیم و وقتی حرفای دل کسی رو می شنوییم القابی مثل ( لوس – احمق – کم عقل و ...) رو به اونا نسبت ندیم . ( البته به صورت شوخی فکر نمی کنم مشکلی داشته باشه !)
*بعضی کارهایی که برای ابراز احساسات بیشتر دیده میشه :
به کار بردن دکوراسیون خاص برای محل زندگی شون به طور مثال استفاده از شمع ، گل یا قاب عکس های شاعرانه و زیبا که باعث میشه محیط رومانتیک و آرامش بخش باشه.
حرفای عاشقونه ی یه ذوج که وقتی شروع میشه هیچ کدوم سیر نمیشن و اونقدر آرامش میده به اونا که قابل وصف نیست
رویا ها و افکار زیبا هم یکی از راه های ارامش بخشه و آدمو به طرف یه زنگی خوب راهنمایی میکنه.
رازو نیاز با خدا که دیگه جای خودشو داره ............... ( دوست و همراه همیشگی و مهربون )
*چند راهنمایی از طرف داداشه کوچیک شما :
بهتره در مقابل افکار یا حرفایی که باب میلتون نیست سکوت کنید و این کارو بذارید به حساب درک نکردن طرف!
عالیه اگه با افکار بزرگ طرز فکرتون رو هم بالا ببرید. آینده رو افکار هر ادم میسازه به چیزای خوب فکر کردن بهتره .
داداشای خوبم برای درد و دل حتما نیاز به همسر یا چیزی شبیه به این نیست چرا که خدا و والدین همیشه آماده و مشتاق شنیدن حرفاتون هستن
خواهرای خوبم ؛ بهتره در مقابل ابراز علاقه های ناگهانی کسی عجول نباشید و در گام اول اونو با چکیده ی افکارتون مورد آزمایش قرار بدید و از اونا دلیل علاقشونو سوال کنید. دردو دل با کسی که علاقش بی خود و ظاهری باشه پیامدهای بدی داره و مشکل سازه ....
از اینکه به این وبلاگ اومدید و این متنو خوندید ممنونم
از دوستام :
و خواهرای خوبم ( مینا – کیانا- آرزو – فرناز – شهرزاد )A.S & MR.AMIR
داداشام امین و مسعود
Hesam _ saeed _ eli
حسنا خانوم
و همه شما عزیزان تشکر میکنم و براتون آرزو می کنم لحظه لحظه ی زندگیتون به بهشت فکر کنید .!
شاد و موفق باشید
دست حق پشت و پناهتون
نسخه ی دست نویس ( صفحه ی 1) :
http://i37.tinypic.com/2ex97ab.jpg
نسخه ی دست نویس (صفحه ی 2) :
http://i35.tinypic.com/35hmko2.jpg

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه .![]()
![]()
یه چیزی این روز ها کمتر پیش میاد باهاش برخورد کنیم و به نظر من انگار جیره بندی شده مرامه !
مرام از نظر من معانی زیادی داره . و یه معنی سادش می تونه وفاداری و پایبندی به دوستی باشه ولی مرام بازم از این تعبیر بزرگگتر به نظر میاد !
منظورم اینه که کسی که مرام داشته باشه حتی وقتی دوستی هم وسط نباشه یا به عبارتی هنوز شروع نشده باشه ، وفاداری و پایبندیشو در رفاقت به اثبات می رسونه .
بعضی افراد هستن ، همیشه به یاد دوستشون هستن و سعی می کنن همیشه به اون طرف کمک کنن و اگه نتونن این کمکو خودشون انجام بدن باز هم در راه حل مشکل رفیقشون تمام سعیشون رو می کنن .
لازم به ذکره اون ادمایی که الارقم اینکه به یاد دوستاشون هستن ولی فرصت ابراز علاقشون رو پیدا نمی کنن مسلما جز با مرامان به حساب میاد . چرا که گام اصلی رو در راه معرفت برداشته و اون یاد دوستانه . و چنین آدمایی هر از چندگاهی با برقراری ارتباط با دوستان خودشونو نشون می دن (حتی دیر به دیر و با تاخیر ) و ...
بازم از نظر من : ( کسی که مرام داشته باشه ، یعنی به پیوندی که خودشون با دوستشون بستن یعنی رفاقت پایبند باشه ، در کنار رفاقت یه جور علاقه هم نسبت به دوستش ابراز می کنه و تو این راه از هیج تلاشی دریق نمی کنه ) ![]()
اگه کسی این علاقه رو به زبون میاره دلیل بر این نیست که مرام داره ؛ هر کسی می تونه حرفشو با عملش ثابت کنه ( کاری که مردها خیلی دوست دارن) . ![]()
یه نظریه من در مورد مرام که شاید زیاده روی هم باشه اینه که : ( مرام مختص آدمای خوب و پاکه و یه آدمه بد نمی تونه مرام داشته باشه ، چون یه آدم نه چندان درست تو دوستیش ملاک های مادی رو در اولویت قرار میده و همین یه دلیل برا بی مرامیه ! )![]()
یه با مرام نه تنها سعی می کنه حسن نیتشو اثبات کنه ، همیشه به دنبال اینه که طرفشو هم به راهی که درسته هدایت کنه ، اگه متوجه شه کسی از دستش دلخوره حتم داشته باشید اونقدر معذرت خواهی می کنه که طرف ( کسی که ناراحت شده ) خودش شروع به عذر خواهی کنه یا حداقل میزنه زیره تمام چیزایی که پیش اومده .![]()
![]()
ازکارایی که یه با مرام انجام میده میشه به نکات زیر اشاره کرد :
* در بدترین شرایط سعی می کنه دوستشو قبل از خودش از مخمصه یا مشکل خارج کنه !
* وقتی ناراحته ابراز نمی کنه چون می ترسه دوستش هم ناراحت شه ، ولی بیشتر مواقع دوستان متوجه میشن ( ناراحتی یه جور موج منفی یا غم از خودش منتشر می کنه که همون باعث اگاهی افراد میشه ، البته چهره و کار های فرد ناراحت هم داد می زنه که یه مشکلی براش به وجود اومده ! )
* تو سلام کردن دوست داره پیشی بگیره و اهل مزاح و خنده هم هست در حد معمول .
