فراموشی
امیدوارم حالتون خوب باشه و سلامت باشید و شاد
(آپ من اکثرا طولانیه و من اونو دو قسمت می کنم یکیش الان یکیشم هفته ی بعد)ولی این بار کامل آپ کردمش چون چندان زیاد نبود و ببخشید اگه بازم نبودم آخه ۳ هفته ایی به مسافرت کاری رفته بودم و باز هم از این به بعد در خدمتتون هستم
این روزا که میام نت برای آپ یه موضوع خیلی ذهنمو قلقلک میده
ققلک که چه عرض کنم یه جورایی اذیتم هم میکنه- اذیتشو بیخیال
موضوع: فراموش شدنه
من عادت دارم قبل از هر چیز اون کلمه ایی رو که می خوام در موردش بنویسمو معنی می کنم خوب پس :
فراموشی شاید یه نوع پاک کردنه ولی نه به همین راحتی
یک دلیلش بی حواس بودنه – این نوع سادشه که با این حال بازم باعث ناراحتی میشه ولی خوب در اکثر مواقع ختم به خیر میشه و پای دل وسط نمیاد. من طرفم دله
دومیش زمانه – زمان و غیبت و نخوردن تیک حاضری! ولی نه؛ این نوع فراموشی هم نوع نابش نیست . هر چند خیلی زیاد اتفاق میافته و بعضی وقتا واسطه ایی میشه برای نوع سوم فراموشی...
نوع سومش هم همون از یاد بردنه – همون شیفت دلیت شاید- سخته خیلی سخته
مخصوصا اگه پای دل وسط باشه
جا برا ریکاوری هست منظورم برگشته ولی خوب همیشه پل های پشت سر سالم نمی مونن
تا دلیل فراموشی چی باشه از بی معرفتی و خودخواهی شاید تا به خیانت و ظلم و دروغ و تهمت و دخالت و...
بازم میگم اینایی که گفتم دلی ها
احساسیه
با روح آدم طرفن نه با جسمشون
به هر حال هر چی هست زیر سر اشتباه و گناه و به عبارتی بد بودنه یکیه
اینجور که الان دارم میگم میشه این: آدم خوب فراموش نمیشه
ولی نه اینجور نیست
همون طور که خوب ها هم تنها می مونن پس فراموش هم میشن
ولی از طرف کیا؟! همون بدا
اینجا بدا فراموش می کنن
بعضی وقتا هم بدا فراموش نمیشن چون بد کردن – ولی چه فراموش نشدنی که خروار خروار نفرین و ناله و آه بدرقه شونه....
یه مانع هم شاید بهانه ایی برای فراموشی شه ولی نمی تونه تا آخرش بره ... یعنی کم میاره و میافته سربالایی مثل همون زمان!
عشق و علاقه ضد خیلی چیزان- یکیشم همین فراموشیه
علاقه اگه باشه راه فراموشی بسته است بدجور هم بست است
علاقه یه تنه می تونه هم فراموشی رو از پا در بیاره و هم مانعی که برا فراموشی گذاشتن
پس چی شد؟! فراموشی کلا بد شد؟
نه... همیشه که بد نیست ، تا الان می خواست دل بشکونه بد بود حالا اگه بخواد دل بدست بیاره چی؟؟؟؟
نمی تونه؟
می تونه....
اینطور که یه نفر اشتباه- گناه یا هر چیزی که بد باشه رو فراموش می کنه از ذهنش پاک می کنه تا دیگه نتونه انجامش بده تا برگرده
تا خوب شه و .... به عبارتی بخشش هم نوعی فراموشیه... از نوع قشنگش
اینجا به هر صورت یه دلی رو بدست میاره می خواد دله خودش باشه (که این کمشه ولی خوب با این حال خیلی با ارزشه) – می خواد دله یکی دیگه باشه (این که خیلی عالیه) – یا شایدم توبه باشه و بخواد دله خدا رو بدست بیاره....
خدا آفریدشو دوست داره و همین دوست داشتن همون مانع بزرگه برای فراموش کردن ، دوست داشتن از مهر میاد و مهربونی هم سر چشمه اش خداست
عجب...!
حواسمون هست خدا چی رو برا چی خلق کرد؟! فراموشی رو برا چی ؟ دوست داشتنو برا چی؟ زمان و برا چی؟
جواب هر کدوم از این سوالا خودش چند تا پسته...
منم زیاد حرف زدم چند خط دیگه می گمو تموم
یه مهربون تنها نمیشه یعنی بی کس بس همدم... شاید ظاهرش تنها به نظر بیاد ولی یانجور نیست. چون دلیلی هست برای یاد کردنش که همون مهربونیشه و کسی فراموش شده ست که یادی ازش نباشه ....
کاری کنیم که دوسمون داشته باشن تا فراموش نشیم و خدا نکنه کاری کنیم باعث فراموش شدن کسی بشیم باعث یه ترک حتی کوچیک رو یه دل حتی سنگ !
چه خوبه بتونیم خوب باشیم (مهربون) و خوبی ها رو ببینیمو(قدرشناس) و از بدیها چشم بپوشیم(بخشنده) و در آخر خوب و از یاد نبریم (خدا) و بد و پاک کینم(توبه)
یه مقدار ساخت و ساز می خواد ... همین...
اگه زیاد حرفیدم ببخشید
براتون بهترین آرزو ها رو دارم – موفق و شاد و سبز و سرفراز
زیر درخت سعادت برقرار باشید
تشکر هم نوعی یاد کردنه پس طبق معمول
با تشکر از: آبجی صحرا و آقا امیر گل- آبجی می نای مهربون- داداش امین عزیز و آبجی کیانای خوب
و آبجی تشنه که نمی دونم کجاست
ممنونم از داداش عباس و آبجی بهار و خواهر خوب فرزانه خانم و البته داداش امید و شاهرخ برادر گل و با معرفت...
از همه ی کسای که اسمشونو نیاوردمو به وبلاگ من سر می زنن هم کمال تشکر رو دارم(ببخشید)
منو بابت کوتاهیام ببخشید حق نگهدارتون

سلام