فلش بک


سلام

اميدوارم حال همه ي شما خوب باشه

سال 88 سال عجیب و غریب زندگیم بود!

اگه بخوام در ارتباط با این سال در اینجا بگم:

سالی که خدشه دار شدن معرفتم کلید خورد !

تعداد نظرات من در این سال در وبلاگ اونایی که برام اهمیت داشتن:0-و دیگه حداکثر انگشت شمار بود!

داشتم نظرات و پست هاي سال 88 خودمو چک ميکردم


هيمنجوري برا اينکه ببينم چي مينوشتم و البته چطور مينوشتم!

بعضي جاهاشو باورم نميشد که اصلا من نوشتم!
چن قسمت داشت
آخراش یه قسمت بود:
انجام وظیفه
خودتون برید ببینید چه خبره!
لعنت به این فراموشی ...

با خودم چند باري گفتم چي بودي و چي شدي

انگار معتاد شدم! همه چي رو از دست دادم!

باز به خودم اومدم گفتم نه بابا اينا همش خياله تو هموني ...ولی نبود
شاید دیگه وقتشه دل و عقلم رو دعوت کنم تا یه تصمیم جدی بگیرن!

من ماضي من، به من به شدت آرامش ميده...جدي ميگم

اين آرامشو مديون نوشتن هام هستم و ثبتشون
 والبته همراهانم

دلم میخواد بگم : قدر نوشته هاتونو بدونيد و يه مطلب رو از ته دل بنويسيد تا در سال هاي آتي براتون مايه آرامش شه

حالا از اينها گذشته...

رسيدم به نظرات
فکر میکردم فقط من عوض شدم!

بابا دنيا عوض شده

اينا چيه؟!

نظرات هم کامل بودن!
هر چی می خونیشون تشنه تر میشی
دلت میخواد دوباره اونارو  قرار بدی تا ...
شاید هم این کارو کردم خدا رو چه دیدی
...

راستش یه فایلی آماده کرده بودم-خیلی وقت پیش- از قسمت های قشنگ نظرات
می خواستم در قالب یه پست اینجا قرار بدم
کامل نبود اینکارو نکردم ولی
 میخوام کاملش کنم
عزم و جزم کردم به شدت
...
راستی اینو هم بگم خیلی مطلب در ذهنم هست ... کلی رو فقط تیتر وار در دفترچه ایی نوشتم
و چن صفحه ایی هم تایپ کردم
ولی فعلا
فکر کنم یه حالتی شبیه هنگ اومده سراغم
دستم تا میره برا نوشتنو تایپ و ویرایش!
یه پنجره ارور جلوم باز میشه
توش نوشته :
خطای اول و آخر:
ذهن شما سر در گم است .لطفا تلاش نکنید.
و یه گزینه داره اونم تاییده
و دیگر هیچ
شاید ویروسی شدم
شاید هم کلا سیستم عامل و عملکردم دچار مشکل شده!
یا شایدم پردازش گر درونم...
به هر حال و صرفا جهت اطلاع در حال رفع این خطا هستم
به زودی کاملا فعال در خدمت شما هستم و البته
به روال خیلی قبل

همون من ماضی!


از همین حالا شروع میکنم:

 

از نظراتی که آینه ی حال حاضر دلم است:


چیزی بنویس...
چیزی بنویس....
گوشه ای...
نغمه ای........
ناله ای......
چیزی بنویس...
حرفی شاید...
بغض لعنتی سکوت را بشکن...
چیزی بنویس...
تو را به خدا.....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ........
بی فایده است ...

می بینی؟!!!



انجام وظیفه:[آیکون علاقه مندی و عشق]

بهتره به قول فردوسی پور اینجاشو فلش بک داشته باشیم به قبل


قسمت های بی ربط رو خودتون حذف کنید ولی اکثرش زبان حال الان من هم هست!لطفا روی لینک زیر کلیک کنید

ماه اشک





ماه اشک آمد و شده دلها غمين
چه شوري بر پا و چشم ها نمين

ناله سر دهند با يک يا حسين
تيره به تن و جان ها عزا نشين

قطره قطره اشک ها پر ز بار درد
گويي شدست بغض با روح ها اجين

عاشورا  لرزاند  همه عرش  و فرش
صبر زينب نگنجد در آسمان يا زمين

او که شط به دست عطش نوشيدست
عباس است و در وفا ،يابي کجا چنين؟

بني هاشم غلطيد به خون به نينوا
تاآزادگي باشد با شيعه ي علي، قرين

چه باید کرد مرحم این دل ماتم زده را
امان ز قلب پر ز جهل و خشم و کين

*کوفي گر زد بر پيکر فلک زخمي
*شبه کوفيانند کنون نيز در کمين

*دهان هر چه جنبد و عمل که هيچ
*کوفي راه رسمش همان بود و همين!

*بصيران را به شهر کوران چه کار
**گم کرده ست،گم،راه بهشت برين

***کعبه ي دل را خدايا نمايان به ما
***چشم ظاهر بين ماست دشمن عشق و دين
<*><*><*><*><*><*><*><*><*><*><*><*>

سلام...
فرا رسیدن ماه محرم و ایام سوگواری اباعبدالله الحسین (ع) رو تسلیت میگم...
<*><*><*><*><*><*><*><*><*><*><*><*>
پی نوشت اول: دلم تنگه و دلم گرفته و دلم شور می زنه  برای :داداش امین
پی نوشت دوم: خواستم ساده بنویسم ... نشد... نتونستم... کمی در دلم درد بود...
پی نوشت سوم: بعد از مدت ها دست به قلم بردم... مشکلات رو ببخشید...

پی نوشت چهارم:
التماس دعا...