* با ناراحتی دوست نارااحت و با شادیه اون خوشحال میشه
*به قول و قرار شدیدا پایبنده چرا که یاد دوستان اجازه نمیده از این حسن دور بشه
* تو کمک کردن حاضره بدترین سختی ها رو تحمل کنه و در قبال کمکی که کرده هیچ توقعی جز خوشحالی طرف نداره
* در حدی که باشه ارزش و شان رفیقشو همیشه بالاتر از خودش میدونه و تو صحبتاش از من تعریف نمی کنه و از تو ایراد نمی گیره ! ![]()
* انتقاد با ایراد فرق داره پس تو انتقاداش لحنشو دوستانه تر و منطقی تر می کنه و وقتی متوجه شه طرف خوشش نیومد بحثو عوض می کنه
* مرام یعنی یاد دوستان در بدترین شرایط و انجام کارهای غیر منتظره و ناگهانی در جهت خوشحالیه دوست.
مرام معنی بخشش رو هم میده چرا که ادم با مرام باید بخشنده باشه و اگه رفتاری از یه دوست سر زد که باعث ناراحتیش شد ، سعی می کنه با دلیلهای متفاوت دوستشو تبرعه کنه و همه چیزو فراموش کنه ، حتی پیش اومده از این موقعیت برای مستحکم تر کردن پایه های دوستی استفاده می کنه .
*مرام و معرفت حتی موقع خداحافظیم خودشونو نشون میدن .! خداحافظی یکی از اعمال اجتناب ناپذیره و یه آدم می تونه با رفتارش هنگام خداحافظی دوستشو ناراحت یا خوشحال کنه ، مثلا اگه میون حرفهای یه دوست یا وقتی دوستمون نیاز به ما داره ازش خداحافظی کنیم باعث ناراحتیش میشیم و اگه قبل از خداحافظی با یه سری ارزوهای قشنگ علاقمون رو به دوستمون نشون بدیم باعث خوشحالیه دوستمون میشه .
* بامرام جواب بدی رو با بدی نمیده و حتی شاید خوبی هم کنه در قبالش . و جواب خوبیو با یه کاری که از دستش بر میاد تا دوستشو شاد کنه میده.
در کل مرام و معرفت میتونه به معنی رفتاری باشه که باعث مستحکم تر شدن دوستی ؛ و جلو گیری از رفتارای شیطانی که باعث بر هم خوردن دوستی و زیر سوال رفتن شخصیت دوست ؛ میشه .
با تشکر از شما دوستان و از اینکه سرتون رو درد آوردم ببخشید
ممنون از
و خواهرای خوبم : مینا – کیانا – فرناز و شهرزادA.S & MR.AMIR
داداشام امین و مسعود
Hesam _Eli – milad – saeed
آرزو
از همه ی بازدید کننده های وبلاگم هم تشکر میکنم
امیدوارم در لحظه لحظه ی عمرتون به بهشت نزدیک و نزدیکتر بشید !![]()
موفق باشید و شاد![]()
حق پشتو پناهتون ![]()

سلام ![]()
امیدوارم حال همه ی دوستان خوب باشه
ممنون از توجهتون به این وبلاگ
حال باید یه بحثی رو شروع کنم که مدت هاست تو ذهنمه و دارم بهش فکر می کنم و با تلنگری که خواهرم کیانا به من زد ( که ازش ممنونم)!!!
(خوب بودن یعنی چی)
مقدمه:
خوب ( عالی) یعنی چی؟
این کلمه که بعضی مواقع با لغات دیگه ایی مثل عالی یا محشر و... هم مطرح میشه به معنی :( رتبه ایی که علاوه بر اینکه نقطه ی مقابل بده ، از حالت عادی هم بالاتره !) به عبارت دیگه فراتر از معمولی
*معمولی یا عادی هم یعنی از رتبه ی بد بالا تر و از رتبه ی خوب پایین تر
این وازه (خوب) که خیلی دوست داشتنیه ممکنه بعضی مواقع در به کار بردنش تفریط بشه و باعث به وجود اومدن بدی بشه!![]()
تو زندگیه روز مره مون به خیلی از چیزا این صفت رو نسبت می دیم
اما تا حالا به این فکر کردید که واقعا چرا؟
من وقتی در مورد خودم تحقیق کردم فهمیدم چون اون چیزبدردم می خوره من بهش میگم خوبه ، البته طبیعی هم هست . چون همیشه بدرد بخور ها خوبن![]()
اما طرف حرفام (موضوع حرفم ) آدمان ، آدمایی که خوبن ، یا تظاهر به خوبی می کنن
فلسفه ی خوب :
راستش چون تو این دنیا دوری از بدی ها کمی سخت به نظر میاد نقطه ی مقابلش رو با واژه ی خوب مشخص کردن که با توجه به ماهیتش دارای جایگاه خوبی تو ذهن ماست .
برای ارزش یابی هم از این کلمه استفاده می کنن ارزش یابیه کارهای نه چندان سخت! ![]()
خوب بودن برای ما آدما یعنی دوری از هر گونه صفات غیر اخلاقی و نزدیک شدن به صفات کمالی .
علت توجه ما به این لغت هم همینه ، و جایگاهش در ذهن همه ی ما محفوظه![]()
حالا حرف دلم :
احتمالا شنیدید یه آدم به طرفش میگه : ( تو خوبی - تو ماهی – شما گلی )یا هر چیز شبیه این .
منم میگم ! ، ولی با علت .![]()
تو جمله ی ( تو ماهی ) خطاب به هر کسی که باشه ؛ به یه حقیقت اشاره می کنه ! جالبه نه ؟![]()
علت این حرفم اینه که ماه زیباییش به نور ملایمشه که شب ها چهره ی زیبایی به آسمون در نبود خورشید میده ؛ اما خورشید هست و ما نمی بینمش چون شبه ! و ماه هم نور مهتابیشو از خورشید که منبع نور و انرژیه دریافت می کنه .
