بدون شرح...
به نام آفریدگار بهار و بهاری کننده ی دلها
============================
سلام به همه ی شما عزیزان(آبجی و ها و داداشا) و دوستان
»»»سلام یعنی مقدمه ی وجود عشق و رغبت – بی مقدمه شاید محبت ها خیلی کوچیک به نظر بیان.....
امیدوارم:
خوب باشید و سلامت و شاد و بهاری
سبزو زلال و عمیق تو فکراتون
پر شورو نشاط تو زندگیتون
استوار و پایدار و محکم تو عملتون
دست امید تو دستاتون و توکل همیشه همراهتون
سبز و زلال و بهاری، دشت و رود و باغ دلتون
و پایبند باشید تو عشق و عهد و پیمانتون....
ساله جدید رو با این آرزو ها به شما تبریک میگم
حالا طبق قولم به عزیزام درد و دلمامو میگم
نه صبر کنید
درداش ماله خودم دلش برا شما
خیلی وقت شده که آپ نگاه آمادست- ولی قبل از این که اولین آپ سال 88 رو انجام بدم تصمیم گرفتم در مورد سالی که گذشت حرفایی بزنم.
اینم بگم که وقتی این موضوع"سالی که گذشت" به ذهنم رسید که نون ها رو تک تک از تنور در میاوردم و خودم هم نمی فهمیدم کی اونا رو تو تنور چیدم چون تو فکر بووووووووودم.
وقتی به خودم اومدم دیدم دارم به عمر فکر می کنم – روزایی که مثل همین نونا یکی یکی از جلوم گذشتن و خیلی هم با اهمیت بودن و من باید سعی می کردم بهترین روزها رو برای عزیزام و خودم بسازم...!
گذشته ها که رفته ولی همین که بهشون فکر کنیم و ببینیم چه کردیم در نوع خودش می تونه خیلی کمک کنه
دنیا پیشرفت کرده بود و منم باید دست به کار می شدم باید فکر می کردم باید می نوشتم و باید اینجا آپ می کردم اونم با نوشته ایی از خودم...
نوشتم و اینجا قرارش دادم فقط در مورد خودم بود...
اون زمان کسی نبود تو لینک من نوشتم تا خودمو به اونایی که برام عزیز بودن بشناسونم – نمی دونستم این کار سخته –
به هر صورت یه آپه طویل بود...
مطمئنم تعداد خواننده های اون آپ تا این لحظه به تعداد انگشت های یه دست هم نمی رسه
ولی خیلی خوشحال شدم وقتی فهمیدم آبجی صحرا اونو خونده و نظرشو رو هم گفت.
مثل یه خواهر واقعی باهام حرف زد ....
ارزش مند ترین نظر وبلاگم همون نظر بود چون منو به فکر فرو برد منو وادار کرد بیشتر بنویسم و انگیزه ی نوشتن برام ایجاد شد.
نظر حاله حاظر من:
اگه کسی تونست فقط برای یه لحظه شما رو وادار به فکر کنه شما تا آخرعمرتون باید قدردونش باشید چون هیچ چیز مثل فکر ؛خامو پخته نمی کنه.! ...
خوب آبجی صحرا منو تا آخر عمرم به فکر راهنمایی کرد تشکر که کاره کوچیکیه در مقابل این همه لطف.
آبجی صحرای گل و آقا امیر عزیز شما جایگاهی ویژه تو دلم دارید همیشه....بگید چطور می تونم قدردونتون باشم
روزی هزار بار خدا رو شکر می کنم که منو با شما آشنا کرد...
از خدای مهربون هم برای شما دو تا گل مهربون آرزوی سعادت خوشبختی و شادی و نشاط تو زندگیتون دارم و اینم میگم فرقی نمی کنه کجام
به یادتونم. و ممنونتونم تا وقتی می تونم
آبجی می نا هم همیشه بهترین نظر ها رو تو پست ها داده (گل سر سبد وبلاگم)(خوش قلب) – بهترین نظرها همون هایی هستن که منو بازم به فکر دعوت کردن. و البته آین مهربون منو با یه آبجی مهربون دیگه آشنا کرد. آبجی تشنه (بارون مهربونی) که اونم با متانت و فکر عمیق و معنویش منو تحت تاثیر قرار داد. از هر دو آبجی مهربون تشکر می کنم
«نظر یعنی: نگاه کنیم و ببینیم چی میبینیم به دیدنی هامون فکر کنیم سعی کنیم با طرز نگاهمون به .... آرامش بدیم بیشتر از قبل و بعده اون خواسته ی دل اگه جاش باشه و فرد مقابل توانایی انجامش رو داشته باشه مطرح کنیم (از قبیل دعوت – گله – شکایت..).»
آبجی کیانا هم یه جور دیگه منو راهنمایی کرد (مهربونه محتاط)- شعر(دلنوشته ) راهی بود که آبجی کیانا به من نشون داد
شعر و هر هنر دیگه می تونه یه مطلبو به صورت کوتاه ولی پر محتوا بیان کنه. هنر ها زیادنو جای فکر فراوون
اصلا خوده فکر هم هنره- از آبجی کیانا هم تشکر می کنم
علاقه و دوستی رو از داداش امین یاد گرفتم ( دوست داشتنی ترین داداش دنیا ) شاید خودشم تا حالا متوجه نشده باشه- داداشی که حرف دلشو میزنه شاید بعضی وقتا باعث ناراحتی شه ولی خوب معلومه از روی علاقست که بعده خداحافظی بازم به حرفاش ادامه میده!!!! تو داداشا جایگاه این داداش ویژه ست .
