سلام امیدوارم خوب باشید و سرحال
این بارعینه فکرامو در مورده زمونه براتون به صورت مختصر مینویسم
از واژه ی زمونه که با کلمات روزگار – دنیا – دوره مترادف هم هست ظاهرا
به محض بروز یه مشکل یا دلگیری یه اه میکشیمو می گیم ( ای روزگار)
خوب ، تا حالا به این فکر کردم روزگار چیه؟
این زمونه یا روزگار همون دنیاییه که همیشه توش عذاب و مشکل بوده ولی اون چیزی که بیشترین سختی رو برامون به همراه داره نا مهربونیاست....
مهربونی از یه سلامه معمولی شروع میشه و با توجه کامل میشه و تا ابدیت ادامه داره ( با خداحافظی تموم نمیشه )
خیلی با خودم کلنجار رفتم ... کاری که راحته مهربونی کردنه پس کجاست؟
از دو سه نفری سوال کردم حالا جواب های تمسخر آمیزو بذاریم کنار گفتن:
مهربونی یعنی بابا جیب پسرش رو پره پول کنه !!!!
مهربونی کن بی وفایی ببین ...!
مهربونی یعنی ساده لوحی !!... باید سنگین باشی...!
و معانی دیگه ...
مهربونی از نظر من :
موندن – سوختن – ساختن – داغون شدن و بیخیال نشدن – اعتماد - فکره انتقامو دور ریختن – یه عشق برا خودمون داشته باشیم- دروغ نگیم – محبته بی ادعا- اینکه در بیشتر مواقع خودمونو شاد نشون بدیم (ولی من نمی تونم)
خوب، کاره سختیه؟
فقط کافیه وقتی دارید با کسی رفتاری میکنید قبلش خودتونو بذارید جای طرف ببینید چه حسی پیدا می کنید و اینجاست که طعم تلخ دروغ یا بی وفایی رو در خودمون حس و اونو از خودمون پاک می کنیم . زمونه با مهربونیا مهربونه چیزی که زمونه رو بد می کنه خودمونیم چرا که خدا رو باید مد نظر داشته باشیم.
میگن دنیا کثیفه چرا؟
به خاطر اینکه توش پره از درد وغم ،پره از چاه، پر از بلا، پر از اشک ریختن، از همه مهمتر پره از مادیات .
دنیای خوب دنیای با خدا بودنه دنیای مهربونی کردنه ...دنیای ظاهرسازی و عشق های کاذب مشکل آفرینه، ودنیا نیست دوزخه اما با آتیشش به دله!.
غصه ی زمونه رو خوردن هم اشتباست ولی چه کنیم در حدی نیستیم که بتونیم حرص دنیا رو نزنیم.
دنیای خدا بد نیست . دنیای ساختگی که پر از بی عدالتیه، تنفر آوره؛ دنیای که بعضی( به اصطلاح انسان ) ساختن.
دلم میخواد ... می تونم ::::
خیلی استوار و محکم بایستم رو پاهام نذارم این غم و غصه ها کمرم رو خم کنه بزنم تو سره مادیات خدا رو مد نظر داشته باشم به کوچکترین چیزی که تو این دنیا میبینم فکر کنم و به عظمت خدا و کوچیکیه دنیا ی زمینی پی ببرم .
دلگیری از کسی رو بازگو کنم به دو دلیل :
1- تا دچار غم و غصه های عجیب نشم (افسردگی)
2- با گله ایی که می کنم . و دلیل خواستن اینو بفهمم که مشکل از منه یا از طرفه عزیز...؟ اگه از منه با یه عذر خواهی تمومش کنمو دلجویی ... اگه از اشتباه از عزیزمونه خوب توقعی ندارم بازم یه کاره بزرگی انجام دادم اونو از یه عیبش با خبر کردم اونو بیدار کردم این نشونه ی عزیز بودنشه نه کینه ی من من ناراحتم و به دنبال دلداریه یه نفر پس نباید ازم دلخور بشه ...
وای ، خدا منو ببخشه که به قضا قدرش و به صلاح و مصلحتش به نام زمونه ایراد میگیرم . واقعا چرا باید نا مهربونیه خودمون و دیگران رو بذاریم پای زمونه؟؟؟
نه . باید دیدمونو به زمونه عوض کنم زمونه چرخه ایست به ناخداییه خدا .... دنیا چرخه اییست که اگه بخواییم می تونیم از خدا کمک بگیریم باید این کارو کنیم چرا که اگه به یاده خدا نباشیم شیطون و ... وارده کارامون میشن و بعدش میشه اونی که نباید بشه با این حال اختیار با خودمونه خدااااااااا چه مهربونییییییییییییییییییی
این بود نتیجه ی یه فکر( در مورده زمونه) در طول چند دقیقه....
دل نوشته ی زمونه که به سبک عجیبی گفته شده در ادامه ی مطلب....
*انجام وظیفه :
ممنونم از دو تا از بهترین همراهانم A.S & MR.Amir
تشکر می کنم از خواهر خوبم که اینجا کنارمه و تمام خواهرایی و برادرایی که که یادشون برای من آرامش رو به همراه داره ( آبجی مینا ی مهربون – آبجی کیانای گل- داداش امین عزیز – آبجی فرناز- آبجی متین – آبجی الی..ـ داداش حسام – داداش سعید - داداش هادی- داداش مهدی - خواهر خوب( دختر باران) و آقا بزرگ ! – آبجی آرزو- و ...
از تمام دوستانی که به وبم سر میزنن تشکر میکنم و امیدوارم بتونم لطفشونو جبران کنم
شاد و موفق و سرزنده در پناه خدای منان و در راه بهشت سعادتمند باشید...
حق پشت و پناهتون