ما آدما وقتی به دنیا میایم مطمئننا خدا در وجود ما یه سری صفات خوب قرار داده یا راهش رو برامون باز گذاشته که این صفات رو بشناسیم و برای کسب اونها تلاش کنیم
اون چیزایی که خدا به ما داده نعمتاشه و اون راهی که برا ما قرار داده کسب علم و فهمه !
به طور حتم بی علم ترین افراد هم از صفات خوب -هر چند کم- اطلاع دارن و برای اونها تلاش می کنن و حتی دارای بعضی از این صفات هم هستن این نشونه ی فهمشونه
منشاء تمام صفات خوب خداست (منبع جاودان )![]()
ما آدم ها هم دارای بعضی از این صفات هستیم ( حتی بدترینمون )
پس ما هم مثل ماه که نور مهتابیشو از خورشید می گیره صفات خوبمونو خدا بهمون داده و ما هم از جانب خدا میگیریم .
ببینید ماه چقدر زیباست در صورتی که قسمت کوچیکی از نور خورشید رو جذب می کنه.![]()
جذابیت و خوبیه ما آدمها هم همینه و ما آدمها هممون زیبایی خاص خودمونو داریم ؛ ولی این وسط شر ها و پلیدی ها خودشونو به ما چسپوندن و انگار اون قسمتی که از اونجا به ما چسپیدن بی حسه ! چون کمتر پیش اومده متوجه شیم اینجاست که ارزشه انتقاد مشخص میشه و همچنین اهمیت خود شناسی ( با اینکه ما بدیامونو حس نمی کنیم ولی می تونیم با یه نگاه به خودمون اونا رو ببینیم )
ماه وقتی می گیره که سایه ی زمین بیفته روش و زمین نگذاره نور خورشید بهش برسه
ما آدما هم که همه ماهیم بیشتر مواقع گرفته اییم چون بدیهامون سایه ی سیا ه خودشونو رو ما انداختن و نمیزارن یاده خدا باشیم و در پی اون نوری دریافت کنیم از منبع نور (خوبی رو نمی تونیم درک کنیم ) ؛ شاید بهتره بگم این پلیدی ها نمی زارن خوبیهامون خودشونو نشون بدن .******** ( علت این ستاره ها رو ازم سوال کنید )![]()
یه چیزی رو من قبلا گفتم و اون این بود که : ( کسی که بد باشه به هیچ وجه نمی تونه خودشو خوب نشون بده و کسی که خوبه هم نمی تونه بد نشون بده خودشو )
حالا میخوام این قضیه رو باز کنم ؛ کسی که بدیهاش بیشتر از خوبیهاشه نمی تونه خوب باشه ( چون بدیها خوبی ها رو پنهون می کنه ) مگه اینکه بدی ها شو بشناسه و اونا رو دور بریزه که با این کار دیگه بد نیست !
هر کسی هم وقتی خوب باشه مسلما بدی نداره یا بهتر بگم بدیهاشو شناخته و جلوشونو گرفته ؛ به همین خاطر نور خوبی ها مثل مهتاب طرفو جذاب می کنه!
لازمه یه چیزی رو بگم و اون اینه که بد نبودن و شناخت بدی ها و از بین بردن اونا کار آسونیه. و خوب بودن هم کمی سخته ! یعنی برای خوب بودن لازمه یه کارایی رو انجام بدیم که شاید برامون سخت باشه . پس میشه گفت : بیاید بد نباشیم و خودمونو به خوب نزدیک کنیم تا اونجا که می تونیم ، با این کار اگه نتونستیم خوب بشیم ولی عوضش تونستیم یه آدمه معمولی باشم و بد نباشیم که خودش کلیه....![]()
خود شناسی نیاز اساسی به خداشناسی داره چون برای شناخت باید یه سری معیارامونو با ایده آل مقایسه کنیم که ایده ال ترین خداست و با شناخت صفات خوب و تقویت اونا ، بدی ها میمیرن !.![]()
برای نزدیک شدن به خوب یعنی برای خوب بودن هم لازمه واسه خودمون یه الگو انتخاب کنیم و برای انجام هر کار با خودمون فکر کنیم اگه الگومون به جای من بود چی کار می کرد ؟ ؛ خیلی جالبه ولی خود به خود به سمت خوب بودن سوق پیدا میکنید . راستی الگو یی هم که انتخاب می کنید بهتره کسی باشه که علاوه بر خوب بودن شما شناخت کافی ازش داشته باشید (پیشنهاد من برای پسرا و دوستام حضرت علی (ع) و برای دختر ها حضرت فاطمه (ص) یا حضرت زینب (ص) هست) لازم به ذکره بهتره پیشرفت جامعه رو هم در نظر داشته باشید و در مورد بعضی مسائل خودتون تصمیم گیرنده باشید . ![]()
حرفای بعضی از دوستان در این مورد :![]()
یکی از دوستان به نکته ایی اشاره کرد و گفت خوب بودن بیش از حد باعثه بد شدنه آدمای دیگه میشه !
از نظر من این یه چیز طبیعیه و بد شدن ادمای دیگه نشونه ی ضعف و ناتوانیه اوناست . افرادی که با دیدن آدمای خوب سریعا به دنبال بهانه ایی میگردن تا شان اونا رو بیارن پایین و خودشونو بالا بکشن حسودن ؛ نوعی از حسادت که یه بدی بزرگ به حساب میاد و کسی که این بدیو داره تا این مشکلش رو حل نکنه هیچ وقت نمی تونه خوب باشه !
ضمن اینکه طبق ضرب المثل قدیمی: انسانهای خوب همیشه دشمن دارن .![]()
تاکید خود انسان بر اینکه ادمه خوبیه هم به نظرم بد میاد چون ودستایی میشه و باعث غرور و بازم بدی ....![]()
(البته نباید بگه من بدم چون کوچیک و سر خورده گی میشه) ![]()
تاثیر رفتار خوب در چهره :
هر ادمی که خوب باشه و خودش رو در نظر دیگران بد نکنه همیشه جذابه و چهرش خوب به نظر میرسه من به یه نکته ایی رسیدم و اون اینه که یکی از اعضای صورت که خوب بودن یا بد بودن روش واقعا تاثیر داره چشمه !
چشم خیلی عضو عجیبیه ! می تونه آدما رو عاشق کنه و از اون طرف می تونه بعضی ها رو بترسونه و گاهی جواب سوال ها رو بده !![]()
می خواستم بگم اگه واقعا رفتار خوب در چهره تاثیر داشته باشه ( که به احتمال زیاد داره !) بیشترین تاثیرش رو چشمه و شاید به همین خاطره که بد بودن آدما رو به چشم اونا نسبت میدن .![]()
نتیجه :![]()
بد بودن خیلی راحته برای اونایی که بدن، و از بین بردن بدی راحتره برا اونایی که میخوان خوب شن ، خوب بودن شاید کمی سخت باشه ولی قابله دسترسیه ، امیدوارم خوب باشید یا حداقل معمولی زندگی کنید![]()
راستی !!!!!!!!!!!:
![]()
![]()
خوب بودن خود مانع بزرگی برای بد بودنه و بد بودن سده بزرگی برای خوب بودن
! آرزو می کنم خوب زندگی کنید و با خوب بودن جلوی بدی رو بگیرید و نتونید بد باشید !
![]()
![]()
معذرت - تشکر و تقدیر _ آرزوم !:![]()
![]()
![]()
امیدوارم حرفام خستتون نکرده باشه .
ممنون بابت مهربونیاتون ![]()
در صورت تمایل نظر بدید
یه تشکر ویژه هم از دوستانی میکنم که به خاطر خوبیهاشون من همیشه مدیونشونم :
1- A.S & MR.AMIR و خواهرام : مینا - کیانا - آرزو – فرناز – شهرزاد ![]()
2- کریم جان و داداش امین
3- Hesam – eli – saeed
4- نیما ، ساحل و هادی
و هر کسی که از این وبلاگ دیدن کرده
ممنووووووووووووونم
امیدوارم بتونم جبران کنم
از تمام خانوادم هم ممنونم و دست تک تکشونو میبوسم
بهشت از آن شما ، شاد باشید و موفق ![]()
یا حق ![]()
![]()
![]()

از توجهتون به این وبلاگ واقعا ممنونم
دوستانی که مایلن به بعضی دقدقه های من پی ببرن به عبارتی درد و دلام روی ادامه ی مطلب کلیک کنن
سلام ، خوش اومدید
این وبلاگ به خاطر دوستام بسته نمیشه (A.S &MR.AMIR وآبجی مینا )
امیدوارم حال همه ی دوستان خوب باشه
داشتم زندگی خودمو می کردم که یه دفعه به این فکر افتادم که بگردم دنبال مهم ترین که مخم قفل کرد
این بار می خوام مطمن شم چی مهمه تو این دنیای کوچیک اما گسترده
وارد هر کاری که می شیم حداقل تا مدتی که در حال انجام اون کار هستیم چیزای دیگه رو تقریبا فراموش می کنیم![]()
یعنی اون کار برامون مهم میشه (هر چند باید حواسمون به کارمون باشه اما خیلی خوب میشه اگه یه لحظه از خودمون بپرسیم که چی از همه مهم تره؟!)
اگه از مردم بپرسیم:( تو این دنیا چی از همه مهم تره؟)،اکثرا جوابشون قابل پیش بینیه.!
چند مورد از اون جوابا رو میگم:
- کار(15%)
- پوووووووووووول(10%)
- خدا و دین(25%)
- خانواده(همسر و فرزند)(10%)
- دوست(3%)
- نمی دونم !(2%)
- خودم!(5%)
- والدین(10%)
- شخصیت و مرام (5%)
- زندگی شاد و خوب(5%)
- علم (5%)
- کشور(5%)
مهم ترین:
تو این همه برا من که خدا از همه مهم تره .![]()
حالا از نظر اهمیت کدوم یکی از اینا مقام دوم رو دارن ؟!
بله، نمیشه تصمیم گرفت
من الان فقط میتونم بگم
مهم ترین با اهمیت
روزی دهنده
در پر کردن تنهایی همتا نداره
فراهم کننده ی خانواده و والدین خوب
به دنبال اون زندگی شاد ،
دارای تمام خصوصیات خوب (علم و معنویت در حد کمال) که از اونا تو وجود همه ی ما ذره ایش هست (یعنی به ما بخشیده )
فقط خداست![]()
پس تا اینجا مهم ترین انتخاب شد و مهم تری یا مهمی وجود نداره (یعنی از نظر من وجود نداره)
تا اینجا مخم خوب پیش رفته بودو نتیجه گیری هم کرده بود که بازم یه سوال براش پیش اومد
- اگه مهم تری بعد خدا وجود نداره پس باید پول و خانواده و علمو یکی بدونیم؟
خوب مسلما جواب منو شما منفیه![]()
با ارزش تر:
کدوم با ارزش تره ( با ارزش ترین نه)؟
مهم ترین رو با معیار ارزش های معنوی سنجیده بودم به خاطر همین هیچ چیزی مهم تر به نظر نمی رسید
بین پول و خانواده هم باید معیاری انتخاب کنم
به این نتیجه رسیدم که معیارم رو باید به معنویت ربط بدم پس:
به این نتیجه رسیدم ارزش چیزی که از این معنویت کم می کنه ( ما رو از خدا دور می کنه ) خیلی کمتره .![]()
ما ادما هم اشتباه می کنیم و زود غافل میشیم پس علل شایع غفلت رو پیدا کردم و چیزی نبود جز پول .
تا اینجا پول کم ارزش ترین با ارزش ها، شناخته شد ، هر چند سرمایه دارایی هستن که خدا رو هم دارن ولی خودشون هم می دونن همین پول بعضی مواقع نا خواسته اونا رو منحرف می کنه!