اینا همش بر می گرده به نگاه!
داداشی ممنون
آدما با نگاهشون می تونن همیشه قدردون باشن و کاری کنن که دیگران هم قدر اونا رو بدونن
خیلی ها تو نت تونستن منو تحت تاثیر قرار بدن که الن اسم میبرم و ازشون ممنونم
آبجی فرزانه که همیشه موضوع روزو ملاک قرار میده و با بهترین روش ها هم کمک می کنه و هم از کمک بقیه برخوردار میشه
گیلدا خانوم که افکر مثبت و زندگی درست رو نشون میدن.
و اونایی که با حضورشون منو دلگرم کردن:
آبجی بهار – و آبجی الی و آبجی فرناز- داداش حسام و داداش هادی و داداش سعید از شما هم ممنونم
از تمام اونایی که آبجیه من هستن و همچنین داداش هام تشکر می کنم .
از تمام دوستان متشکرم
حرفه دل :
حکایت قشنگیه حکایت چکیدن دونه های بارون اشک روی کاغذی که حرف دل روش نوشته میشه.
جنس این هر یک از این برگ ها ارزشمند تر از طلاست .....
ولی حالا شاید به خاطر پیشرفت و تغییرات حروف کی برد هم از این بارون خیس میشن. ...
درسته این بارون کمی غمناکه ولی غمی مثل این دلنشینه و انگار باید باشه تا چرخ یه زندگی پر شور و نشاط بچرخه.
همه غم ها بد نیستن پس...
اشک خیلی وقتا از روی گونه ها سر می خوره ولی وقتی به خاطر حرفه دل و از روی علاقه باشه...
یه اشک نیست فقط- یه همدمیه که نوازشت می کنه اونم به موقع
چه دوست خوبیه گریه... که هر موقع خواستیم خودش میاد سراغمونو ما رو نوازش می کنه و بهمون آرامش میده.
حالا می فهمم چرا خیلی ها گریه رو دوست داشتنو دارن- این نشون میده خوب نگاه می کنن.(واقع بیننن)
برگ زرد روی درخت می دونه بالاخره یه روزی درخت اونو رها می کنه ... ولی همین برگا وقتی سبز بودن با هم می تونستن سایه شن برای یه آدم - نشونه ایی بودن از نشونه های فصل های خدا کوچیک بودن ولی خوب کمک می کردن توقعی هم نداشتن...
رشد کردن و کمک کردنو وقتی تو فصل پاییز زرد میشن بازم قشنگن. ولی به هر صورت یه روزی باید از شاخه(دنیا) رها شن.
من خودمو برگ زرد می دونم و اسم دفتری که دلنوشتهامو توش می نویسم به نام (دلنویس برگی زرد) انتخاب کردم. دفتری که وقتی هر برگ سفیدشو با خطوطی پر می کنم انگار بذری می کارم و با اشکام بهش آب میدم تا ثمره ی شادی رو بده اونم نه فقط برای خودم... اول برای عزیزام و بعد اگه شد برای خودم...
نگاه کنید و ببینید از یه برگ نمناک دفتر چه دلهایی رو میشه شاد کرد .......................
هر پستش اینجام برگی می تونه باشه از همون دفتر......
»»»دنیا حتی اگه مجازی باشه ! دنیاست جزئی از عمره و عمر هم یعنی گذر شادی و غم کنار هم – شادی و غم دو تا حقیقتن که مجازی ندارن پس در زمینه ی نوشتن حرف دل اینجا هم جایگاهیه حقیقی...و اونایی که اینجا (آبجی و یا داداش) رو یدک میکشن یعنی برای همیشه تو یادم می مونن و تو دلم جا دارن و این حقیقت تا غروب خورشید عمرم و حتی بعد اون ادامه داره... همیشگیه.
قدر خیلی چیزها رو باید دونست ولی خوب قدر دونی هم نیاز به یه طرز فکر درست داره تا به ارزشش پی ببریم و این بعضی وقتا نیاز به تلنگر داره !
به هر صورت با این همه نیاز...
همه نیازمند خداییم- یه الگو یه ایده ال برا خودمون بسازیمو ببینیم کاری که انجام میدیم چه سودی داره و اینم مد نظر داشته باشیم که:
باعث شادی و خوشحالیه عزیزان شدن هر چند کم ؛ احساسی غیر قابل وصف در ما ایجاد می کنه که بدون شک سودش خیلی خیلی زیاده و نه برای این احساس بلکه برای ارزش کارمون و ارزشی که خودمون پیدا می کنیم
نظر کردن به نظرای قبلی و فکر به اون و ارزشش و بالا بردن سطح اون خالی از لطف نیست(یه نظر واقعی)
حسرت زان دلی کـه شدست بـه سرای فـانی بسته
افسوس که دل شـده ز تمنای نگــاه مهر یار خسته
نالم ز دو حـــرف اول نـگـــــاه ز خوبی ها رسته!
کنون نگاه گردد گنـــاه و بند راستین عشق گسسته
بهارآمد و فرود خوشـــه ی مهر الهـی دسته دسته
بکار در دل بذر مهر که پلــــک زنی فرصت جسته
ممنونم
موفق باشید
مراقبه خودتون باشید
منو به خاطر تمام کوتاهیام ببخشید
حق یارونگهدارتون![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام