عنوان دارد!
امیدوارم خوب باشید
خوب بعد از چند وقت اومدم تا آپ کنم
منتظر نظرات کسایی بودم که برام مهم بودن!
جا داره این مطلبو بگم که هیچ وقت انسان نمی تونه مختصر حرف دلشو(به خوبی) بیان کنه مگه با ترفند هایی یا به عبارتی هنرهایی...
من هم به نوبه ی خودم دست به این ترفندها زدم
دلنوشته(شعر)... تا اونجا که در توانم بود
کاریکاتور و نقاشی هم تا حدودی
زندگی و حالات روحی خیلی خیلی عجیب و پر فراز و نشیبی داشتم ... و این ترفند ها خیلی به آرامشم کمک کردن. خیلی خیلی زیاد...
فقط از دلنوشته می خوام بگم...
کمتر کسی دقت کرد که معنی دلنوشته ام با متنم تناقض داره - بهتر بود بیشتر به دلنوشته دقت می کردید تا به متن...
فقط یک نفر به این موضوع پی برد!
زمونه رو ما آدما میسازیم- زمونه چیزی نیست که اجباری باشه- زمونه همون زندگیه- همون جامعه - همون ملت-همون.... ولی یه سری حقایق وجود داره که نمیشه کتمان کرد...
ولی در هر صورت کسی این حرفو نمیزنه که خوب بودن بده یا خوبی فراموش میشه ... حرف من اینه-خوبی جایگاه خوب خودشو در دلهااز دست داده!- کافیه یه کم به این حرف فکر کنید
خیلی وقته اینطوره
بذارین سخت تر بگم!!!!
آهنگ زندگی با نت های ملایم و مهربون دلنشینه ولی ریتم اون با نویز های منفی بافی و غرور و ... همیشه در حال به هم خوردنه...
نیمه پر لیوان رو اگر کسی ببینه نا خوداگاه در دلش زمزمه میکنه چرا بقیش پر نیست انرژی های منفی فراوون شده.
من اینا رو میگم چون تصمیم گرفتم که دیگه حرفامو فیلتر نکنم...
می خوام رو در روی امواج و انرژی های منفی بایستم
می خوام باور لذت بخش بودن زندگی پر مهر رو از هر چی افکار منفی دور کنم.
دیوانه وار و با تمام توان می خوام این بدی ها که به اصطلاح زمونه رو بد کرده و از وجودم پاک کنم -اگه وجود داره-
به این حقیقت رسیدم که خوب ها کم شدن و کمی هم دارن بهشون سخت میگیرن.. نگید نه که ...
حرف دلم دلنوشته ست

فقط می تونم در این مورد بگم که هر بندش -بیت- برای من اونقدر حرف داره که اگه بخوام بگم شاید پای مانیتور خوابتون ببره!!!
من تازه ابتدای راه پست های مختصر و مفیدم... اشتباهاتم رو ببخشید
من همون داداش مصطفی ام... بسیار بسیار بسیار کوچولو با همون افکار شاید عمیق تر..
با یک تفاوت:شاید تا حدود زیادی دلخور
نمیخوام هر مطلبی رو مثل قبل خیلی خیلی باز کنم....همین-- بعضی
وقتا احساس می کنم اشتباه می کنم - ولی اگرم مطالب رو باز کنم پست ها سر به فلک میزنه- از سرو ته حرفها زدن نتیجه ی بدی میده برام...
فکر نکنم کسی که یه وقتی خوب فکر میکرد و خوب مینوشت ... افکارش روبه تزلزل بره و ..
ولی اشتباه بعضی وقتا در شرایط مختلف رخ میده - توقع بی اشتباه بودن از هر کسی خیلی خیلی بزرگه ... مگه نه؟
در پست قبل:
اشتباهات خط خورد و قرمز ها در حالت های روحی نا خوش و سبز ها باورها و بقیه افکار معمول هستن...
دلنوشته رو یه بار دیگه بخونید-دلنوشته ی پست قبلو-شعر منظورمه!
پست بعدی من سعی می کنم معنی این دلنوشته باشه ... البته مختصر و مفید و مطمئنم خیلی خیلی خوب میشه
موفق و شاد و سرفراز باشید...
حق یارتون![]()
![]()
![]()
![]()

سلام