خوب بازم فکر کردم و خواستم این چند تای دیگه رو رده بندی کنم که دوباره به زنجیره ی دیگه ایی بر خوردم
با داشتن خانواده ی خوب همه ی چیزای دیگه به راحتی قابل دسترس بود پس با ارزش تر از همه خانواده و والدین بود
با داشتن خانواده ی خوب شخصیت داری ، شخصیتو مرام هم دوستیه خوب رو پیش پاتون قرار میده ، برا کشورتون ارزش قائل میشید زندگی هم خوبو عالی پیش میره مطمئنا.!
تو این رده بندی ارزشها ، خانواده و والدین اول شد ، آخرم پول. بقیه هم در یه سطح میون این دو تا قرار می گیرن !
اینجا بود که مغزم به خاطر کوچیکیش جواب نداد و قفل کرد (خورده بود به بن بست) ولی خیلی خوشحال بودم چون راه زیادی رو اومده بودم و به چیزای خوبی رسیده بودم![]()
آخرین کلام:
میدونم این حرفام تکراری بود ولی یه تلنگری بود برا اینکه بیدار تر بشید و فکر کنید !.
اگه با این حرفا وقتتونو گرفتم ببخشید![]()
( من عادت ندارم که شما رو با یه جمله ی امری دعوت به نظر کنم )پس در صورت تمایل نظر بدید.،خوشحال میشم....!
عادت دارم اسم دوستامو به ترتیب از عالی تا خوب بگم و از اونا تشکر کنم ![]()
A.S & MR. AMIR
آبجی مینا ، امین جان ، کریم جون
مسعود
آرزو
نیما
ساحل
هر کسی اومده اینجا چه منو میشناسه چه نمی شناسه هم دوست خوب من به حساب میاد
ممنون از مهربونیاتون![]()
![]()
خدا رو شکر می کنم که منو با شما آشنا کرد.
برای همتون آرزوی موفقیت می کنم و در پناه حق شاد باشید. ![]()
![]()
![]()

مقدمه:
سلام
* خیلی خوبه اگه به کلمات یا جملاتی که زیرشون خط کشیده شده توجه کنید *
امیدوارم حال همه ی دوستان عزیز خوب باشه
من به خاطر بعضی اتفاقات تصمیم گرفتم خودمو تا اونجا که می تونم براتون معرفی کنم این کار رو به چند بخش تقسیم میکنم تا هم خودم راحتر باشم و هم حوصله ی شما عزیزان رو سر نبرم!
زندگی نامه ام تا این سن! :
اسمم که مصطفی ست ( که خیلی اسممو دوست دارم ) من تو شهر ساری و در تیر سال 67 به دنیا اومدم
پدر و مادرم با اینکه تحصیلات زیادی ندارن ولی در نوع خودشون با فرهنگ و عالین![]()
بعده اول دبیرستان وقتی زمان انتخاب رشته ام رسید به طرز عجیبی رشته ی الکترونیک رو انتخاب کردم و مشغول تحصیل شدم .
بعد ازتموم شدن دوره ی هنرستان بعد یه سری مشکلات و موانع ، به سختی تونستم تو کنکور سراسری سال 84 تو مقطع کاردانی قبول شم (اولین باری بود که کنکور میدادم که خدا رو شکر به تکرار تو اون مقطع نکشید) ![]()
و خودمو دانشجوی رشته الکترونیک آموزشکده ی فنی امام علی (ع) شهرستان کردکوی دیدم.
راستش تو دوره ی دانشجوییم با چند تا درس دچار مشکل شدم ولی الحمدالله هر طوری بود با ترم های تابستون و یه خورده فشار به خودم تونستم به جز واحد کارآموزی بقیه ی واحد ها رو تو 4 ترم تموم کنم !!![]()
دوره ی کارآموزیم هم اول اردیبهشت 87 تموم شد و الانی که این متنو مینویسم دو ماهه که فارغ التحصیل شدم و به عنوان یه فوق دیپلم(هر چند خیلی کمه) در خدمت شما هستم !![]()
برنامه ریزی برای آینده :
راستش نمیدونم چرا بعده فارغ التحصیلیم دست و دلم به درس خوندن برای کنکور کارشناسی نمیره ( شاید خسته شدم شایدم تنبل شدم که احتمال هر دوشون وجود داره و زیادم هست) اما اگه امسال قبول نشدم که با این اوضاع چیز عجیبی نیست بازم خدا رو شکر می کنم ولی مطمئنم در صورت اجازه دنیا و زنده موندن و به یاری خدا نهایت سعیمو برای فرصت های بعدی میکنم (قول میدم، تا بلوف به حساب نیاد!!
)
البته سربازیم هم که نزدیکه و یه بوهایی ازش میاد اینم از اقبال خوب ماست دیگه!![]()
مهارت ها :
من تو رشته ام در حد تقریبا عادی شایدم پایین تر چیزایی رو بلدم که باید بیشتر از این بدونم
اما علاوه بر این کارای دیگه ایی هم انجام میدم که تو اونها هم کمی مهارت دارم از این کارا میشه به : فتوشاب ، میکس فیلم و عکس ، کاریکاتور ، خطاطی و شغل پدرم که نانوایست رو میشه بهشون اشاره کرد . (خوشحال میشم بتونم به شما کمک کنم )![]()
اهل ادعا کردن و کل کل تو یه کار نیستم ولی از رقابت سالم بدم نمیاد
تو زدن هیچ سازی مهارت ندارم علاوه بر خواننده ی بدی هم هستم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
افتخارات :
راستش من فکر میکنم اینا تعریف از خودمه و گفتنش خیلی سخته برام ولی چه کنم باید تا می تونم کامل معرفی شم
شرمنده!!!!!![]()
من تو مسابقات کاریکاتور یه مقام اول استانی و تو مسابقات مهارتی الکترونیک هم یه مقام اول استانی و یه مقام 6 کشوری رو دارم (این مقامو دوره ی هنرستان کسب کردم)
کارای خاصی هم نبودن !!!!![]()
خصیصه های کلی :
نقاط ضعف یا به عبارتی ایرادهام :
این مصطفی خیلی خجالتیه ولی اگه این طور نشون نمیده چون میدونه که شما دوستان نه صداشو مشنویید نه میبینیدش!!!!!!!!!!!!!!!![]()
![]()
اعتماد به نفسشم تقریبا پایینه که در حال حل این مشکله و تا حالا که موفق بودم (به گفته ی دوستان)
به سختی و بعده مدت زمان زیاد و با روند کندی به اوج خوشحالی میرسه ، ولی با یه تلنگر با سر می خوره زمین و از خودش نا امید میشه ( افسرده میشه ) و این وضع هم یه مدت طول می کشه بعد دوباره به سختی و بعد مدت زیادی سعی می کنه قضیه ایی که پیش اومده رو فراموش کنه و دوباره برای شاد شدن سعی می کنه !، (لازم به ذکره من در راه حل این مشکلم فعلا تونستم اون مدت زمان افسردگی رو خیلی خیلی کاهش بدم که جای امیدواری داره!)![]()
خیلی خیلی هم زود رنجو زود باوره !![]()
نقاط قوت:
سکوت اینجا یعنی کلی حرف که نمیشه گفت
این قسمت کار من نیست پس از شما دوستان می پرسم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
![]()
علایق و سلایق و مخالفت ها :
مثل بیشتر پسرا فوتبال رو دوست دارم
تو تیمهای باشگاهی داخلی از پرسپولیس خوشم میاد از هیچ تیمی متنفر نیستم . ولی لازمه بگم برای این ابراز علاقه نسبت به قرمز ها دلیل خاصی ندارم نمی دونم چرا از وقتی اومدم تو کاره فوتبال یه جور احساس قلبی نسبت به این تیم داشتم !!!!!
تو تیم های باشگاه های خارجی هم از آث میلان خوشم میاد بازم به همون دلیل
از رنگی بدم نمیاد ولی رنگ سبز رو بیشتر از رنگای دیگه دوست دارم
تو بازیکنای داخلی از کعبی به خاطر بامزه بودنو بازیه خوبش واقعا خوشم میاد![]()
از بازیکنای خارجی هم از پیتر کراچ خوشم میاد علتش هم اینه که تو جمع دوستان به خاطر قد بلند، هیکل لاقرو طرز بازیم به این اسم صدام میزنن! البته به شوخی و به دور از تمسخر.![]()
![]()
از هوای ابری که هنوز بارون نگرفته زیاد خوشم نمیاد چون باعث میشه دلم بگیره !!!!!!
به خودم اجازه نمیدم که در مورد گزارشگرا ، مجریها ، بازیگرا ، شعرا و ... اظهار نظر کنم چون زحمتای زیادی میکشن
ولی از هر کدومشون که وقتی میرن تو اوج خودشونو گم نمی کنن واقعا خوشم میاد!!!!
از گوشی های نوکیا خوشم میاد چون هم عمر زیادی دارن هم کارایی بالایی دارن از گوشی خودمم که N73 هست واقعا راضیم![]()
آهنگ های ملایم رو دوست دارم . (گل بهار – دیونه ی امید عامری )
از اینترنت ،کامپیوتر ، تلفن همراه همیشه استفاده میکنم ولی اینو میدونم که اگه یه لحظه از اینا غافل بشم، از دنیا عقب میفتم و اگه خودمو همیشه کنار اینا قرار بدم هم امکان داره دچار مشکلات رفتاری بشم!
از چت کردن ( بدون در نظر گرفتن جنسیت یا هر چیز مادی طرف مقابل
) واقعا خوشم میاد و تو روم هم میرم(روم فارسی 20) ولی به شدت با کسایی که به جنسیت اهمیت میدن و فقط دنبال جنس مخالفن انتقاد می کنم
(حتی اگه با لحنی محترمانه از جنس های مخالف درخواست به صحبت کنن ) من همیشه گفتم کسانی که این کارو (که خیلی هم تو روم های ایران رواج پیدا کرده ) می کنن حتما احساس های نه چندان خوبشونو در این انتخاب دخیل کردن و قصدو غرض خوبی نمی تونن داشته باشن
. برای من شخصیت و مرام تو انتخاب حرف اول رو می زنه .
از اونجا که فکر می کنم هنوز به یه آدم کامل تبدیل نشدم حداقل از نظر فکری به کسی ابراز علاقه نکردم(دختر)! و از کسی متنفر نیستم . (البته هستن کسایی که ازشون خوشم میاد
) به همین دلیلی که گفتم هم زیاد دلم نمی خواد ازم عذر خواهی شه ولی در معذرت خواهی سعی می کنم پیش قدم باشم و مشکلاتو قبل از اینکه تو دیگران پیدا کنم تو خودم دنبالش می گردم (نتیجه ی بدی نداشت )
از سایر گناه ها مثل همه بدم میاد با اینکه بعضی از اونا عادی شده سعی کردم انجامشون ندم ولی به دفعات زیاد اشتباه کردمو .........![]()
![]()
باور ها و اعتقادات :![]()
1- خوبه که اعتقاداتت رو به دیگران تحمیل نکنی و بهتره که به همه ی اعتقادات حتی اگه قبولشون هم نداریم احترام بذاریم
2- عالی میشه اگه جواب خوبی رو با یه خوبیه دیگه که در توانمون هست بدیم و اینو وظیفمون بدونیم . ولی بدی رو فراموش کنیم و حداقل جوابشو با بدی ندیم
3- بهتره که چیزای ظاهری و مادی رو ملاک برای تعیین دوست قرار ندیم یا ارزش اونا رو خیلی کمتر از بقیه ی چیزا بدونیم، ارزش شخصیت و مرام خیلی باور نکردنی و زیاده!!!!!!!!!!!!!
4- انتخاب دوست در آینده تاثیر داره پس آفرین به کسانی که تو این انتخاب سخت گیریه لازم رو دارن .
5- طبیعتا از افراط و تفریط خوشم نمیاد پس بهتره تو دین و در هر چیز دیگه اصل اعتدال رو رعایت کنیم.
6- انتقادپذیر بودن تا جایی خوبه که تبدیل به توهین نشه !!!!![]()
7- کسی که خوب نیست نمی تونه خودشو خوب نشون بده ، پس کسی که خوب نشون میده مطمئنا خوبه
8- بهتره نصیحت نکنیم یعنی این کارو با یه تغییر جزئی تبدیل به راهنمایی کنیم تا به طرف مقابل (که بیشتر وقت ها عزیزه) بر نخوره، این تغییر خیلی راحته فقط با اضافه کردن جملاتی مثل : ( چه خوب میشه اگه – عالی بود اگه – بهتره که و ...) به اول یا آخره نصیحت میشه این کارو انجام داد !
9- صحبت دختر و پسر تا حدی که وارد مسائل غیر اخلاقی نشه خیلی عالی و خوبه و حتی باعث رشد فکری و بالا رفتن اعتماد به نفس میشه ( آینده سازه ).![]()
10- هر آدمی آینده ی خودشو با افکارش می سازه ، یعنی اندیشه های هر آدم هدف اونه و چه خوب میشه اگه به چیزای خوب فکر کنیم.
11- اکثرعشق های امروزی رو نباید به عنوان عشق قبول داشت ، اینا بیشتر به علاقه ایی شبیه هستن که ناخالصی دارن (حوس ، بی تجربه گی و...) که امکان جداسازی اینا از هم تقریبا غیر ممکنه. پس اینا رد نمیشن ،فقط اسم عشق از روشون برداشته شه بهتره .![]()
12- بهتره کارایی رو که انجام میدیم ،تا می تونیم به کار بزرگان و ائمه اطهار نزدیک کنیم .
13- هیچ چیز، هیچ کس ، هیچ جا ، هیچ زمان ، هیچ مکانی نحس نیست و ما آدما هستیم که اونا رو نحس می کنیم ( حتی عدد 13 هم فکر نمی کنم زیاد نحس باشه !!!!!!!!!!!)
14- یه پسری که قراره مرد بشه تو جامعه بهتره که روحیه ی شاد و اجتماعی داشته باشه ، و اما یه دختر بهتره علاوه بر اجتماعی بودن سنگین و متین باشه و به هیچ عنوان عملی رو انجام نده که احتمال داشته باشه شخصیتش زیره سوال بره. این مراقبت رو باید چند برابر یه پسر انجام بده.
15- اگه فردی رو برای دوستی یا زندگی انتخاب کردید ، بهتره گذشته شو (اگه بد بود یا چیز بدی داشت) فراموش کنید و سعی کنید که اونو همونطور که خودتون می خواید و خودشم راضیه، از نو بسازید .
16- یه چیزی که باید بگم، اما شاید بعضی ها خوششون نیاد ( برای احساسشون احترم قائل میشم ) ، و اون اینه که : تو این جامعه ایی که ما الان توش هستیم 80% پسرا بی مرام هستن و نمیشه بهشون اعتماد کرد و از اون طرف 80% دخترا هم زود باورو احساسی هستن و سریع اعتماد میکنن که یکی از مشکلات جامعه مون همین شده و فکر نمی کنم به این راحتیا بر طرف شه. اما پسرا و دخترایی داریم که واقعا ایرانین و از ایرانی بودنشون هم کاملا راضین ، به این حرفم اگه مایل بودید فکر کنید !![]()
حرف اخر:
با توجه به شناختی که از خودم دارم و (در نظر گرفتن نمره ی 100 برای یه فرد ایده آل و 50 برای یه آدم عادی و 10برای بدترین شخص ممکن ) نمره ی 30 تا 35 رو به خودم میدم که بازم به نظرم زیاد میاد!!!!!!!!!!![]()
شاید پیش خودتون بگید این چیزا به ما چه ربطی داره ؟ منم در جوابتون می گم یهو احساس کردم باید خودمو اینجا معرفی کنم تا اونایی که مایلن در موردم اظهار نظر و منو راهنمایی کنن (انتقاد)![]()
از همه ی کسانی که این متن رو خوندن تشکر می کنم و از این که با این حرفام لحظاتی از وقتتون رو گرفتم شرمندم، و برای همتون آرزوی موفقیت دارم
یه تشکر ویژه هم از A.S و آقا امیر گل دارم که گردن من خیلی حق دارن و من نمی تونم حقمو نسبت بهشون اون جور که باید ادا کنم. (ببخشید بابت مزاحمتام)![]()
![]()
![]()
از دوستام ( مسعود- آقا نیما - امین- مهرداد - ساحل - آرزو - مینا - کریم - خلیل - محمد - مبینا و همه ی کسانی که منو می شناسن و منو از تنهایی در آوردن) ممنونم![]()
![]()
![]()
![]()
همه تونو مثل خواهر و برادرم دوست دارم
در پناه خدا موفق و شاد باشید ![]()
اگه تمایل داشتید نظر بدید ممنون میشم .![]()
![]()
![]()
![]()

امیدوارم خوب و سلامت باشید
موضوع این بار حرفام موضوعیه ساده اما قابل تامل موضوع سلامه!![]()
اول از همه سلام کلمه اییه که با اون فرد ارزشه شخص مقابل رو به اثبات می رسونه ! انواع و اقسام سلام که هر کدوم بنا به شخصیت فرد می تونه باشه
به طور مثال:
یکی با یه سر تکون دادن خودشو خلاص میکنه![]()
جدیدا هم چشمک معنیه سلام رو میده...!!!!![]()
![]()
عزیزی با به زبون آوردن این کلمه برای طرف آرزوی سلامتی میکنه...![]()
دوستی میاد جلو سلام و بلند به زبون میاره دستش رو میزاره تو دست دوستش و کامل معنیه سلامو بیان میکنه![]()
معنی سلام : ( از اینکه میبینمتون خیلی خوشحالم و از اینکه میبینم سلامتید خدا رو شکر میکنم ( سلامتی روحی یا جسمی) و براتون آرزوی سلامتی دارم و موفقیتو شادی...بقیشو بلد نیستم!.)![]()
* وقتی به بیمار سلام میکنیم معنیه آرزوی سلامتی رو بیشتر بیان می کنیم و اونو برای سلامتی آماده می کنیم ( روحیه)![]()
زیاد بود؟؟؟؟؟؟![]()
خوب معنیه سلام واقعا همینه... یه کم فکر کنید چرا دوست دارید سلام کنید می خواید چیرو ثابت کنید؟
خودتون برای چی سلام می کنید ؛ برای آشنایی ؟ برای دوستی ؟ برای انجام کار؟ برای ابراز علاقه و ارزش طرف؟![]()
خوب هر کدوم از اینا اگه کسی که بهش سلام می کنیم سلامت باشه و شاد بهتر نتیجه میده
تصور کنید اگه یه بچه خیلی کوچولو به شما یا به بزرگتر از خودش سلام نکنه ، رفتار منطقی چی می تونه باشه؟
از نظر من بهترین رفتار ایه که انتظار اول سلام شنیدن رو از خودمون دور و عادت سلام کردن رو تو خودمون پرورش بدیم ؛ با این رفتار اون بچه ی کوچیک هم الگوی خوبی پیدا میکنه و اونجاست که میتونیم براش مثل بزرگتر واقعی ثمربخش باشیم ![]()
امروزه به محض رو به رویی یه بچه با یه شخص بزرگتر از خودش اطرافیان اون کوچولو چنان هشداری به بچه میدن ( سلام کن!!!!) که وقتی بچه سلام میکنه انگار ارزشی نه برای بچه نه برای فرد مقابل داره ! چرا بزرگتر سلام نکنه؟ مگه چی میشه ؟ ![]()
بچه بلده آرزوی سلامتی کنه؟ اینو بایدیاد بدن بزرگترا ولی خوب ......باید معنیه سلام رو به بچه آموزش بدیم طوری که منتظر باشه یکی بیاد تا سلام کنه
مثلا جوری سلام کنن به اطرافیان که باعث جلب توجه بچه شه و کوچولو خوشش بیادو خودش سعی کنه سلام کنه ( فکر کنم منظورمو خوب بیان نکردم
)
نظر من اینه که وقتی به کسی سلام میکنیم اونو خوشحال میکنیم چون براش ارزش قائل شدیم . اگه طرف سلام کنه ما خوشحال میشیم فرقی نداره باید سعی بشه تو سلام ما مقدم باشیم بدون توجه به شخص مقابل...![]()
*( متانت و سنگینیه دختران خوب ایرانی این اجازه رو نمیده که به بعضی افراد سلام کنن از شما پسران و برادرام خواهش میکنم این موضوع رو مدنظر داشته باشید
.....) در مورد بعضی پسرا هم همینجوره ها![]()
این در مورده سلام دادن بود حالا جوابش،
: اگه سلامی بدیم و جوابی نگیریم (اگه اونقدر واضح سلام کرده باشیم که جای هیچ شکی نمونده باشه) احتمالا دلگیر میشیم و راحت بگم اون لحظه فکر بی ارزشی و کوچیکی یا چیزی شبیه اون دردرونمون موج میزنه. و اگه جواب بشنوییم . خوب رضایتی دردرونمون هست که چون بهش عادت کردیم کمتر حسش میکنیم....
عجله – مشغله – و عصبانیت و کم حواسیه طرف رو صد در صد مد نظر بگیریم و در این صورت خودمون سلام کنیم و تو اون وضعیت انتظار شنیدن جواب سلام رو کمتر داشته باشیم و اگه جوابی نشنیدیم ناراحت نشیمچرا که مقصر شخص نیست . و اون لحظه حالت اون عزیزه که مشکل ساز شده. اگه بعدا یه یادآوری کنیم حتما موثر تره ( این جوری بهتره )![]()
ما میتونیم سلام کنیمو خوشحال چرا نکنیم ولی اگه سلامی شنیدیم و جواب ندادیم نه تنها خوشحالیه اون عزیزو پس زدیم خودمونو بد کردیم دوستمون رو در نظر خودش کوچیک کردیم یه کار خیلی بدی انجام دادیم اونم شکستن دلیه که با مهربونی سلام کرده......![]()
مراقبت از دل دوستمون ( همنوع یا هر کسه دیگه ) یه وظیفست و شادیه اون هم یه لطف و مهربونی. وظیفه واجبه و لطف و مهربونی اختیاری...پس به نظر من:::
اینه که سلام کردن مستحبه و جوابش واجب!
با سلام کردن می تونیم گل شادی دل همه رو شکوفا کنیم و با دادن جواب سلام به این گل قشنگ آب بدیم...
*تو نامه ها و پیام کوتاه یا نوشته هایی از این دست که طرف حاظر نیست و بعدن اون متنو می خونه ، فکر کنم بهتره که حتما سلام کنیم چرا که عطوفت خودمون و ارزش طرف رو نشون میدیم!
انجام وظیفه :
تشکر ویژه از A.S و MR.Amir که دلم واقعا براشون تنگ شده
ممنون از همه ی اونایی که بهم میگن داداش!:![]()
توجه: برای دیدن کردن از ویلاگه عزیزانی که وبلاگ دارند کافیه رو اسمشون کلیک کنید...
کلیک کنیدا![]()
خواهرام: (آبجی مینای مهربون-آبجی کیانای گل– آبجی فرزانه (دختر باران) – آبجی فرناز- ابجی شهرزاد- خواهر گل الی خانوم – خواهر هنرمندم سارینا- آبجی متین - آبجیه خوبم حسنا– آبجیه مینای جدید! و...)![]()
برادرام: ( داداش امین گل – داداش خوبم حسام - داداش سعید گل- داداش مسعود عزیز- داداش خوش بیان هادی - داداش مهدی – داداش عباس – داداش میلاد -آقا بزرگ جوون و... )![]()
از همه دوستانی که به وبلاگم سر میزنن ممنونم امیدوارم تو زندگیتون سعادتمند باشید![]()
ببخشید بابت پرحرفیم و ممنون از اینکه وقتتون رو به من دادید![]()
موفق و شاد باشید در پناه حضرت حق
دلتون شاد وو لبتون خندون
حق نگهدارتون![]()
![]()
![]()
View Raw Image" href="http://s4.tinypic.com/986jdd.jpg" class="thickbox">